هیچکس از شبهایی که یک مادر بیدار میمونه زیاد حرف نمیزنه…
از اشکهایی که بیدلیل میریزه، از خستگیای که تا استخونش میرسه، از روزهایی که خودش رو گم میکنه تا یه آدم کوچولو رو پیدا کنه.
مادر شدن همیشه لبخند و عکسهای قشنگ نیست.
گاهی پر از ترس، دلتنگی و حتی اشکه.
گاهی انقدر خستهای که خودت رو فراموش میکنی.
اما بعد…
یه لبخند کوچیک، یه بغل بیهوا، یه «مامان» گفتن ساده،
تمام اون سختیها رو تبدیل میکنه به قشنگترین حس دنیا.
مادر شدن سخت بود…
اما اگر دوباره به عقب برگردم، باز هم تو را انتخاب میکنم. 🤍