دوشنبه ۱۵ آذر ۱۳۹۵

دکتر شاه محمدپور به سوالات روان شناسی شما جواب می دهد

در ادامه پرسش و پاسخ روان شناسی این بار به دو سوال دیگر در باره محل سکونت بعد از شروع زندگی و هم زمان مناسب برای ازدواج پسرها پرداخته ایم.

faq1

سوال اول- محل سکونت اول زندگی

سلام، تازه عقد کرده ایم و در آستانه انتخاب محل سکونت برای زندگی مشترک هستیم. همسرم فرزند آخر خانواده است و از آنجا که پدرهمسرم نیز از دنیا رفته اند، مادرشان پس از ازدواج ما عملا تنها می شوند. وابستگی شدیدی مادرهمسرم به ایشان باعث شده که مکررا به ما اصرار کنند که در واحد مسکونی در نزدیکی منزل آنها ساکن شویم. آیا ساکن شدن در نزدیکی خانه مادرهمسرم با توجه به وابستگی ایشان به همسرم به صلاح است؟ در صورتی که صلاح نیست من چگونه باید برخورد کنم که موجب ناراحتی مادرهمسرم نشوم؟  ( ح. ز.  از تهران)

سلام. اولا وابستگی و دلبستگی همسر شما به مادرشان ستودنی است و قطعا برکات زیادی را برای زندگی شما خواهد داشت.ان شا الله.پیشنهاد می کنم نزدیک مادر همسرتان باشید و ارتباط شخص خودتان را با مادر شوهرتان در حد عالی نگه دارید.در آینده نزدیک فرزند شما با مشاهده رفتار مناسب والدین خود با بزرگترها روبرو شده و همین محبت را نسبت به شما خواهد داشت.استقلال به معنی جدا شدن و تنها شدن نیست.استقلال به معنی تقبل وظیفه و موثر بودن در اجتماع است.از خداوند متعال برای شما سلامتی جسم و جان را آرزو می کنم.

 

سوال دوم- ازدواج برای پسرم زود است؟

سلام،  پسرم که هنوز ازدواج نکرده، برای ادامه تحصیل عازم خارج از کشور است و ما به فکر هستیم که قبل از رفتن برای ازدواجش تدارک ببینیم. اما مشاوری که پسرم مراجعه کرده گفته که بهتر است این دو کار یعنی رفتن به خارج از کشور برای تحصیل و ازدواج را با هم انجام ندهید و او فعلا فقط به ادامه درس فکر کند. ضمن این که معتقد است که اصولا او برای پذیرفتن مسئولیت زندگی خانوادگی هنوز آمادگی کافی ندارد. آیا گاهی لازم نیست افراد در موقعیت قرار بگیرند تا آماده پذیرش یک نقش و مسئولیت شوند؟ این در حالی است که پسر من ۳۲ سال سن دارد. آیا این دو نقطه نظر مشاور در مورد پسر من صحیح است؟

سلام.اولا فرزند شما در سن اموزش نیست تا به او آموزش دهیم. ثانیا ازدواج در سن ۳۲ سالگی با ۲۳ سالگی بسیار متفاوت است. ایشان در دوره تعقل و تدبیر بوده لذا نباید ایشان را در کار انجام شده قرار دهید یا اینکه از روابط عاطفی بین او و فرزندتان سوء استفاده کنید. پیشنهاد می کنم ازدواج را به ایشان تحمیل نکنید.

 /انتهای متن/

1 دیدگاه

  1. ف می‌گه:

    سلام. ما دوساله ازدواج کردیم. شوهرم یه عقد ناموفق داشته قبلا که به طلاق منجر شده. منتها متاسفانه از من پنهون کرده بودن و من تو دوران عقد متوجه این قضیه شدم. یه مدتی گذشت و ما به مشکلاتی خوردیم و مجبور شدیم به مشاور مراجعه کنیم. مشاور از مون خواست توقعاتمون رو تو یه کاغذ بنویسیم و بدون اینکه به طرف مقابل نشون بدیم بیم به مشاور. من متاسفانه برگه ی شوهرمو پیدا کردم و خوندم و متوجه شدم شوهرم تو ذهنش داره منو با مورد قبلی مقایسه میکنه و ناراحته از این قضیه که من از لحاظ ظاهر به اندازه مورد قبل زیبا و جذاب نیستم. خیلی غمگینم. هم حس میکنم بهم خیانت شده. هم حس میکنم دیگه علاقه ای به همسرم ندارم.و حس میکنم از علاقه و عشق واقعی تو زندگی محرومم. لطفا راهنماییم کنیم.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد