داستان / روزگــــــــار بی بی

آن روز وقتی رسیدم، بی ­بی جلوی دهان و بینی ­اش را با روسری بسته ­بود و داشت ایوان را آب و جارو می­ کرد. صدای امین هم تا دم در می ­آمد که داد و فریاد راه ­انداخته ­بود. بی ­بی شب قبلش پشت تلفن بهم گفته ­بود دم غروبی، به هوای بردن یونجه برای…

داستان/ تنها سه چهار روز در تهران…

سپیده شراهی دی ماه ۱۳۶۶ دانش اندوخته رشته زمین شناسی است و از سال ۹۱ به وادی داستان نویسی و فیلم نامه نویسی وارد شد. در زمینه ی سینما و در فیلمنامه نویسی فعالیت دارد و از برگزیده های جشنواره های مختلف رضویست.

داستان / ننـــــه علی اکبر

سپیده که در داسنان نویسی از کلاس های استاد محمدرضا سرشار بهره برده، از وادی داستان نویسی وارد فیلم نامه نویسی هم شده و درحال حاضر هنرجوی حوزه هنری در بخش سینماست.

داستان/عـروســــی

وقتی لباس را از جعبه اش در آوردم، اخم­هایم درهم رفت. لباس را چند بار زیر و رو کردم و گفتم: اِ مهری خانم این لباس اونی نیست که من سفارش داده بودم...