زبان هم جان دارد و نفس می کشد

سوم اسفند، روز جهانی زبان مادری است. اینکه چقدر مهاجرت افراد سبب خاموشی زبان و فرهنگ بومی می شود، سوالی است که هر ایرانی باید به آن پاسخ دهد. به مناسبت روز جهانی زبان مادری با رئیس انجمن زبان شناسی ایران به گفت و گو نشستیم تا از زبان مادری بیشتر بدانیم.

0

دهخدا در یادداشت های پراکنده اش در تدوین لغت نامه فارسی آورده است:
” باید دانست که برای به خاطر آوردن چندین هزار کلمه و الفبایی کردن آن عمر هفت کرکس می‌باید… و این کار به هیچ فصل و قطعی، بیرون از بیماری صعب چند روزه و دو روز رحلت مادرم -رحمه الله علیها- تعطیل نشد و به جز اتلاف دقایقی چند برای ضروریات حیات در روز، می‌توانم گفت که بسیار شب‌ها نیز، در خواب و میان نوم و یقظه در این کار بودم. چه بارها که در شب از بستر برمی‌خاستم و پلیته می‌کردم و چیز می‌نوشتم.”
 دهخدا بیش از 40 سال از عمر خود را به شیوه ای که خودش نقل کرده، صرف احیا و ماندگاری زبان فارسی کرد؛ زبانی که امروز به عنوان زبان مادری هر ایرانی زنده و بالنده است.

زبان مادری انعکاس شناخت فرد از جهان
دکتر بلقیس روشن، رئیس انجمن زبان شناسی ایران و عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور معتقد است:
زبان مادری هر فرد منعکس کننده شناختی است که او از جهان اطرافش بدست می آورد. علاوه بر این زبان مادری منعکس کننده فرهنگ جامعه ای است که شخص در آن زندگی می کند.
وی در تعریف دقیق از زبان مادری می گوید:
اولین زبانی که کودک در معرض آن قرار گرفته و آن را فرا می گیرد، زبان مادری نام دارد. البته ممکن است کودکی در خانواده همزمان در معرض دو زبان قرار بگیرد. در این صورت هر دو زبان، زبان مادری او خواهد بود و این شخص فردی “دو زبانه” عنوان می شود. این در حالی است که اگر در معرض سه زبان قرار گیرد هر سه زبان، زبان مادری او خواهد شد. بنابراین کودک در معرض هر زبانی قرار گیرد سازمان شناختی در مغز او بر اساس آن زبان شکل می گیرد و شبکه معنایی آن زبان در ذهنش تشکیل می شود.

شبکه معنایی یعنی چه؟
رئیس انجمن زبان شناسی ایران از شبکه معنایی این طور می گوید:
شبکه معنایی نشان دهنده روابط بین واژه ها در زبان موردنظر است. بنابراین می توانیم بگوییم افرادی که زبان های مادری متفاوتی دارند، دارای نظام های زبانی و شبکه های معنایی مختلفی هستند. به همین دلیل لازم است که این زبان ها به درستی حفظ شوند و به نسل بعدی منتقل شوند. چون هر کدام گنجینه متفاوتی از دیگری است و عناصر بسیاری از فرهنگ و سابقه زبان در آن موجود است.

فرق زبان مادری با زبان های دوم و سوم
دکتر روشن در توضیح تفاوت زبان مادری و زبان های دوم و سوم اضافه می کند:
زبان مادری در واقع زبان اولیه فرد است و به صورت ناخودآگاه، بدون تلاش و بدون استفاده از وسایل کمک آموزشی و معلم فرا گرفته می شود. وقتی می گوییم “فرا گرفته می شود” یعنی فرد به صورت ناآگاهانه آن را یاد می گیرد. به همین دلیل در کلاس زبان فارسی مدارس، بچه ها از یادگیری دستور زبان گریزانند چون تمام قواعد دستوری را به صورت ناخودآگاه فرا گرفته و در ذهن دارند. به عنوان مثال اگر زبان فارسی را به عنوان زبان مادری در نظر بگیریم، در صورتی که زبان انگلیسی و فرانسه را بعد از سن بلوغ یاد بگیریم، زبان دوم یا سوم تلقی می شود. در صورتی که زبان فارسی، انگلیسی و فرانسه را به صورت همزمان، بدون هیچ گونه تلاشی و قبل از سن بلوغ فرا بگیریم، هر سه حکم زبان مادری را دارد.

نقش زبان مادری در آموزش علوم
عضو هیئت علمی دانشگاه پیام نور در باره نقش زبان مادری در آموزش می گوید:
از آنجا که زبان رسمی در آموزش در کشور ما، زبان فارسی است، زبان های دیگر نقش خاصی در آموزش ایفا نمی کنند. البته مقرر بود در پیش دبستانی ها یک زبان مادری بگنجانند که می تواند مقداری نتیجه داشته باشد. اما در آموزش مدارس یا دانشگاه فعلاً موضوعی در نظر گرفته نشده است.

لهجه و زبان چه تفاوتی دارند؟
وی در مورد لهجه ها و تفاوتش با با زبان اظهار می کند:
هرکدام از زبان ها می توانند گونه های مختلفی داشته باشند که این گونه ها بر اساس ثبت، به دو گونه رسمی و غیررسمی تقسیم می شوند. همچنین گونه های دیگری وجود دارد که منطبق با شرایط جغرافیایی است. به عنوان مثال زبان فارسی اصفهانی یا فارسی شیرازی و … این ها لهجه محسوب می شوند. چون به لحاظ نظام کلی چندان تفاوتی با زبان فارسی ندارند. من بافت های مختلف زبان اصفهانی یا شیرازی را نمی گویم بلکه منظور من زبانی است که به صورت معمول در شهرهای اصفهان و شیراز می شنویم. یا اینکه ممکن است شخص لهجه ترکی داشته باشد ولی به زبان فارسی صحبت کند. بنابراین وقتی زبان ها یکی است، ولی تفاوت در تلفظ است با عنوان لهجه شناخته می شود. اما زبان ها هر کدام نظام ذهنی خاصی دارند و دارای سطوح نحوی، معنایی و واج شناسی مربوط به خود هستند. همین باعث می شود زبان فارسی با زبان ترکی تفاوت داشته باشد ولی زبان فارسی با لهجه ترکی و زبان فارسی با لهجه اصفهانی جزو زبان فارسی تلقی می شوند و صرفاً تفاوت تلفظی با یکدیگر دارند.

زبان مادری در حفظ فرهنگ بومی نقش دارد
دکتر روشن در مورد نقش زبان مادری در حفظ فرهنگ بومی معتقد است:
هر زبانی آیینه فرهنگ مردمی است که به آن تکلم می کنند بنابراین زوال یک زبان به معنای زوال بخش عظیمی از فرهنگ آن مردم است از این لحاظ می بینیم که زبان چقدر حائز اهمیت است.
زبان هایی که رایجند، یعنی سخنورانی دارند که با آن زبان سخن می گویند و ارتباط برقرار می کنند در صورتی که از رواج بیافتند دچار زوال خواهند شد. در حال حاضر مسئله مهمی که می تواند باعث زوال این زبان ها می شود مسئله مهاجرت داخلی ایران است که به دلایل مختلفی از روستا به شهرها و از شهرهای کوچک به شهرهای بزرگ شاهد مهاجرت هستیم. افراد مهاجر تحت تأثیر زبان فارسی و پرستیژ این زبان و برای بدست آوردن شغل، تحصیلات یا ارتباط با دیگران از بکار بردن زبان مادری خود استعفا می دهند. تحقیقات نشان داده زبان مادری در محافل خانگی و محلی مهاجرین استفاده می شود ولی وقتی در حوزه آموزش یا حوزه اداری وارد می شویم این زبان ها رنگ خود را از دست می دهند.

بزرگترها از زبان جوان ها سردرنمی آورند
دکتر روشن در مورد  تفاوت های بعضی زبان ها  با زبان فارسی معیار می گوید:
زبان فارسی معیار دارای اصولی است که در گفتار و نوشتار تثبیت شده و در محافل رسمی، سخنرانی ها، محیط های آموزشی و در اخبار تلویزیون استفاده می شود. زبانی که امروز استفاده می شود عناصر مختلفی دارد یا بهتر است بگویم جوان ها واژگان خاص خود را دارند اما ممکن است بسیاری افراد از آن واژگان استفاده نکنند. ما در محافل رسمی مان زبان فارسی معیار را داریم اما در گفتمان روزمره به خصوص در محافل غیررسمی از زبان فارسی محاوره ای استفاده می کنیم.
البته این زبانی که خاص جوان هاست به زبان فارسی معیار آسیب وارد نمی کند. اینکه زبانی فقط مخصوص گروه های خاصی باشد، صرفاً در جامعه ایران نیست بلکه در کشورهای دیگر هم شاهد این موضوع هستیم که برخی گروه ها، زبان خاص خود را دارند. این نوع زبان تاریخ مصرف دارد. یعنی در مقطعی از زمان استفاده و بعد به مرور فراموش می شود. شاید برخی از آن واژه ها در گذر زمان ثبت شود و در فرهنگ ها باقی بماند. اگر ماندگار شود هیچ اقدامی نمی توان انجام داد چون به هر حال زبان یک موجود زنده است، به دنیا می آید، بالنده می شود، زندگی می کند و بعد به مرور زمان دچار زوال و نابودی می شود. زبان مرتب به واژگان جدید نیاز دارد هیچ اشکالی ندارد واژگانی که توسط گروه های خاصی استفاده می شود وارد زبان شود. اما به طور کلی این قبیل واژگان بیشتر در محافل خودمانی کاربرد دارد و همان طور که قبلاً گفتم در محافل رسمی از زبان فارسی معیار استفاده می شود.

لغت نامه دهخدا را همیشه نیاز داریم
وی در مورد نیاز ما به  لغت نامه دهخدا می گیود:
فرهنگ لغت دهخدا در شرایط امروز جامعه ما قابل استفاده است و معیار قرار می گیرد، آن هم در حد بیش از حد تصور. چراکه در حال حاضر علومی با نام علوم شناختی داریم که در جهان جایگاه ویژه ای برای خود را باز کرده است که یک شاخه آن زبان شناسی شناخت است و این شاخه در واقع به پیشینه زبان بسیار اهمیت می دهد، تغییرات تاریخی زبان را مدنظر دارد، بافت های مختلفی را که سخنواران در آن تبادل اطلاعات دارند، مدنظر قرار می دهد، معنای تحت اللفظی یا اولیه کلمات نیز در رده اول قرار می گیرد. با این حساب مطالعات مختلفی ایجاد می شود که به پیشینه زبان نیاز دارند که بخش عظیمی در لغت نامه دهخدا موجود است و ما.

 /انتهای متن/