زنان، دروازبان مصرف در خانه!

دروازبان، نگهبانی است که از ورود توپ به دروازه خودی با جان و دل جلوگیری می کند!
دروازه بان خانه ها کیست؟ می دانید؟! زنان دروازبان مصرف در خانه هستند. تو چطور دروازه بانی هستی؟
راستش را بگو! چقدر دلت برای اجناس آن طرف مرزها تاپ، تاپ می کند؛ و هرچه عیب روی زمین به نظرت می رسد، برچسب می کنی و به اجناس داخلی می زنی؟ منظورم لوازم خانگی، پوشاک، مواد خوراکی و…. است. سرش را زیر انداخت تا رنگ رخسارش خبر از سر ضمیرش ندهد. انگار به نقطه حساسی زده ایم. این طور نیست؟
بنابراین رفتیم سراغ دروازه بان های مصرف خانه؛ با ما همراه شوید.

3

سرویس فرهنگی به دخت/

 داماد بی مارک

سهیلا 22 ساله، چهار سال پیش با جهیزیه تمام مارک دار به خانه بخت رفته، به قول خودش، پدر و مادرش بیشتر از اینکه به مارک داماد و خانواده اش توجه کنند، متوجه مارک لوازمی بودند که آرزو داشتند برای دخترشان تهیه کنند و حالا…..

با اینکه حالت دختر خانم ممکن است به موضوع ما ارتباط مستقیمی نداشته باشد؛ می پرسم؛

چرا دلت اینقدر پر است؟

هشت ماه قبل پس از یک دوره چهار ماهه زندگی پر تنش به خانه پدرم بازگشته ام و آقا داماد بی مارک خانواده، دارد از وسایل تمام خارجی استفاده می کند.

منظورت این است که اگر جهیزیه ات ایرانی بود، این اتفاق نمی افتاد؟

چرا اتفاق می افتاد، دل من این قدر نمی سوخت. کلی سرمایه پدرم که جزو ارث من بوده، در دست مردی قرار گرفته که خودش و پدرش سال ها برای ما نقشه کشیده بودند. ای کاش ما و پدر مادرها یمان به جای دقت در تهیه بهترین نوع وسایل – حاشیه زندگی – به اصل زندگی – کفو بودن، تفاهم داشتن و….. اهمیت می دادیم.

ایرانی و ضد برفک؟!

هنوز واژه  داماد بی مارک در ذهنم با لا پایین می شودکه …..

–          ضد برفک است؟

–          مطمئنید، یعنی ایران توانسته یخچال و فریزر ضد برفک تولید کند؟

–          بله!

– چه خوب!

صدای جوانش در یکی از مغازه های خیابان امین حضور تهران، توجهم را جلب می کند، به گفتگوی کنجکاوش با مغازه دار گوش می کنم و او کمی از مغازه دار فاصله می گیرد و از همسرش تلفنی کسب تکلیف می کند، گویا تصمیمش مورد تأیید قرارمی­گیرد؛ زیرا با فروشنده وارد مذاکره می شود.

راحت به سؤالم که می پرسم:

–          چطور به یخچال و فریزر ایران اطمینان می­کنید، جواب می­دهد:

12 سال قبل که ازدواج می­کردم، لوازم خارجی در ایران کم بود و مجبور شدم وسایلم را ایرانی انتخاب کنم. یخچال و فریزر را از یک کارخانه گرفتم و شبیه دو قلوهای خارجی در کنار هم گذاشتم. از هر دوشان هم راضی هستم؟

–          چرا دنبال جدیدتر می­گردید؟

–          چون برفک می زند. این تنها  اشکال­شان است. اکنون آقای فروشنده می­گویند که همان کارخانه وسایلش را به سیستم برفک مجهز کرده است؛ بنابر این تصمیم گرفتم همین وسایل را به خانه ببرم.

–          دوستان­تان، اقوام و نزدیکان، نمی­گویند وسایل ایرانی خوب نیست؟

–          شکر خدا دوستانم را از میان کسانی انتخاب کرده ام که شان از ابزار نمی گیرند. لوازم خانگی برای رفع نیاز ما است، نه اینکه  ما آدم ها از جمادات منزلت بگیریم. من موجود عالی خلقت هستم، این را فرامومش نکنیم. ای کاش! ورود کالا های خارجی که در ایران مشابهش تولید می شود، ممنوع اعلام می گردید.

در حالی که او گوشه چادرش را جمع می کرد تا به وسایل دیگر نگیرد، من مغازه را ترک کردم.

جهیزیه است و نوع مارکش

زن با دقت به صفحات کاتالوگ لوازم آشپزخانه نگاه می کرد. روی یکی توقف کرد و به صاحب مغازه گفت: همین؛ همین را می برم!  بعد ادامه داد: چند ماه پیش هم از این مارک آلمانی برده بودم. بعد دست کرد توی کیف تمام چرم و چند تراول چک در آورد و به فروشنده داد. نگاهی به انتخاب زن انداختم. یک سری کامل از لوازم آشپزخانه با بهترین مارک توی بازار را انتخاب کرده بود.

زیر لب زمزمه کردم، گل آلمان به دروازه خانه این زن زده شد. خرید او مرا به یاد زینت خانم 55 ساله انداخت . چند ماه تمام خیابان های اطراف بازار و شوش را برای خرید جهیزیه دخترش زیر پا گذاشته بود.

مدام با دختر 25 ساله اش روی مارک جرو بحث داشتند. زینت خانم می گفت: “قدیم که این همه مارک و جنس توی بازار نبود، ما چطور زندگی کردیم؟ اگر جنس ایرانی کیفیت ندارد پس چطور با یخچال ایرانی، 30 سال را گذراندم.”

اما عروس جوان زیر بار نمی رفت؛ انگار تمام زندگی و خوشبختی اش در نوع مارک  جهیزیه اش خلاصه می شد.

چرا زنان ما این اندازه به مارک و جنس خارجی علاقه دارند؟

مینا 28 ساله، علاقه­مند بود که مردم لوازم برقی ایرانی بخرند. او می گفت: همسرم مهندس الکترونیک و تعمیر کار لوازم برقی است، اگر همه لوازم ایرانی انتخاب کنند، حتما کار برای جوانان هم مهیا می شود.

وقتی موضوع اشتغال جوانان را با زن خریدار دیگری مطرح کردم، گفت: تا کی لوازم ایرانی بخریم به امید اینکه ایجاد اشتغال شود. من نمی توانم، دیگران این کار را بکنند.

/انتهای متن/