آرشیو دسته بندی

داستان بلند

رمان /ماه من۱۱

سمیر توی اتاقک گل خانه به عکس قدیمی خودش و تامای نگاه می کند. یاد گذشته ی تلخ می افتد. پدر دستش را سوزانده بود تا تامای به او تار یاد ندهد.

رمان /ماه من۱۰

سمیر توی باغ دوستش زندگی می کند. هر شب کابوس می بیند که مستانه خودش را دار زده. سمیر می ترسد که باز اتفاق بدی در زندگی اش بیفتد. یاد خاطرات تلخ کودکی و نوجوانی افتاده.

رمان /ماه من۹

آیدا با مستانه قرار گذاشته تا او را ببیند. او در شب سرد و تاریک خوابگاه به گذشته فکر می کند و به آشنایی با سمیر و اینکه بالاخره چه کسی عشق حقیقی سمیر است.

رمان / ماه من ۸

آیدا به مستانه زنگ می زند و با او قرار می گذارد که فردا او را ببیند،. بعد هرچه سعی می کند به سمیر پیام دهد یا تماس بگیرد سمیر گوشیش را جواب نمی دهد. آیدا یاد روزهایی می افتد که سمیر را برای بار اول…

رمان/ ماه من۷

مستانه هنوز در حال کنکاش در گذشته است. یاد روزی می افتد که سمیر دیوانه می شود و او را کتک می زند. نلفن زنگ می خورد. آیدا می خواهد مستانه را ببیند. برای فردا صبح قرار می گذارد. مستانه به این فکر می کند…

رمان/ ماه من۶

مهرنوش بعد از دیدن رسول به هم می ریزد. وسط تمرین نمایش شروع می کند به گریه کردن. سمیر او را دلداری می دهد. در راه برگشت به خانه مهرنوش با خودش فکر می کند برای فراموش کردن گذشته، سمیر اسباب بازی خوبی…

رمان/ ماه من۵

مهرنوش بازیگر مقابل سمیر از سر تنهایی و برای فراموش کردن عشق قدیمی اش با سمیر دوست شده است . اما حضور مستانه کمی این دوستی را پیچیده کرده. مهرنوش شب یلدا مشغول مرور خاطرات آشنایی اش با سمیر است.

رمان/ ماه من ۴

مستانه و سمیر بعد از سه ماه آشنایی با هم ازدواج می کنند، البته ازدواج موقت. اما بعد از مدتی فاصله ی مستانه و سمیر بخاطر حضورش در یک تئاتر بعنوان بازیگر هر روز زیادتر می شود؛ مستانه احساس می کند این…

رمان /ماه من۳

مستانه شب یلدا تنها در خانه نشسته و گذشته اش را مرور می کند، همسرش سمیر خانه را ترک کرده است. مستانه به تمام حرف ها وگذشته ی سخت سمیر شک کرده. او در حال مروز زندگی گذشته خودش و اشتباهاتش با سمیر است.

رمان /ماه من۲

مستانه در خانه تنهاست. سمیر ظاهرا باز رفته به غار تنهایی اش یا نه، با هم قهر کرده اند. مستانه گذشته و خاطراتش با سمیر را مرور می کند. حالا او شک کرده به عشق سمیر، به حرفهایی که در مورد گذشته اش زده،…

رمان / ماه من

تازگی ها شک کرده. نکند این قصه هم یکی از هزار قصۀ دروغ سمیر باشد. ولی آن کابوس ها، تب لرزهای بدش، گریه های تا صبح، گرفتن محکم دست مستانه. اینکه برایش لالایی بخواند آن هم لالایی که مادرش برایش همیشه می…

داستان /شب انتظار۶

سلطنت مسئول پذیرش بیمارستانِ یک شهر جنگی است. یک شب در موقع بازگشت به خانه، پیرزنی تنها بنام سوسن بانو را در جوی آب پیدا می کند و به خانه می رساند؛ پیرزنی که پس از حادثه افتادن در جوب، سلطنت تنها دوست…