مجردی بهتر است؟

دختران در مجموع با تحليل اقتصادي هزينه به فايده، معتقدند که ازدواج بيش­تر به ضرر آن­ها تمام مي­شود تا سودشان. واقعا این نظر درست است؟

8

سرویس اجتماعی به دخت/

نتایج تحقیقی که در باره مشکلات دختران و زنان مجرد بالای 28 سال در تهران انجام شده نشان می دهد زنان و دختران بدون همسر و مجرد جامعه از «نبود امنیت خاطر» کافی در زندگی، محل کار و تحصیل رنج می برند.

دکتر انور صمدی، عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبایی که این تحقیق را انجام داده است، می گوید: این پژوهش میان دختران و زنان 28 تا 55 ساله مجرد و بدون همسر ساکن 22 منطقه تهران صورت گرفته است.

به گفته وی، رفتار نابهنجار برخی مردان نسبت به دختران و زنان مجرد بیست و هشت ساله یا بالاتر، باعث آزار روحی و سلب اعتماد و امنیت روانی آنان و خانواده های شان شده است. وی از جمله این رفتارها به تحقیر رفتاری یا زبانی(متلک) توسط مردان اشاره دارد.

این پژوهش بین سه گروه «دختران ازدواج نکرده بالای 28 سال»، «زنان مطلقه» و «زنان بیوه» انجام گرفته است. به اعتقاد دکتر صمدی، بی همسری زنان، برابر با مشکلاتی برای آنان است.

وی خاطرنشان می سازد: انواع مشکلات مانند تبعیض و نابرابری، تعصب و دخالت اطرافیان، احساس ناخوشایندی را در بیشتر زنان مجرد ایجاد می کند؛ سایه این نگرش همواره بر سرِ این زنان است.

رها۲۹ سال دارد و لیسانس شیمی است. رها شرح می دهد که در دوران دانشجویی اش چند خواستگار داشته، اما اینکه نتوانسته تاکنون ازدواج کند به خاطر سختگیری خانواده در مورد خواستگارها بوده است. او از مشکلاتی می گوید که فکر می کند در صورت ازدواج نکردن خواهد داشت:

 من فکر نمی کنم که برای ازدواج کردن سنم زیاد است. فشاری هم از سوی خانواده یا فامیل برای اینکه ازدواج کنم، وجود ندارد. اما می دانم اگر ازدواج نکنم در آینده دچار مشکل می شوم و فشار خیلی زیادی بر من وارد خواهد شد، که البته فکر می کنم این فشار بیشتر از سوی جامعه و فامیل باشد تا پدر و مادر خودم.

او می افزاید: اگر تا مثلا سی سالگی نتوانم ازدواج کنم، مطمئن هستم که همسایه ها و خاله و عموها این قدر زخم زبان می زنند که علاوه بر من، پدر و مادرم هم اذیت می شوند و باید بگویم که دید خیلی منفی در جامعه نسبت به دختران ازدواج نکرده هست و همه فکر می کنند این دختر حتما مشکلی داشته اند که تا حالا کسی سراغش نیامده است.

 

امنیت کمتر

به گفته دکتر صمدی، اماکن عمومی از خیابان ها و مراکز خرید تا محیط های کاری و ادارات و نیز مراکز تفریحی و… برای زنان مجرد کمتر امن است، چنان که انواع مزاحمت ها، متلک ها و کنایه ها، تبعیض ها و تنگ نظری ها مانع آرامش و آسایش زنان مجرد است.

این استاد دانشگاه زنان مجرد را به مراتب بیش از زنان متأهل، قربانی بدگمانی ها، تعصبات و قید و بندهای اجتماعی می داند و تصریح می کند: وجود آموزه های غلط و متعصبانه در خانواده ها و اغلب نزد مردان جامعه و پایین بودن سطح فکری خانواده ها موجب می شود این دسته از زنان تاوان کوته فکری های افراد را بپردازند. متأسفانه نهادهای فرهنگی یا تشکیلات مشخصی برای رویارویی با این مفاسد احساس مسئولیت نمی کنند.

این پژوهش همچنین نشان می دهد زنان مجردی که درآمد شخصی دارند، با وجود اعمال محدودیت ها توسط خانواده، از روابط مستقل تری برخوردارند و فرصت های بیشتری برای گزینش همسر در اختیار دارند. با این حال بسیاری از زنان ایرانی معتقدند در ایران رابطه چندانی میان کار و امنیت خاطر اجتماعی زنان وجود ندارد و اشتغال یک زن مجرد در ماهیت نگرش مردان جامعه نسبت به او تأثیری نمی گذارد.

ازدواج امنیت خاطر می آورد

در آموزه ها و تعالیم آسمانی به ویژه دین اسلام همواره بر «ازدواج» تأکید شده، به طوری که پاسداشت نیمی از دینداری، در گرو تشکیل خانواده است.

در همین زمینه پیامبر اکرم(ص) فرمود: «هر کس که در جوانی ازدواج کند، شیطان سه بار به فریاد می آید که ای وای، ای وای، ای وای».

صرف نظر از تعالیم مذهبی، معلوم است ازدواج تأثیرات بسیار مثبتی بر روح و روان انسان داشته، از نظر علمی و پزشکی ثابت شده است افراد متأهل، کمتر در معرض خطرات روحی و جسمی چون افسردگی قرار دارند.

اداره بهداشت عمومی امریکا طی تحقیقاتی علمی در باره ارتباط سلامت روان و ازدواج به این نتیجه رسیده است که بین «سلامت روانی» و «ازدواج» ارتباط معناداری وجود دارد و افراد متأهل در مقایسه با افراد مجرد در وضع بهتری از سلامت روانی قرار دارند و درصد کمی از آنان به بیماری های روحی و روانی مبتلا می شوند. این نهاد سلامت و بهداشت روانی، انس، آرامش و جایگاه شغلی و اقتصادی را از دیگر مزیت های ازدواج می داند.

چنان که پیشتر اشاره شد، ازدواج امری طبیعی، فطری و یکی از نیازهای ناگزیر بشر است. کسی که به این نیاز طبیعی پشت کند، بدون تردید احساس کمبود خواهد کرد و چون بر خلاف فطرت حرکت می کند، با دشواری ها و مشکلات جسمانی و روانی روبه رو خواهد شد.

دختران و پسران جوان، در فراز و نشیب زندگی نیازمند محیطی امن و پایگاهی عاطفی هستند و بهترین فرد برای تأمین این نیاز، همسر است. دختران و پسران جوان به وسیله ازدواجِ مناسب، از آرامش، امنیت و سلامت روان برخوردار می شوند. قرآن کریم می فرماید: «و از نشانه های او این که همسرانی از جنس خودتان برای شما آفرید تا در کنار آنان آرامش یابید و میان تان مودت و رحمت قرار داد. در این نشانه هایی است برای گروهی که تفکر می کنند.»

به گفته اکرم امینی، کارشناس ارشد روانشناسی، نیاز به جفت مناسب در زندگی هر فردی غیر قابل انکار است. انسان ها نیازمند رابطه روحی، روانی و جسمی با جنس مخالف خود هستند تا به آرامش برسند. بروز چالش های درونی، احساس اضطراب، افسردگی و غم بی پایان که هر از گاه در وجود افراد مجرد یا مطلقه ایجاد می شود برخاسته از این خلأ بزرگ است.

همچنین نتایج حاصل از یک پژوهش علمی نشان می دهد که مجردها 37 برابر بیشتر از متأهل ها در برابر هجوم فشارهای روحی قرار دارند. به بیان دکتر آذرمان، روانپزشک، در اوضاع یکسان اگر فشار روحی و روانی بر دو فرد متأهل و مجرد وارد شود، میزان شکنندگی مجرد 30 برابر متأهل است.

بنا به اظهار وی، افراد پس از عبور از مرحله جوانی بخصوص پس از 30 سالگی در اثر خلأهای روحی و روانی که همواره در وجود خویش دارند، در معرض انواع بیماری های روانی قرار می گیرند.

به اعتقاد این روانپزشک عدم پاسخگویی به نیازهای جسمی و روحی(که فقط در رابطه سالم با جنس مخالف امکان پذیر است) در درازمدت تعادل افراد را بر هم زده و بر نوع رفتار آنها تأثیر مستقیم می گذارد.

