شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵

این ناله کننده لیلی، مادر علی اکبر است

ام لیلی ( دختر ابی مره بن عروه بن مسعود ثقفی، همسر امام حسین (ع) و مادر علی اکبر [۱] است؛ از زنان عاشورایی که هرگز داغ واقعه کربلا برایش سرد نشد و نگذاشت برای دیگران هم سرد شود.

lila

فریبا انیسی/

  • می دانید شایسته ترین فرد برای خلافت چه کسی است؟

چاپلوسان و کاسه لیسان که گرد معاویه جمع شده بودند به زبان آمدند.

  • چه کسی بهتر از یزید… نسل عرب و روم… نسل مسلمان و مسیحی کنار هم جمع شده اند تا بزرگترین مرد عالم را بسازند…
  • بزرگترین فرزند عرب از نسل با سخاوت امیه…

معاویه این فرزند را بسیار دوست داشت. گرچه مادر مسیحی او به دامان دشت برگشت و او را ترک کرد اما یزید عزیزترین کس او بود. البته او هم می دانست که این گفته ها بیشتر برای دلخوشی اوست وگرنه یزید یک دهم آنچه را که می بایست برای خلافت داشته باشد، نداشت. شب و روز را به فسق و فجور و با زنان سپری می کرد، در دامان صحرا. جز تبحر در میمون بازی هنر دیگری نداشت…

حوصله اش از حرف های دیگران به سر آمد.

  • شایسته ی مقام خلافت علی پسر حسین است که از لیلی بوجود آمده است. مادر لیلی خواهر من است. در علی اکبر خوشرویی ثقیف، سخاء بنی امیه، شجاعت بنی هاشم جمع شده است. در این عصر این زن با زندگی با حسین (ع) به شرف و بزرگی دست پیدا کرده است و علی اکبر حاصل چنین ازدواجی است.

معاویه بیراه نمی گفت؛ هیچ کس به دست و دلبازی و اطعام دادن و کمک به فقرا چون علی اکبر حریص نبود. این خصیصه را از علی و فاطمه، پدربزرگ و مادربزرگش، به یادگار داشت؛ علی (ع) که چند روز کار می کرد تا چاهی حفر کند و آن چاه و زمین کشاورزی را به مستمندان صدقه می داد و فاطمه (س) که با گردن بند اهدایی اش، بنده آزاد می کرد، اسیر را آزادی می بخشید، گرسنه را سیر می کرد و برهنه را می پوشاند.

٭٭٭

  • من آتشی از دور می بینم، بیایید به آن جا برویم، ان شاءا.. که راه را پیدا می کنیم.

کاروانیان همه با گفته های مرد ساربان موافقت کردند.

اسب ها را هی کردند و شتر ها را به آن سمت برگرداندند.

آتش واضح تر می شد، خیمه ای در کنار آن و غذاهایی که برای خوردن آماده می شدند. کاروانیان خسته و گرسنه بودند. راه را گم کرده بودند، اما هیچ کدام نمی دانستند این افراد چرا منتظر آنان بوده اند!

یکی از میان جمع نزدیک تر آمد و از غلامی که غذا را آماده می کرد، پرسید : آیا شما منتظر میهمان بودید؟

  • بله، منتظر شما بودیم.
  • آیا شما می دانستید که ما قرار است به اینجا برسیم؟
  • نه.
  • پس چرا آماده بودید؟
  • مولای من؛ آتش فروزنده روشن می کند تا در شب های تاریک و ظلمانی، عابرین و راه گم کردگان به واسطه روشنایی آتش راه را پیدا کرده، میهمان ایشان شوند و شب را در صحرا نمانند به خصوص در فصل زمستان بر این مسئله تاکید دارند.
  • مولای تو… ؟
  • همان که می گویند شبیه ترین خلق خدا به جدش رسول خدا (ص) است.

کاروانیان با حیرت به آنچه غلامان آماده می کرد، نگاه می کردند. یکی از آن ها دوباره پرسید :

  • اگر باد و طوفان شدید باشد، چه می کنید؟ آتش خاموش می شود.
  • سگ ها را به ستون های خیمه ها می بندیم. آن ها از سر و صدای طوفان می ترسند و صدا می کنندو از صدای آن ها راه گم کردگان به اینجا می آیند.

این سخن را مردی می گفت که از خیمه بیرون آمده بود تا کاروانیان را به سفره ی گسترده دعوت کند. سرهای مردم چرخید و به مردی خیره ماند که در سیرت و صورت شبیه ترین خلق خدا به رسول خدا (ص) بود؛ علی اکبر پسر حسین (ع).

٭٭٭

صدای شیون و ناله بلند بود. مرد شتر سوار از شنیدن آن صدا یکه خورد، شتر زانو به زمین زد و خوابید. مرد دور و برش را پایید. آیا این صدایی است که من فقط می شنوم…؟ دیگران چه بی تفاوت می گذرند… مرد به سوی کنیزکی که از جلو می آمد رفت و پرسید :

  • این صدای کیست؟
  • این ناله کننده لیلی، مادر علی اکبر است که از واقعه ی کربلا تا کنون از شیون و ناله دست برنداشته است.

بیـا بـلـبـل کـه بـا هـم بنـالـیـم             که ما افسرده و شوریـده حالیـم

زتو گل رفت و از ما گل عـذاری            ز تـو افـغـان و از مـا آه و زاری

تـو را وصل گـل دیگـر امیـد است                   بهـار دیگـر از بهـر تو عیـد است

ولکـن گلعـذارم را بـدل نیـسـت            بهـار دیـگـر مـا را امـل نـیـسـت

گلی از گلشـن مـن رفـت بر بـاد           که تـا محشر نخواهد رفت از یاد

                           یگانه گوهری گم شـد ز دستـم             که جویـای ویـم تـا زنـده هستم

۱- ریاحین الشریعه ج۳ ص۲۹۵ .

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد