چوب اعتمادم را می خورم

رابطه آدمها وقتی قرار است وارد مسائل مالی و حقوقی شوند، باید به شکل رسمی و حداقل مکتوب و نوشته شده، باشد . صرف اعتماد به افراد و شریک شدن با آنها بدون چنین مقدماتی می تواند مشکل ساز و دردسر آفرین باشد همان طور که برای بدری خانم شده است.

0

گاهی اعتماد کردن راحت و سریع به کسی که هنوز سابقه و خصوصیاتی از او نمی شناسیم، باعث برهم خوردن ارامش و سلامت زندگی می شود و مشکلاتی به بار می آید که برای حل آنها باید  راهی طولانی  رفت.

بدری خانم که در چنین موقعیتی قرار گرفته، از زندگی مشترک دخترش این طور تعریف می کند:

من زنی هستم که از سالها پیش هم پدر بودم برای بچه هایم و هم مادر. چهار فرزندم را که دو دختر و دو پسر بودند، دست تنها بزرگ کردم. همه شان کوچک بودند که پدرشان فوت کرد. همسرم ما را با یک مستمری ناچیز و یک خانه مسکونی کوچک تنها گذاشت و رفت. با همه سختی ها توانستم با پشتوانه همین مختصر امکانات بچه هایم را بزرگ کنم و سروسامان بدهم. در طی این سال ها، پدر و مادرم فوت کردند و سهم الارثی هم که به من تعلق گرفتف برای زندگی مان بد نبود. توانستم با آن یک خانه قدیمی در شهرستان بخرم و همین طور مقداری زمین که با اجاره آنها برای دخترانم جهیزیه تدارک دیدم و به مرور هزینه عروسی پسرانم را تامین کردم.

سارا دختر آخری من بود که با داوود ازدواج کرد. به نظر می آمد که داوود پسر خوب و کاری و قابل اعتمادیست.

در این زمان من تصمیم گرفتم که با مقداری پول که پس انداز داشتم و  با وامی که از بانک گرفتم زمینی را که سالها پیش خریده بودم و حالا موقعیت خوبی پیدا کرده بود، بسازم و برای بچه ها خانه تهیه کنم تا از مستاجری خلاص شوند. البته با همه پولی که فراهم کرده بودم، باز یک مقدار برای کاری که می خواستم انجام بدهم، کم داشتم. داوود همسر سارا که بنظرم خیلی پسر خوب و کاری و قابل اعتمادی بود، پیشنهاد کرد که من با شما شریک می شوم و بقیه هزینه ساخت را من قبول می کنم. من تقریباً 70 درصد پول لازم برای ساخت زمین را داشتم و 30 درصد را هم داوود تامین کرد و کار را شروع کردیم. هیچ قرارداد مکتوب و نوشته شده ای هم بین ما ردوبدل نشد.

بعد هم من که دیدم دامادم آدم خوبی است و زندگی خوبی هم با سارا دارد و برای انجام کارهای ساختمان خیلی زحمت می کشد و دوندگی می کند، تصمیم گرفتم او را شریک خودم بکنم با سهم مساوی، یعنی 50 درصد برای خودم و 50 درصد برای او سهم در ساختمان در نظر گرفتم و بعد از تمام شدن کارساختمان سه دانگ به نام داوود و سه دانگ به نام خودم سند زدم. ضمن این که باید برای پرداخت بدهی ها، دو واحد را می فروختیم و بعد از این بود که هرچقدر مانده بود را بین خودم و او تقسیم کردم.

بعد از مدتی بین سارا و شوهرش اختلاف پیدا شد. داوود  پنهانی مواد مصرف می کرد و از نظر اخلاقی هم رفتارهایی ناپسند داشت که دخترم بسیار ناراحت و افسرده شده بود و چون متاسفانه از کسی هم حرف شنوی نداشت، هرروز اوضاع  زندگی شان بدتر می شد. بالاخره هم سارا مجبور شد با دو بچه خانه اش را ترک کند بدون جدایی رسمی به این امید که شاید متنبه شود و به اشتباهش پی ببرد.

 نه تنها داوود به خودش نیامد، بلکه شروع کرد به خراب کردن شراکت بین من و خودش. واحدهای ساختمان را به نفع خود اجاره داد. قبلا ما پول ودیعه هایی را که می گرفتیم، نصف می کردیم و اجاره ماهانه واحدها را هم همینطور. بعد از این که سارا از زندگی اش بیرون آمد، همه این پول ها را برای خود برمی داشت و به اعتراض های من هم اعتنایی نمی کرد. حالا ادعا کرده که این ساختمان مال من است و شما هیچ حقی ندارید و به هرکس بخواهم اجاره می دهم و هرکاری بخواهم می کنم. اخیراً هم که به ما اطلاع داده قصد فروش واحدها را دارد و من مانده ام که با او چه کنم.

بعد از عمری زندگی و اعتماد به شریکم، که مثل پسرم دوستش داشتم، دارم چوب این اعتماد بیجا  را می خورم. می خواهم بدانم آیا داوود می تواند حرفهایش را عملی کند و همه این واحدها را به نفع خود بفروشد؟ آیا در زمان اجاره یا فروش آنها امضای من لازم نیست؟ آیا او می تواند پنهانی و به تنهایی آنها را بفروشد؟

 

پاسخ دکتر فرز انه اژدری :

به بدری خانم این تذکر کلی را دادیم که :

اعتماد کردن به مردم و بخصوص اقوام کار خوبی است ولی هرکار خوبی هم باید به خوبی و با دقت و رعایت اصول منطقی، قانونی و شرعی انجام گیرد.

کار درست این بود که به هر حال شما به دامادتان باید به اندازه قدرالسهمی که پرداخت کرده بود، سهم می دادید. یعنی به جای سه دانگ، یک یا دو دانگی را که مشارکت داشته،  در ساخت به نامش می زدید.

در عین حال مواردی که  باید در نظر داشته باشید:

  1. درحال حاضر که سند تنظیم شده با سهم مساوی هردوی شما، چون سند مشاعی است و هنوز سهم هریک از شما دو نفر در آن بنا مشخص و مفروز نشده، هیچ یک از شما دو نفر نمی توانید به تنهایی هیچ نوع تعرضی در اجزای آن انجام بدهید، مگر با رضایت طرف دیگر. یعنی اگر این واحدها اجاره داده شود یا به رهن یا هرنوع انتقال منافع گذاشته شود، باید هردو، سند مورد نظر را امضا کنید و دفترخانه یا آژانس املاک حق ندارد که بدون در نظر گرفتن این موارد سند صادر کند. اگر چنین کاری انجام گیرد هم شریک شما و هم دفترخانه ای که این سندها را صادر می کند، متهم به کلاهبرداری بوده و باید پاسخگو باشند.
  2. برای فروش این واحدها هم همین قضیه مطرح است. برای فروش هر واحد از این بنا حضور شرکا لازم است و اگر یکی از طرفین، چه شما و چه این اقا، به تنهایی معامله ای انجام بدهید، باطل است و این موارد را دفترخانه ها می دانند و رعایت می کنند. پس از این نظر خیال تان راحت باشد.
  3. برای اینکه حقانیت خود و حق و حقوق خود را به دامادتان یاداوری کنید، اظهارنامه ای تنظیم کنید و همه خواسته های به حق خود، و نه زیاده بر آن را، و همین طور مواردی که لازم می دانید تذکر بدهید، در آن قید کنید و توسط دایره اظهارنامه دادگستری برایشان ارسال کنید. این آقا باید این اظهارنامه  را در مهلت قانونی پاسخ بدهد. حتی اگر وی اظهارنامه را بعد از رویت امضا کند و به مامور ابلاغ برگرداند، همین مستند قانونی برای شما خواهد بود که در صورت نیاز و مراجعه به مراجع قضایی قابل بهره برداری و استناد رسمی خواهد بود.
  4. سعی کنید این اختلافات مالی بین شما و دامادتان برمشکلات و اختلافات خانوادگی با دختران که همسر اوست، دامن نزند. اجازه ندهید که این مسائل، مشکلات خانوادگی دخترتان را بیشتر کند. دخترتان باید مسائل خانوادگی خود را از طریق شعبات دادگاه خانواده پیگیری و حل و فصل نماید.

/انتهای متن/