وقتی ازدواج دیر می شود

دکتر فدایی، عضو هیأت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی در باره بالا رفتن سن ازدواج می گوید: این پدیده در ایران جنبه اجتماعی دارد، اما پیامدهای آن روان شناختی و زیست شناختی خواهد بود.

به گفته وی، از جنبه زیست شناختی اگر به وسیله ازدواج در سن مناسب، نیازهای جنسی طبیعی برآورده نشود، دو راه وجود دارد که هر دو نامناسب است.

نخست آنکه امکان دارد عده ای به روش های انحرافی و یا روابط خارج از شرع و عرف جامعه متوسل شوند که زیان های مختلف آن کاملاً آشکار است.

دوم: سعی در انکار غریزه جنسی کنند که هر چند به ظاهر در این کار موفق باشند، اما پیامدهایی به شکل اختلالات روانی و رفتاری ظاهر می شود که از جمله آنها می توان حالت های تحریک پذیری و به بیان دکتر آذرمان، روانپزشک، پرخاشگری شدید و یا گوشه گیری افراطی را ذکر کرد.

در این زمینه دکتر عزیز الله تاجیک اسماعیلی، عضو هیأت علمی مشاوره و راهنمایی دانشگاه خوارزمی معتقد است: در گذشته ازدواج در قالب شبکه اجتماعی اتفاق می افتاد و به همین دلیل این شبکه خانواده جدید را حمایت و در عین حال کنترل می کرد و در صورت بروز اختلاف میان زوج جدید به وساطت می پرداخت ولی امروز ازدواج بیشتر جنبه فردی پیدا کرده است و فرد تمام مسؤولیت های ازدواج و انتخاب را به عهده می گیرد و ریسک های ازدواج به خودش بر می گردد لذا محتاط می شود که این عاملی در جهت تأخیر ازدواج جوانان است.

وی تصریح می کند: یکی از کارکردهای مهم ازدواج رفع نیارهای عاطفی وجنسی در قالب تأیید شده است حال اگر شیوه ای جایگزین ازدواج شود و فرد به ارضای این نیازها در قالب ازدواج های موقت و یا خارج از چهارچوب قانون و شرع بپردازد، در این زمان ارزش ازدواج پایین می آید و فرد به سختی خود زیر بار مسئولیت ازدواج می رود.

این استاد دانشگاه خاطرنشان می کند:در گذشته اولین رفتار جنسی با ازدواج رخ می داد، در حالی که امروز تأخیر در ازدواج الزاما به معنای ارضا نشدن نیاز جنسی و عاطفی فرد نیست .

وی یاد اور می شود: مطالعه ای در کرج انجام دادیم که از مردان  جوان مجرد بین سن 20 تا25 سوال شد آیا تا به حال تجربه ارتباط با جنس مقابل را داشته اند و چند دفعه که به صورت میانگین  رقم 2.3 به دست آ؛مد یعنی جوانان مجرد در این سن به صورت میانگین 2 تجربه ارتباط با جنس مقابل را داشته اند.

جای ارزش ازدواج عوض شده

اغلب جوانان امروزی در هر زمینه عالی ترین ها را درخواست می کنند. آنان در فهرست آرزوهای شان زیباترین و مجلل ترین خانه، جدیدترین خودرو، عالی ترین جایگاه اجتماعی و شغلی و بهترین همسر را می خواهند. اغلب این امکانات را حق مسلّم خود دانسته، جسورانه اعلام می کنند تا وقتی به این خواسته ها دست نیابند، تن به ازدواج نخواهند داد.

سال ها پیش همین که پسری خدمت سربازی را به پایان می رساند و راه درآمدی جزئی می یافت، از نظر خانواده آمادگی سرپرستی یک خانواده را داشت؛ رخت و لباس دامادی بر تن او می کردند و به درِ خانه ای می رفتند که دختری را از مدت ها پیش برایش نشان کرده بودند، چنان که پس از ازدواج آنان را زیر چتر حمایتی خانواده قرار می دادند.

سعید مدنی، جامعه شناس و پژوهشگر مسائل اجتماعی در این خصوص می گوید: اگر از جهت اجتماعی این موضوع را بررسی کنیم، باید گفت عرف و فرم های گذشته در مورد ازدواج تغییرات مهم و اساسی کرده است. پیشتر ازدواج یک الزام بود و عدم آن نقطه ضعف به حساب می آمد. امروزه این هنجار مورد سؤال قرار گرفته و قدرت هنجارسازی را از دست داده، نوعی همسان سازی و یکسان سازی در گروههای جوان موجب شده رعایت ارزش ها و هنجارهای جدید، بیشتر از ارزش های قدیم مورد توجه آنان قرار گیرد. در گروههای سنی جوان، اختیار تأهل و ایجاد زندگی مشترک، از برنامه های در اولویت محسوب نمی شود، این وضع حاصل تغییرات ارزشی در نسل هاست و می توان نتیجه گرفت یکی از آثار شکاف نسل ها بی انگیزگی جوانان برای ازدواج است.

به گفته وی، از سوی دیگر، مجموعه اوضاع کشور موجب شده مهارت برقراری ارتباط سالم و یا مهارت های زندگی در گروههای سنی جوانان کاهش پیدا کند. از یک سو، آموزش های ناقص یا حتی نادرست در سنین نوجوانی از طریق آموزش و پرورش یا خانواده ها موجب شده الگوهای صحیحی از روابط دو جنس مخالف، در ذهن جوانان به وجود نیاید. از سوی دیگر، پیچیدگی ها و دشواری های زندگی امکان برخورداری از مهارت های زندگیِ قابل قبول را دشوار ساخته، بنابراین جوانان الگوهای رفتاری برای سامان دادن به رابطه معقول و منطقی با جنس مخالف را ندارند و ترجیح می دهند با گونه های خارج از عرف و هنجار مشکلات شان را حل کنند.

از نگاه دیگر، دختران بسیاری به خاطر نداشتن خانواده ای برون گرا و معاشرتی و یا وجود خانواده گسسته و پریشان و… فرصت معاشرت و آشنایی با جنس مخالف را ندارند، چنان که هیچ سازمان، مرکز یا نهادی که زمینه معاشرت را برای آنان فراهم کند در دسترس نیست. نتیجه آنکه به رغم تمایل و آمادگی شخصی باید همچنان مجرد باقی بماند.

اکرم امینی، روانشناس اعتقاد دارد بی انصافی است که فقط دختران و پسرهای مجرد را مقصر بدانیم و بگوییم مسئولیت پذیر نیستند یا از سختی های زندگی مشترک می هراسند، چرا که آنان به دلیل ساز و کار غلط و آفت زده جامعه در حال گذار ما مجرد مانده اند.

جامعه شناسان بر این نکته تأکید دارند که تغییر و تحولات در جامعه ما چنان با سرعت و غیر قابل پیش بینی انجام شد که برخی از ارزش ها و ضد ارزش ها جای خود را عوض کردند. قناعت، صرفه جویی و آینده نگری در آغاز زندگی، کمرنگ گشت، اما خرج تراشی و صرف هزینه های هنگفت برای مراسم نمایشی نظیر جشن عروسی، نامزدی، حنابندان و پاتختی! با تجمل هر چه بیشتر اسباب ارزشمندی شد.

همچنین برخی شیوه های مثبت گذشته به طور غیر منصفانه ای در این دوره نقد شد، که اسباب فزونی فاصله جوانان را با خانواده ها ایجاد کرد. از سوی دیگر، برخی خانواده ها نیازهای زمانه جدید را نفی کرده و نیازمندی جوانان خود را نادیده گرفتند، نسل حاضر با مشکلات خاص خود ثمره این رخدادهاست.

چند پيشنهاد

اول: نتايج بررسی ها نشان داد که خانواده­ها بيش­تر از خود دختران توقعات زيادي راجع به ازدواج داشته و خواهان تحقق اين توقعات و انتظارت براي دختران­شان هستند. لذا براي جلوگيري از افزايش سن ازدواج دختران و احتمالاً رسيدن دختران به تجرد قطعي، دولت با برنامه­ريزي مناسب فرهنگي خصوصاً از کانال­هاي رسانه­اي زمينه­ آن را فراهم آورد تا خانواده­ها از ميزان سخت­گيري و توقعات و انتظارات خود به­خصوص در تعيين مهريه و برگزاري مراسم پرهزینه بکاهند.

دوم: بخشي از دلائل عدم ازدواج دختران، نداشتن شرايط مناسب به­خصوص اقتصادي و مالي از طرف پسران است. که خانواده­ها با حمايت مالي خود از فرزندان، زمينه گرايش و تمايل هرچه بيش­تر آن­ها به ازدواج را فراهم کنند. دولت نیز با ايجاد و گسترش فرصت­هاي شغلي براي جوانان پسر و در نتيجه ايجاد امنيت شغلي براي آنان، ارائه تسهيلات مالي ازدواج با شرايط مناسب، فراهم­آوردن شرايط مناسب تأمين مسکن و جز اين­ها، موجب انگيزه­بخشي به آن­ها جهت علاقه و گرايش به ازدواج شود.

سوم: جامعه­پذيري مناسب دختران نسبت به ازدواج، راه­کار ديگري است که کاربست آن از طرف خانواده­ها مي­تواند مانع از تأخير سن ازدواج در بين دختران شود.

دکتر کرم حبیب پور گتابی در این زمینه معتقد است: دختران در مجموع با تحليل اقتصادي هزينه به فايده، معتقدند که ازدواج بيش­تر به ضرر آن­ها تمام مي­شود تا سود. بنابراين، تشريح ماهيت و کارکردهاي واقعي و راستين ازدواج برای دختران توسط خانواده­ها و زدودن اين نگرش که معايب ازدواج از محاسن آن بيش­تر است، کمک زيادي به تغيير نگاه دختران به ازدواج مي­شود.

وی می افزاید: خانواده­ها مي­توانند با آموزش عملي زندگي خوب زناشویي از طريق فراهم­کردن فضاي مناسب زناشوئي در خانواده مانند ابراز علاقه و دوستي والدين نسبت به همديگر در نزد فرزندان، رضايت والدين از ازدواج، عدم تجمل­گرايي و مواردي مشابه، ايجاد چنين نگاهي را علاوه بر آموزش­هاي نظري خود تسريع بخشند. از طرفي، نبايد فراموش کرد که اين عمل خانواده­ها، انتظارات و خواسته­هاي دختران از ازدواج را نيز تعديل خواهد کرد، انتظاراتي که شايد عمده آن­ها برخاسته از بافت خانوادگي آنان باشد.

چهارم:  فرهنگ، بستر­ساز و مقوم هرگونه تحولي است. راه­کار ديگري که براي گسترش فرهنگ ازدواج و ايجاد علاقه­مندي در دختران نسبت به ازدواج پيشنهاد مي­شود، به حيطه فرهنگ و عوامل دولتی مربوط مي­باشد. بدين صورت که دولت بايد با فرهنگ­سازي در مورد ازدواج از طريق رسانه­هاي ديداري و شنيداري مانند پخش برنامه­هاي آموزشي درخصوص الگوهايي از خانواده­هاي موفق، برنامه­هاي کارشناسي ازدواج­هاي موفق و ناموفق، انتخاب همسر و معيارهاي آن، اهداف زندگي، پيامدهاي تجرد و … جوانان (خاصه دختران) را به ازدواج تشويق نمايد.

به نظر می رسد می توان با ارائه برنامه­هاي آموزشي به مردم در قالب رسانه­ها، خاصه تصويري در ساعات پربيننده، فرهنگ وساطت در ازدواج را در بين مردم تشويق کرده، صداقت در قول و عمل در هنگام تحقيقات ازدواج را بين مردم ترويج کرده و تشويق­کردن جوانان به ازدواج را بين مردم گسترش داد. حتي مي­توان در قالب امر فرهنگ­سازي، مردم را به انجام امور خيرخواهانه و نوع­دوستانه و کمک به خانواده­هاي کم­درآمد براي ازدواج دختران­شان تشويق کرد.

مهم این است که نیاز جوانان امروز را همراه با شرایط و اوضاع زمان در کنار آموزه های دینی قرار دهیم و جسورانه طرحی نو در اندازیم و از آسیب هایی که به دنبال تجرد قطعی دختران پدید می آید، بکاهیم و بدانیم در این زمینه بیش از همه، خانواده ها و تربیت و حمایت آنها تعیین کننده و سرنوشت ساز است.

محمدزاده/انتهای متن/