آرشیو دسته بندی

داستان

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۵

ریحانه که از علی اکبر دلخور است، برای جلب توجه و در واقع انتقامجویی سر سفره کنار سجاد - برادر شوهر بزرگش- می نشیند و...شب هم در خانه مادرشوهرش و در تاریکی سجاد را به جای علی اکبر اشتباه می گیرد و دستش را روی شانه اش می گذارد. علی اکبر این…
بیشتر بخوانید...

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۴

ریحانه که دستش به شدت مجروح شده و بخیه خورده، چند روزی در خانه استراحت می کند. اما برای آنکه کمی دلش باز شود، خانواده شوهرش او را به پارک می برند. در پارک ریحانه و فاطمه از خلوت بودن زمین بازی استفاده می کنند و سوار تاب می شوند. علی اکبر از…
بیشتر بخوانید...

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۳

علی اکبر ریحانه را از ترک موتور پیاده می کند. ریحانه عصبانی پیاده می شود و شروع می کند به دویدن. در حال گریه در کوچه ای خلوت دزدی کیفش را به زور از او می گیرد و دست ریحانه را با چاقویش زخمی می کند. ریحانه بر می گردد و درست سر کوچه خانه علی…
بیشتر بخوانید...

داستان کوتاه/ بله را بگویم یا نه؟

لیلا صادق محمدی شاعر و نویسنده کودک و نوجوان است. در شعر کتاب "راز سبز زندگی" مجموعه شعر بزرگسال در قالب های دوبیتی، شعر نو و غزل از او چاپ شده است و در داستان کودک و نوجوان به کتاب­های "گرگ ناقلا" و "سنجاب باهوش"، "عاقبت شکمو"، "قول…
بیشتر بخوانید...

‍ داستان بلند/ مدافع عشق ۱۰

ریحانه تمام تلاشش را می کند تا علی اکبر مجبور می شود به همه اعلام کند که ریحانه همسر اوست و برای همین برای دیدن علی اکبر با دسته گلی به جلوی حوزه می رود. علی اکبر که نمی خواست دوستانش از ازدواج او خبردار شوند، با دیدن ریحانه ناراحت می شود و…
بیشتر بخوانید...