سه شنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۵

پاییز می‌رسد که مرا مبتلا کند

پاییز را دریابیم و صدای خش خش برگ های این فصل عاشقانه را در شعر علی رضا بدیع بشنویم .

fall

آذر پاییزانه‌ترین ماه سال است ، دیگر رخت هزار رنگ پاییز آماده پوشیدن است و موسیقای دل‌نشین باران و ملودی برگ‌ها آماده شنیدن.

پاییز که از راه می‌رسد لالایی دل‌نشین باد دشت را به خواب می‌برد و ابرها آرام بی‌صدا بارانی می‌شوند و می‌گریند.

پاییز فصل عاشقی است، فصلی برای در انتظار نشستگان نقاشی هزار رنگ طبیعت.

پاییز صدای خش‌خش برگ‌هایش صدای بارانش و هو هو عاشقانه‌اش  زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار می‌کند؛ نکند به فکر  گل آلودگی کفش‌هایمان باشیم. پاییز را دریابیم. و صدای خش خش برگهای این فصل عاشقانه را در شعر علی رضا بدیع بشنویم.

پاییز می رسد که مرا مبتلا کند
با رنگ های تازه مرا آشنا کند
پاییز می رسد که همانند سال پیش
خود را دوباره در دل قالیچه جا کند
او می رسد که از پس نه ماه انتظار
راز درخت باغچه را برملا کند
او قول داده است که امسال از سفر
اندوه های تازه بیارد، خدا کند
او می رسد که باز هم عاشق کند مرا
او قول داده است به قولش وفا کند
پاییز عاشق است و راهی نمانده است
جز این که روز و شب بنشیند دعا کند
شاید اثر کند و خداوند فصل ها
یک فصل را به خاطر او جا به جا کند
تقویم خواست از تو بگیرد بهار را
تقدیر خواست راه شما را جدا کند
خش خش، صدای پای خزان است، یک نفر
در را به روی حضرت پاییز وا کند
/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد