افاضات عمه گوهر الملوک

عمه خانوم گوهرالملوک؛ تاج سر فامیل، دوست دارد در زندگی به عقب نگاه کند و خاطره تعریف کند، اما همیشه با دنده عقب گرفتن مشکل دارد یا توی جوب می افتد یا بیش از نیم متر فاصله دارد با جوب آب.افاضاتی دارد از کلیدهای خوشبختی هزار تا روان شناس مدرک داشته و دانشگاه رفته غلیظ تر. بی سواد نیست شش کلاس سواد دارد و به اندازه موهای سر خود و شوهر خدابیامرزش کتاب خوانده، نشمردنی…

1

سرویس فرهنگی به دخت/

 نه این­که فکر کنید کلیدهای خوشبختی­ عمه گوهر به قفل مشکل نمی­خورد، نه فقط با روش خودش در را باز می­کند، نه با پیچ گوشتی و نه حتی با چنگال. قدیم­ترها می­گفتند کلامش سِحر دارد میان زن و شوهر، ارباب و رعیت، عروس و مادر شوهر، زن داداش و خواهر شوهر، دختر و زن بابا و حتی هووها آشتی برقرار می کند. اما امروز …

 حتی خواسته بودند تجربیات خودش را در اختیار بنگاه خیر و صلاح (یا همان مرکز مشاوره) قرار دهد که قبول نکرد. از بس که بی­ ریا است و کار را خالص می­خواهد.

خودش تنها زندگی می­کند. اما منزوی نیست، نمونه­ اش این­ که شبی نیست که میهمان نداشته باشد و یا مهمانی نرود. طوری که جمعه ­ها تا لنگ ظهر می خوابد تا خستگی یک هفته را به در کند.

سنت گراست، اما با تجدد مخالف نیست. نمونه­ اش رایانه­ ای است که گوشه اتاقش گذاشته است…

عمه گوهر افاضاتی دارد …