نقش زنان در انتخابات از منظری دیگر

انتخابات ریاست جمهوری و انتخابات شوراها در پیش است. حضور زنان به عنوان رای دهنده در هردو اینها مطرح است و مهم. و البته درانتخابات شوراها حضور زنان ، به عنوان انتخاب شونده هم مورد توجه است. اما ایا می شود از منظری دیگربه نقش زنان در انتخابات نگاه کرد؟

0

 سرویس اجتماعی به دخت؛ اسکندری/

اگر قرار باشد به حضور زنان و بلکه به حضور و اهمیت حضور هر شهروندی، اعم از زن و مرد، در انتخابات، تنها از دریچه کمی و صوری نگاه کنیم، اهمیت حضور هر فرد به اندازه یک رای اوست که به صندوق می اندازد و کسی را(به عنوان رئیس جمهور) و یا کسانی را ( به عنوان اعضای شورای شهر) انتخاب می کند.

نگاه کمی همان نگاهی است که دموکراتیزه کردن جامعه به آدمها می دهد. از این منظر ارزش هر آدم و اهمیتش در تعیین سرنوشت جامعه اش به اندازه همان یک رایی است که به صندوق می اندازد.از این نگاه همه آدمها برابرند. اما حقیقت این است که همه آدمها برابر نیستند و در واقعیت امر هم همین طور است. یعنی واقعا رئیس یک حزب بزرگ در امریکا و یا اروپا ، اگر چه  ظاهرا صاحب یک رای است، قدرتی برابر با اعضای حزب دارد ؟ قدرت و قابلیت نفوذ و تاثیر او بر بقیه شهروندان اعم از همحزبی ها و غیر آنها، یکسان است؟

در جوامعی مثل جامعه ما که سیستم حزبی هنوز یک سیستم جاافتاده نیست، افراد متنفذ و صاحب نام و معتبر همان اندازه قدرت تعیین سرنوشت کشور خود را دارند که افراد عادی؟

اگر این طور نیست، که قطعا نیست، پس آنچه مهم است و تعیین کننده سرنوشت جوامع، هم کمیت افراد و آرائشان است و هم کیفیت و میزان قدرت نفوذ  پاره ای افراد بر دیگران.  در واقع گروه نخبگان هر جامعه تاثیر کیفی بر انتخابات دارند و مردم عادی تاثیر کمی و این هردو با هم است که سرنوشت یک کشور را تعیین می کند.

از این منظر باید دید زنان جایگاه شان در تعیین سرنوشت جامعه درجریان انتخابات ریاست جمهوری و شوراها چیست؟ آیا زنان تنها خودشان و یک رایی که به صندوق می اندازند مهم است؟ آیا زنان در این عرصه قدرت تاثیر گذاری و نفوذ بر دیگران را هم دارند؟ به بیان دیگر آیا حضور و تاثیر  زنان را در انتخابات کمی باید دید و ارزیابی کرد یا کیفی؟

برای دریافت نوع نقش زنان و میزان تاثیرگذاری شان در امور سیاسی و اجتماعی، باید از واحد بنیادین جامعه یعنی خانواده شروع کرد. آیا میزان نفوذ زنان در خانواده مانند بقیه اعضای خانواده است؟ آیا نظر،سلیقه و  رفتار زنان در محیط خانواده تاثیر کمی دارد یا کیفی؟

مشخصا در جامعه ما، به حکم قانون و شرع و عرف، ریاست با مرد است. اما فی الواقع در جریان تصمیم گیریها برای امور خرد و کلان خانواده، رد پای زن و فکر و ذوق و تمایل او را نمی توان دید؟ آیا مردان به روشنی تحت تاثیر همه جانبه زنان نیستند؟ جایگاه زنان در خانواده به عنوان مادر، خواهر و همسر و نیز دختر در تصمیم سازیها و تصمیم گیری ها چیست؟

به همین ترتیب در عرصه امور اجتماعی و سیاسی آیا می توان این نفوذ و قدرت زن را نایده گرفت؟ آیا می توان منکر نقش بی بدیل زنان و عزم جدی و اراده قاطع شان در رقم زدن سرنوشت جوامع بود؟ نمونه زنده و نزدیک در تاریخ این کشور دو جریان عظیم  انقلاب اسلامی  و جنگ تحمیلی بوده است.

آیا این نقش و تاثیر را زنان بواسطه مردان دارند یا این مردانند که بواسطه زنان در عرصه اند؟ مثلا آیا زنان مردان را روانه کردند که عرصه خیابان و اداره و دانشگاه و … عرصه مبارزه با رژیم پهلوی گردد یا مردان زنان را به خیابان آوردند؟ حکیم خردورزی از همین زنان  می گفت که نقش امام خمینی هم در اوردن زنان به میدان، نقش کاشفی بود که زنان و ظرفیت و توانایی شان را شناخت و از آن بسود انقلاب بهره گرفت . در عرصه جنگ تحمیلی هم زنان بودند که فرزندان و همسران خود را روانه جبهه کردند و خود مستقیم و غیر مستقیم از این حضور حماسی پشتیبانی کردند و این رمز پیروزی در هر دو این وقایع عظیم تاریخی بود به اذعان رهبر فقید ئ فرزانه انقلاب اسلامی .

آیا جنس تاثیر گذاری زنان در انتخابات هم از این سنخ اصلی و تعیین کنندگی است یا از سنخی انفعالی و فرعی ؟

ادامه دارد…

/انتهای متن/