جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵

غنیمت، روایتی متفاوت از آن سالها

“غنیمت” رمانی از صادق کرمیار که بعد از نامیرا و دشت‌های سوزان یک شگفتی دیگر اوست در عرصه داستان نویسی که دنبال نوعی پیوند است بین نسل قدیم و نسل جدید در نگاه به دنیایی که رسانه ها برای آدمها می آفرینند.

فاطمه قاسم آبادی/

 “غنیمت” رمانی ۱۸۶ صفحه‌ ای ا‌ست که صادق کرمیار مثل دو اثر دیگرش آن را برای انتشار به دست انتشارات نیستان سپرده است و برای کسانی که بعد از خواندن نامیرا و دشت‌های سوزان سراغ این اثر بروند حتما یک شگفتی خواهد بود. انصافا هم بعد از خواندن ماجراهای شیخ خزعل و عبدالله بن عمیر، حالا افتادن وسط داستان جیسکا و صادقی و پیمان کمی غیر منتظره است!

 

داستانی عاشقانه

کتاب “غنیمت” یک فرصت مغتنم است تا رمانی در فضای متفاوت بخوانید. این بار جدا شدن دو عشق، طور دیگری رقم می خورد. اصلا در این کتاب می شود معنای کوه کندن فرهاد را درک کرد. تا عاشق چه کسی باشی و خودت صاحب چه روح و روانی باشی! برای بعضی، شیرین تنها در یک مونث رقم می خورد، یا ناموسی ست که غیرت را در فرد به جایی می رساند که هر چه شیرین و فرهاد است، فدایش می شوند.

 

ماجرای اصلی

کتاب، داستان جوانی است که مقابل دیدگانش به ناموسش حمله می کنند. او می ماند و تعدادی از دوستانش که برای نجات او همه ی هستی شان را می گذارند. بعد از چند سال که ظاهرا همه چیز تمام شده، دوباره به ناموس دیگری حمله می شود. این بار در جنگ خلیج فارس، باز داستان یک جنگ است و اتفاقات وحشتناکی که رسانه ها، تنها قسمتی از آن را که خودشان صلاح می دانند، نشان می دهند. و هزاران لحظه ی دردناک در سایه ی آن دیده نمی شود. هر چند در سراسر دنیا، تحلیل های زیاد، چه درست و چه نادرست بیان شود. در ایران هم که نزدیک ترین کشور به جنگ است، این گفتگو ها جریان دارد.

 

پیوند نسل ها

غنیمت به نوعی پیوند است بین نسل قدیم و نسل جدید؛ نسل قدیمی که با چشم باز همه ی حقایق را دیده و تجربه کرده است، و نسل جدیدی که رسانه های بیگانه، محکم مقابل چشمانش را گرفته اند تا نه درست ببیند ، نه درست بشنود ودر نتیجه درست حرکت نکند.

پروانه و پیمان دانشجو و نماینده ی نسل امروز در این کتاب هستند. پروانه حقیقت بین است و پیمان واقع بین وپدرشان هم نماینده ی نسل قبل است. پروانه و پیمان در تشخیص حق و باطل با هم اختلاف دارند. در این میان پیدا شدن دریا ، خواهر پیمان و پروانه، درمیانه جنگ امریکا و عراق، باعث می شود که پیمان با آمریکایی ها رو در رو شود و…

 

تاریخ را از نو بشناسیم

کرمیار برای نوشتن غنیمت از قصه‌های تاریخی فاصله گرفته و به سراغ موضوعی کاملا معاصر رفته است. او در این رمان حرف‌ها و نظراتش را مانند دو اثر قبلی اش، در پس لایه‌های زیرین داستان قرار نداده و خیلی صریح‌ به بیان مواضعش پرداخته است.

داستان این کتاب از نوروزی شروع می‌شود که آمریکا در پی حمله به عراق است. اصلان، رزمنده‌ ای که همسرش را در ماجرای اشغال خرمشهر توسط عراق از دست داده و دختر خردسالش را هم گم کرده است، در تصاویر اخبار مرتبط با حمله آمریکا، نشانی از دختر گمشده‌اش می‌بیند و چنان به هم می ‌ریزد که چیزی جز رفتن به عراق و پیدا کردن دخترش او را آرام نمی ‌کند. رفتنی که البته همسر فعلی اصلان چندان با آن موافق نیست.

حضور پسر و دختر اصلان در داستان با دیدگاه ‌هایی متفاوت نسبت به این جنگ، یکی از موقعیت‌ هایی است که نویسنده را کمک می ‌کند تا حرف ‌هایش را بزند. مخصوصا که پیمان (پسر اصلان) هم با کمی تاخیر با پدر همراه می‌شود و از نزدیک با آمریکایی ‌ها برخورد می‌ کند.

 

اتفاقات پشت هم

ضرباهنگ تند داستان خواننده را مشتاق می ‌کند تا کتاب را بدون زمین گذاشتن تا انتها مطالعه کند و از طرفی تزریق قطره‌ چکانی اطلاعات به خواننده در فصل‌ های مختلف، او را در تب و تاب چیستی ماجرا می‌ گذارد، خوشبختانه این انتظار به گیجی و سردرگمی او نمی‌انجامد.

علاوه بر موضوع و زمان روایت داستان، قلم کرمیار هم در این رمان کمی متفاوت است. او در غنیمت از سر بسیاری از موقعیت‌ها به سرعت می‌ گذرد و برای پرداختن به ماجرا، از خیر پرداختن به جزئیات صحنه می ‌گذرد. به جرأت می‌ توان گفت داستانی که کرمیار در غنیمت آن را روایت می‌ کند، به اندازه دو برابر حجم فعلی جای کار دارد.

 

شخصیت ها

اتفاقات گوناگون به قدری زیاد در داستان رخ می ‌دهد که بعضا خواننده حسرت می‌خورد نویسنده چرا انقدر راحت از برخی موارد حتی با تمسک جستن به تصادف عبور کرده است. برای مثال دستگیری شخصیت اصلی و همراهان توسط نیروهای آمریکایی یکی از این موقعیت ‌هاست که خیلی زودتر از آن‌ چیزی که فکرش را بکنید تمام می ‌شود و متاسفانه این تمام شدن کمی هم دم دستی است.

داستان شخصیت مهم دیگری هم دارد؛ قادر، اسیری عراقیست که بعد از جنگ در ایران مانده و همین جا زندگی تشکیل داده است. حالا با این اتفاقات او هم هوای وطن می‌کند تا سری به زن و بچه ‌اش بزند. همراهی او به عنوان راهنما با اصلان (که زمانی در دوجبهه با هم جنگیده ‌اند) باز هم یکی از موقعیت ‌های داستان است که البته باز هم کرمیار چندان به آن نمی ‌پردازد.

البته کرمیار از این موقعیت مناسب (قرارگرفتن دو نفر که قبلا با هم می‌ جنگیده‌اند در موقعیت دوستی و همراهی) برای کشاندن کتاب به ورطه ضد جنگ نویسی استفاده نمی ‌کند. در حالی که برخی از نویسندگان بهانه های کمتر از این را هم برای ضد جنگ نویسی از دست نمی ‌دهند.

 

غنیمت بدانید

کرمیار در موقعیت‌ های مختلف حرف خودش را می ‌زند و تکه ‌اش را از زبان اصلان به قادر می‌اندازد و هرچند که هم ‌اکنون با او همراه شده است و در جاهایی برایش دلسوزی هم می ‌کند، اما پز روشنفکری بر نمی ‌دارد که چه می دانم آن جنگ اشتباه بود و برادر کشی بود و… از این منظر غیرت کرمیار که در غنیمت خودنمایی می ‌کند ستودنی است.

«غنیمت کرمیار» هرچند با نامیرا و دشتهای سوزان او متفاوت است اما حتما در فضای ادبیات ما غنیمت است؛ به چنگ آوردن این غنیمت را از دست ندهید.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

code

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد