آرشیو دسته بندی

ادبیات

اخت‌الرضا چشمه جوشان کوثر است

کتاب "چشمه جوشان کوثر" از کتاب های مستند محبوبی است که در مورد زندگی حضرت معصومه (س) نوشته شده است و منبعی خوب است برای کسانی که دوست دارند اطلاعاتی واقعی و در عین حال جذاب در مورد زندگی این دختر بزرگوار اهل بیت بدانند و به معرفتی عمیق تر…
بیشتر بخوانید...

“ولادت”، داستان ولادت دوباره یک ملت است

رمان" ولادت" داستان تولد تازه ایست برای ملت ایران که همراه است با آمدن امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) به ایران. "ولادت" همچنین روایتگر ولادت بزرگانی است که مرید اهل بیت بودند همچون دعبل شاعر صله بگیر هارون که عهد کرد در مهر علی بن موسی…
بیشتر بخوانید...

دختر گمشده، تصویری ترک خورده از ازدواجی مدرن

کتاب "دختر گمشده" نوشته گيلين فلين نویسنده مشهور آمریکایی است.فلين در اين کتاب نبض جامعه‌ جهاني و مسائلي را که دنياي مدرن و آدم های به ظاهر مدرن با آن سروکار دارند را يافته و گام‌ به ‌گام مخاطب را به درون جامعه‌ اي مي‌ برد که در آن، نه…
بیشتر بخوانید...

“برو دیدبانی بگمار” روایتی جذاب از بیداد نژادپرستی

کتاب " برو دیدبانی بگمار" دومین کتاب هارپر لی نویسنده معروف آمریکایی است که 50 سال پس از نخستین کتاب نویسنده، "کشتن مرغ مقلد" نوشته شده است، به محض انتشار جزو پر مخاطب ترین کتاب ها قرار گرفت و توانست رکورد فروش و چاپ مجدد را در آمریکا…
بیشتر بخوانید...

آوای فاخته، کتابی جنایی از خالق هری پاتر

آوای فاخته کتابی از جی. کی. رولینگ، نویسنده بریتانیایی هری پاتر و اولین جلد از یک مجموعه جنایی و هیجان انگیز است که با حادثه قتل دختری سیاه پوست شروع می شود؛ دختری که به فرزند خواندگی گرفته شده و در دنیای مد جایگاه و آوازه زیادی دارد.
بیشتر بخوانید...

“احضاریه ” عرض ارادتی ناتمام به بانو زینب

وقتی روانه بازار کتاب می شوی برای این که کتابی در باره زندگی و شخصیت بانوی قهرمان کربلا پیدا کنی که بتوان به جوان های امروزی مخصوصا دختران سفارشش را کرد و یا هدیه داد تا او را بعنوان یک زن طرازمکتب بهتربشناسند، با فهرستی از کتاب های با…
بیشتر بخوانید...

داستـان/ تجــــربــه

دقیقاً جلوی پایم ترمز کرد. شیشه تا نیمه پایین آمد. خم شدم. سی و هفت، هشت ساله بود. موهای شقیقه­اش جو گندمی شده بود. صورتش را صبح نتراشیده بود. بوی عطر آزورا از شیشه دوید بیرون. ضبط خاموش بود. چشم­هایش مستقیم و بی­واهمه نگاهم می­کرد.…
بیشتر بخوانید...

داستان/ ناشکری

برگشتم نگاهش کردم، تسبیحش از لبۀ تخت آویزان بود. آرام آرام دانه ‌های گرد و سبز رنگش را از بین انگشتانش رد می ‌کرد. صدای آرام صلواتش سکوت خانه را می‌ شکست. بغض گلویم را گرفته بود، دوباره برگشتم و صورتش را بوسیدم. لبخند گرمی تحویلم داد و…
بیشتر بخوانید...

داستان/ ماه گرفتگی

فرید مرا به اتاق عمل برد. هشت ساعت در اتاق عمل بودم. پانزده روز بعد فرید دوباره مرا به اتاق عمل برد و جای بخیه­ها را پیلینگ شیمیایی کرد. امروز قرار است پانسمان را بردارد. مطمئنم عملش خوب بوده.
بیشتر بخوانید...

لاک صورتی

بیش از سه روز نتوانستند امام زاده قاسم بمانند. هاجر صبح روز چهارم، دوباره بقچه خود را بست، و گیوه نوی را که وقتی می ‌خواستند به این ییلاق سه روزه بیآیند، به چهار تومان و نیم از بازار خریده بود، ور کشید و با شوهرش عنایت الله به راه افتادند.
بیشتر بخوانید...