یکشنبه ۱۴ آذر ۱۳۹۵

ناباروری سومین عامل طلاق درکشور

مدیرگروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران گفت: حساسیت موضوع ناباروری بسته به شرایط فرهنگی جامعه متفاوت است، به طوری که در برخی از جوامع که ارزش و قابلیت زن به توانایی تولید مثل او بستگی دارد در صورت بروز مشکل ناباروری، این طرز تفکر منجر به وارد شدن فشارهای فوق العاده به زن، سست شدن بنیاد خانواده، انواع اشکال خشونت خانگی، انگ زدن و حتی طرد و جدایی می شود.

سرویس خبر به دخت/

به گزارش خبرنگار«زنان» خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، شیرین احمدنیا در نشست نمایش و بررسی فیلم «جای خالی آقا یا خانم ب»، با محوریت موضوع ناباروری، به برخی آمارهای ارائه شده توسط پزشکان کشور اشاره داشت که حکایت از این دارد که “هم اکنون ناباروری سومین عامل طلاق در کشور است”.

وی با اشاره به طرح هشدارها درباره مشکل ناباروری که به ویژه از جانب پزشکان مرتبط با مراکز درمان ناباروری بیان می شود، گفت: حساسیت موضوع ناباروری بسته به شرایط فرهنگی جامعه متفاوت است.

عضوهیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی با بیان اینکه تولید مثل فرایند دینامیک یا پویایی است که فقط به دو فرد که بصورت زیستی تولید مثل می‌کنند محدود نمی‌شود، تصریح کرد: این امر به گروه اجتماعی وسیع تری که به آن متعلق هستند نیز مربوط می‌شود و با نهادهای حقوقی، مذهبی، سیاسی و اقتصادی درگیراست.

وی با اشاره به اهمیتِ اجتماعی-فرهنگیِ باروری اظهار کرد: تولید مثلِ، انسانی فرایند پیچیده‌ای است که از ترکیبی ازعوامل اجتماعی، محیطی و بیولوژیک تاثیر می پذیرد و با مجموعه پیچیده‌ای از سازمانهای اجتماعی، باورها، هنجارها و شعائر احاطه شده و در فرهنگ‌های مختلف اشکال متنوعی به خود گرفته و در قالب مباحث سیاست، اقتصاد، حقوق، مذهب، خویشاوندی متجلی می شود.

عضوهیات علمی دانشگاه علامه طباطبایی تصریح کرد: آمارهای جمعیت شناختی موجود در ایران مشابه بسیاری از کشورهای دیگر حکایت از تغییر نگرش نسبت به نقش‌های سنتی زنانه دارد، به طوری که افزایش سن ازدواج، به تعویق انداختن فرزندآوری و بعد کوچکتر خانواده را در سالهای اخیر شاهد هستیم.

وی با اشاره به تحولات آمارهای ناباروری در کشور، گفت: ده سال گذشته، آمارهایی که توسط پزشکان ارائه می شد حکایت از این داشت که حدود دو میلیون زوج از حدود ۱۸ میلیون زوجی که تشکیل خانواده داده بودند نابارور بوده‌اند که آخرین آمارهای اعلام شده نشان می دهد این رقم به سه میلیون افزایش یافته است.

به گفته احمدنیا، در شرایطی که در فرهنگ ایرانی و اسلامی ازدواج به عنوان یک ارزش مثبت مورد تاکید ویژه و تشویق قرار دارد و نیل به مقام مادری غایت نقش سنتی زن در چارچوب نهاد خانواده به حساب می‌آید، بنابراین شکست در دستیابی به آن موقعیت خاص، غالباً به صورت شوکی برای زنان جامعه نمایان می شود و زنانی که خود را ناتوان از فرزندآوری بیایند، دچار محدودیت‌ها، مشکلات و فشارهای روحی روانی می‌شوند. این جامعه شناس حوزه ی پزشکی و سلامت اضافه کرد: در نتیجه معمولاً اینگونه زنان که نتوانسته‌ باشند به مقام مادری دست یابند، در نظر خود یا دیگران به عنوان زنان شکست خوردهِ یا عاری از زنانگی (Unfeminine) تلقی می شوند و مصرانه در طلب چاره جویی این مشکل بر می آیند.

وی با بیان اینکه آمارهای موجود در جامعه ما نیز مشابه بسیاری جوامع دیگر درعصرحاضر حکایت از افزایش نسبت ناباروری در میان زوجین است، اظهار کرد: متاسفانه به دلیل غلبه برخی شرایط فرهنگی که صرفاً بر نقش سنتی زن یعنی مادری تاکید فراوان دارد، زنان را به مسیری سوق می دهد که برای رهایی از انگ و برچسب‌های منفی نازایی و ناباروری به انواع روش هایی که علوم پزشکی پیش روی این زنان قرار می دهند متوسل می شوند و در این راه متحمل شرایط سخت و ناملایماتی می شوند که ضرورت بازنگری در این موارد احساس می‌شود.

مدیرگروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران ادامه داد: فشارهای فرهنگی بر زوجین نابارور به حدی است که طبق گزارش‌های منتشر شده، به ویژه از سوی پزشکان، زمانی که از یک زوج نابارور سوال شود که اولین مشکل زندگی خود را ذکر کنید، بیش از ۸۰ درصد از این زوج‌ها به ناتوانی خود در داشتن فرزند اشاره می کنند و ۲۰ درصد باقیمانده نیز پس از مشکل مالی زندگی، مسئله نازایی را به عنوان دومین مشکل عمده خودشان معرفی می‌کنند.

احمدنیا با اشاره به مشکلات پیش روی زوجین نابارور، از جمله این مشکلات به گرانی هزینه‌های دارو و درمان ناباروری، عدم حمایت بیمه‌های درمانی، لزوم تکرار درمان برای رسیدن به موفقیت، دشواری‌های جسمانی طی این مراحل و همچنین فشارهای روانی ناشی از احتمال شکست در درمان اشاره کرد.

احمدنیا با طرح برخی شیوه‌های جدیدتر مقابله با مشکل ناباروری نظیر “مادر-جایگزینی” یا “رحم اجاره ای” که پزشکان برای مقابله با این مشکل به بیماران پیشنهاد می دهند، افزود: تنها در سال ۱۳۸۶ بنا به اظهارات مدیرمرکز باروری و ناباروری استان اصفهان حدود ۱۰۰ بیمار در اصفهان از طریق روش “رحم اجاره‌ای” صاحب فرزند شده‌اند که طی این روش، میان افرادی که از روش رحم اجاره‌ای استفاده می کنند و کسانی‌که رحم خود را اجاره می‌دهند قراردادی منعقد می‌شود و هزینه آن بر اساس توافق طرفین مشخص می‌شود.

وی با بیان اینکه اکثر زنانی که رحم خود را اجاره می‌دهند از خانواده‌هایی با توان مالی بسیار کم هستند و از این راه سخت، درآمدی به‌ دست می‌آورند، تصریح کرد: یکی از تبعات قابل انتظار در زمینه رحم جایگزین این است که فرد اقدام کننده به اجاره رحم خود، از این کار پشیمان شده و این امر مسائل حقوقی، اخلاقی، روانشناختی و جامعه شناختی فراوانی را دربردارد.

مدیرگروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران، در رابطه با اهمیت انگ و برچسب‌های فرهنگی که موجب زمینه سازی برای اینگونه راه حل‌های دشوار با تبعات سنگین و مشکلات چند جانبه آن می شود، گفت: اگر کمی به عقب تر برگردیم، متوجه می شویم که زنان، حتی قبل از این که به مرحله مادری برسند هم با نگرانی در خصوص انگ و برچسب خوردن هایی مواجه هستند که بر زندگی و هویت جنسیتی و ارزیابی خود و جامعه از آنان تاثیر می گذارد.

وی در این رابطه به مثالی اشاره کرد و ادامه داد: امر ازدواج را می توان مطرح کرد و در شرایطی که فرهنگ جامعه، در جریان ارزش گذاری برای هویت زن، اولویت را به نقش همسری می دهد، زنانی که به هر دلیل – خواسته یا ناخواسته – نقش همسری را اتخاذ نکرده باشند و یا از ایفای این نقش بازمانده باشند، به انواع مختلفی انگ و برچسب می‌خورند، در نظر برخی، زنان شکست خورده تلقی می شوند، طرد می شوند و به اشکال مختلفی هزینه می پردازند. همین زنان اگر وارد مرحله ی همسری بشوند، اما باز به مرحله مابعد آن که ایفای نقش مادری است نائل نشوند، با شکل‌های جدیدتری از انگ و برچسب مواجه می شوند که این بار برچسب ناباروری است که وی را در معرض انواع فشارهای روانی و اجتماعی قرار می دهد.

احمدنیا تصریح کرد: به همین ترتیب در ادامه، تحمل دردمندی‌های ناشی از اقدامات پزشکی (پزشکی شدن مسائل اجتماعی)، تحمل هزینه‌های سنگین، خطرطرد و طلاق و برچسب‌های آن و یا تن دادن به شرایط ازدواج مجدد همسر، متوسل شدن به رحم اجاره‌ای، موفق شدن یا نشدن، پیامدهای روحی – روانی و مواجه شدن با آینده‌ای ناروشن، پنهان کاری‌ها، مسائل حقوقی مدعی شدنِ احتمالیِ مادر-جایگزین به این که او حق مادری دارد و نه کسی که سفارش دهنده بوده است، پشیمان شدن او- رازهایی که باید سالها در سینه محفوظ داشت، بیماری های ارثی احتمالی و غیره از تبعات اقدامات عاجزانه برای مقابله با مسئله ی ناباروری است که زنان هزینه های زیادی بابت آن می پردازند.

پزشکان در مورد مشکل ناباروری هم مانند برخی دیگر از مسائل اجتماعی که به آن ورود پیدا کرده‌اند با ارائه راه حل‌هایی مثل اقداماتی نظیر آی وی اف، یا راه حل دیگری مثل مادر- جایگزینی و نظایرآن می کوشند که به زنان کمک کنند تا با نائل شدن به نقشی که آرزویش را در سر می پرورانند مشکل این زنان و جامعه را حل کنند، که ما در جامعه شناسی به اینگونه مداخلات پزشکان برای چاره جویی مسائل اجتماعی فرهنگی با ارجاع به مفهوم “پزشکی شدن” اشاره می کنیم و تلاش می کنیم نشان بدهیم که برای مشکلات اجتماعی همیشه نمی توان راه حل های پزشکی ارائه کرد بلکه باید ریشه های مشکل را در عرصه فرهنگ و اجتماع جست و جو کرد.

وی با اشاره به راه‌حل‌های غیرپزشکی برای مسئله ناباروری، اظهارکرد: درعین اهمیت و ارزش نقش مادری در جامعه تغییرات جمعیت شناختی اخیر در سطح جوامع، شواهدی به دست می دهند که نشان می دهد مادری به تنهایی الگوی زندگی زنان را تعیین نمی‌کند و حتی می توان گفت برخلاف تصور، برای گروهی از زنان، گزینه ای مطلوب آنچنانکه پیش از این عمومیت داشت به حساب نمی آید. برخی نظریه‌ها حکایت از این دارد که مادری، زمانی حکایت از موقعیتی قدرتمند، پر رمز و راز و اسطوره‌ای داشته است؛ اما از این مفهوم در برخی از جوامع توهم-زدایی شده است و جنبه‌های افسانه‌ای و اسطوره‌ای آن زیر سوال رفته است.

مدیرگروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران با بیان اینکه مادری را برخی افراد به عنوان یک چالش مطرح می کنند، هر چند بالقوه لذت بخش است؛ اما کاری دشوار و توام با استرس شناخته می شود، خاطرنشان کرد: در توصیف شرایط زندگی واقعی و ملموس زندگی در قالب نقش مادری به ویژه در جوامع غربی، بر وابستگی اقتصادی زن به شخصی دیگر یا در مواردی دولت تاکید می شود؛ چرا که در اغلب موارد در مورد زنان شاغل، مادر شدن موجب کاهش درآمد زن و برگشت به کار او در سطح پایین تری نسبت به قبل از مادر شدنش می‌شود یا حتی احتمال دارد شغلش را از دست بدهد.

وی افزود: در واقع گفته شده است که در شرایط ایده آل‌نماییِ مفهوم مادری، حقایق روزمره غالباً نادیده و نامحسوس باقی می‌ماند و در اینصورت آنها که در ذهن خود تصویر غیرواقع بینانه ای از نقش مادری ساخته و پرداخته باشند، در مواجهه با شکست در دستیابی به آن موقعیتِ تصور شده‌ شان، غالباً دچار شوک می شوند و احساس ضعف، ترس و شکست خوردگی در زندگی می کنند. این گونه ذهنیت ها است که نیاز به بازنگری دارند.

احمد نیا با اشاره به لزوم جست و جو و پرداختن به پاسخی جامعه شناختی به مسئله ناباروری گفت: این به معنای تغییر نگرش‌ها و توجه دادن اذهان به مسیرهای متنوعی است که می‌تواند پیش روی زنان به عنوان موجودات انسانی قرار داشته باشد. انواع مسیرهای متنوعی برای حضور و مشارکت در جامعه به عنوان انسان‌هایی توانمند، فعال و موفق. افرادی مستقل و متکی به نفس، همانگونه که مردان خود را و هویت جنسیتی خود را اینگونه می بینند.

مدیرگروه جامعه شناسی پزشکی و سلامت انجمن جامعه شناسی ایران در تحلیل محتوای فیلم «جای خالی آقا یا خانم ب» گفت: زن دراین فیلم، دارای صفاتی نظیر “وابسته” و فاقد اعتماد به نفس و عزت نفس مشاهده می شود. او همانند بسیاری زنان نابارور دیگر، زندگی زناشویی خود را در معرض خطر می بیند. زنان نابارور در تلقیِ یک جامعه سنتی دارای هویت جنسیتی‌ ناقص، ناتمام، ناکامل و عاری از ارزش تصور می‌شوند و به همین دلیل دائم در معرض خشونت، طرد شدن و تهدید به طلاق یا مواجهه با همسر دوم قرار می‌گیرند.

وی اظهار کرد: واقعیت روز در جامعه ما و بسیاری جوامع دیگر حکایت از این دارد که از نظر ارزش‌های اجتماعی، اهمیت فرزندآوری دچار دگرگونی شده است و از تعیین کنندگی آن در زندگی زنان و تاثیر آن در هویت‌یابی آنان کاسته شده است.

به گزارش ایسنا، فیلم مستند «جای خالی آقا یا خانم ب» که در سال ۸۸ درمعرض نمایش دربخش خصوصی قرار گرفت، زندگی زوج روستایی به نام ولی و خدیجه را نشان می‌دهد که با مشکل ناباروری مواجه هستند و این موضوع زندگی‌شان را تحت‌الشعاع خود قرار داده است. این فیلم نمایشگر فضای سنتی جامعه برای فرزندآوری و نیز احساسات زن فیلم در قبال این موضوع و کنار آمدن اجباری او با موضوع طلاق و زن دوم همسرش است.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد