اصلا به بچه دوم فکر نمی کردم

اصلاً به بچه دوم فکر نمی‌کردم ولی…

زندگی همیشه همون‌جوری پیش نمی‌ره که ما برنامه‌ریزی می‌کنیم.

یه روزی فهمیدم بعضی اتفاق‌ها از قبل توی دل آدم نوشته شدن،
فقط زمانش معلوم نیست.

اولش ترس بود،
بعدش تردید،
بعدش هزار تا سوال…

اما کم‌کم یه حس اومد که با هیچ منطقی توضیح داده نمی‌شد:
حسِ کامل‌تر شدنِ زندگی 🤍

شاید من انتخابش نکرده بودم…
اما حالا بخشی از قشنگ‌ترین قصه‌ی زندگیم شده ✨

اشتراک‌گذاری:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *