جمعه ۱۹ آذر ۱۳۹۵

فردوسی حماسه سرایی اخلاقی و دیندار بود

در میان شاعران حماسه سرا در سراسر تاریخ جهان کمتر کسی را می توان یافت که در زیبایی و پاکی سخن به مرتبه فردوسی برسد؛ حماسه سرایی که اخلاق، دینداری و وطن دوستی را به زیبایی با هم ممزوج کرد.

فاطمه قاسم آبادی/

فردوسی بدون شک بزرگترین شاعر و ترانه سرای حماسی ایران زمین است. این شاعر بزرگ با عشقی بی مثال برای بزرگداشت مملکت و نشان دادن قدرت نظامی نام آوران سرزمینش اثر پر شکوهش را به رشته ی تحریر در آورده است.

 

شاهنامه ارزشی جاودانه

شاهنامه نه تنها بزرگترین و پرمایه ترین مجموعه شعر به جا مانده از عهد سامانی و غزنوی است، بلکه مهم ترین سند عظمت زبان فارسی و بارزترین مظهر شکوه و رونق فرهنگ و تمدن ایران باستان و خزانه لغت و گنجینه ادبـیات فارسی به شمار می رود.

 

نفرت از بیگانگان

فردوسی طبع لطیفی داشت، سخنش از طعنه، هجو، دروغ و چاپلوسی به دور بود و تا جایی که می توانست از به کار بردن کلمه های غیر اخلاقی خودداری می کرد. او در وطن دوستی، سری پر شور داشت؛ از این رو، به داستان های کهن و تاریخ و سنن قدیم عشق می ورزید و از تورانیان و رومیان و اعراب – به دلیل صدماتی که بر ایران وارد آورده بودند – نفرت داشت و دلیلی برای پنهان کردن این نفرت نمی دید.

در حال حاضر برخی معتقدند که اشعاری که فردوسی در مورد بدبینی خود نسبت به اعراب کژ اندیش نوشته است، متعلق به او نیست ولی آن طور که از شواهد پیداست فردوسی نسبت به اعرابی که نژاد خود را برتر از دیگران می دانستند و بدون هیچ پشتوانه ی تمدن و ارزش های معنوی نژادهای دیگر را تحقیر می کردند به شدت بیزار بوده است و هیچ بعید نیست که این اشعار متعلق به فردوسی باشد.

 

پیوند ایران و اسلام

فردوسی با خلق حماسه عظیم خود، دو فرهنگ ایران و اسلام را به بهترین شکل ممکن در هم آمیخت. اهمیت شاهنامه تنها در جنبه ادبی و شاعرانه آن خلاصه نمی شود و پیش از آن که مجموعه ای از داستان های منظوم باشد، تبار نامه ای است که بیت بیت و حرف به حرف آن، ریشه در اعماق آرزوها و خواسته های جمعی ملتی کهن دارد؛ ملتی که در همه ادوار تاریخی، نیکی و روشنایی را ستوده و با بدی و ظلمت در ستیز بوده است.

شاهنامه از حدود ۶۰ هزار بیت تشکیل شده و دارای سه دوره اساطیری، پهلوانی و تاریخی است. شاهنامه روایت نبرد خوبی و بدی است و پهلوانان، جنگجویان این نبرد دائمی در هستی اند.

جنگ کاوه و ضحاک ستمگر، کین خواهی منوچهر از سلم و تور، مرگ سیاوش با دسیسه سودابه و . . . همه حکایت از این نبرد و ستیز دارد.

 

خوبی علیه بدی به پا می خیزد

دیدگاه فردوسی و اندیشه حاکم بر شاهنامه همیشه پشتیبان خوبی ها در برابر ستم و تباهی است. ایران که سرزمین آزادگان به شمار می رود، همواره مورد آزار و اذیت همسایگانش قرار می گرفته است.

زیبایی و شکوه ایران نیز عاملی است که آن را در معرض رنج ها و سختی های گوناگون قرار می دهد و از این رو، پهلوانانش با تمام توان به دفاع از هستی این کشور و ارزش های ژرف انسانی مردمانش بر می خیزند و در این راه، جان خود را نیز فدا می کنند. برخی از پهلوانان شاهنامه، نمونه متعالی انسانهایی هستند که عمرشان را به تمامی در اختیار همنوعان خود قرار داده اند؛ پهلوانانی همچون فریدون، سیاوش، کیخسرو، رستم، گودرز و طوس از این دسته اند.

شخصیت های دیگری نیز همچون ضحاک و سلم و تور، وجودشان آکنده از فتنه گری، بدخویی و تباهی است. آنها ماموران اهریمنند و قصد نابودی و تباهی در کار جهان را دارند.

 

فانی بودن دنیا

قهرمانان شاهنامه ستیزی همیشگی با مرگ دارند و این ستیز، نه رویگردانی از مرگ است و نه پناه بردن به کنج پارسایی؛ بلکه پهلوان در رویارویی و درگیری با خطرهای بزرگ، به جنگ مرگ می رود و در حقیقت، زندگی را از آغوش مرگ دور می سازد.

بیشتر داستان های شاهنامه، فانی بودن دنیا را به یاد خواننده می آورد و او را به بیداری و درس گرفتن از روزگار رهنمون می سازد، با وجود این، آنجا که زمان بیان سخن عاشقانه می رسد، فردوسی به سادگی و با شکوه و زیبایی خاص خود، موضوع را می پروراند.

قسمت اول(سرودن شاهنامه برای فردوسی گران تمام شد)

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد