شنبه ۱۳ آذر ۱۳۹۵

بعضی بی احتیاطی ها  می تواند به قیمت سنگینی برای یک فرد و بلکه اطرافیانش تمام شود؛ بی احتیاطی هایی مثل آنچه حسام کرد.

prison

دکتر فزانه اژدری/

مادرِ نگرانِ حسام، در مورد پسرش این طور گفت:

پسرم دانشجوی سال دوم مهندسی است. ۲۰ سال دارد و  درسش بسیار خوب و شاگرد اول رشته خودش است ولی به خاطر اعتماد زیاد به دوستانش الان چند ماه است که زندانی است و از درس و زندگی بازمانده است.

جریان از این قرار است که ما خانه ای خارج از شهر داریم که ساختمانی نیمه کاره دارد ولی قابل سکونت است و خانوادگی گاهی برای فرار از دود و دم شهر به آنجا پناه می بریم. یک شب، درست شب امتحان حسام دوستش زنگ زد که اگر ممکن است کلید خانه تان را به من بده تا من و نامزدم به همراه مادرش دو شب برویم و از آنجا استفاده کنیم. پسرم که در رودربایستی قرار گرفته بود، کلید خانه را از ما گرفت و به دوستش داد. از آنجا به پسرم زنگ زدند و اصرار کردند که خودت هم بیا. حسام که امتحان داشت نمی توانست برود ولی به اصرار زیاد آنها مجبور به رفتن شد و قرار شد که صبح زود برگردد که به امتحانش برسد. وقتی به آنجا رفت، من و پدرش نگران او شدیم که چرا رفت و با چه وسیله ای صبح زود برگردد. در این فاصله پسرم چندبار زنگ های کوتاهی به ما زد که “من رسیدم نگران نباشید”. ولی در صدایش حالت ترس و دلهره وجود داشت. من زنگ زدم و گفتم که ما شب می آییم آنجا که صبح تو را به دانشگاه برسانیم. با وحشت گفت: نه خودم می آیم، لازم نیست بیایید. و بعد از چند دقیقه باز زنگ زد که چون بچه ها اینجا را به هم ریخته اند دیرتر بیایید. من که نگران شده بودم ساعت ۲ صبح به پدرش گفتم برویم من نگرانم. راه افتادیم. در نزدیکی آن روستا گشت های شبانه ماشین ها را بازرسی می کردند که من با دیدن اینها خیالم راحت تر و دلم گرم شد که اگر اتفاقی بیفتد این بچه ها مواظب هستند. وقتی به خانه رسیدیم کلید را انداختیم و وارد ساختمان شدیم. دیدیم که وسایل و اسباب زیادی در وسط خانه گذاشته اند و ظرف ها و سطل های بزرگ و شیشه هایی که نشان می داد خطرناکند و محتوی چیزی مثل  اسیدند آنجا بود و زمین هم بسیار کثیف و خیس و به هم ریخته بود. پدرش با صدای بلند پسرم را صدا کرد که اینها چیه و اینجا چه خبره؟ پسرم سراسیمه آمد و گفت: اینها داشتند اینجا مشروب می ساختند. همینطور که پسرم داشت حرف می زد، دو نفر از آنها از پشت سر حسام فرار کردند و در تاریکی گم شدند. شوهرم ناراحت شد. چندتا از ظرف های شیشه ای را شکست و تعدادی از آنها را در فاضلاب ریخت و زمانی که این کار را کرد گاز زیادی پخش شد که نزدیک بود شوهرم خفه شود. دو نفر در خانه باقی مانده بودند که شوهرم آنها را بیرون کرد و به آنها اخطار داد که: هوا که روشن شد بیایید و وسیله هاتان را ببرید. آنها با سرعت رفتند. ما در خانه بودیم و آماده می شدیم پسرمان را به دانشگاه برسانیم که دیدیم پلیس از دیوار به داخل خانه آمد. فکر می کردند کسی در خانه نیست. آمدند و وقتی دیدند ما سه نفر در خانه هستیم، پسرم و شوهرم را دستگیر کردند و بردند. قبل از روشن شدن هوا دو نفری که فرار کرده بودند با حسام تماس گرفتند و گفتند اگر به پلیس خبر بدهید و یا به آن مواد دست بزنید شما و خانواده تان را نابود می کنیم. آنها وسیله و مواد ساخت مواد مخدر شیشه است و چندین میلیون قیمت دارد. پلیس ها آمدند و مواد را دیدند؛ آنجا را پلمپ کردند و شوهر و پسرم را دستگیر کرده و بردند ولی به من کاری نداشتند. در آگاهی معلوم شد که یک نفر از افرادی که فرار کرده و دوست پسرم بود در اثر استنشاق گاز سمی مرده و در جاده افتاده و یکی دیگرشان هم از حالت عادی خارج شده و کنترل حرکت و حرف زدنش را از دست داده و یکی دیگرشان فرار کرده است. بعد از چندماه شوهرم و پسرم که متهم به قتل شده بودند، از زندان آزاد شدند چون معلوم شد که فوت آن جوان براثر گاز سمی بوده ولی چندروز بعد پسرم به  اتهام شرکت در ساخت و داشتن دستگاه های ساخت مواد مخدر دوباره دستگیر و زندانی شده است که آن چندنفر فراری و آن فردی که در بیمارستان بود هم  جزو متهمین هستند. به ما اصلا اجازه حضور در دادگاه و دفاع از پسرم را نمی دهند. ظاهراً این افراد کارگاه تهیه مواد مخدر را به جاهای مختلف می برند که جایشان لو نرود و پلیس الان فکر کرده که پسر من هم با آنهاست. با شواهدی که برای دادگاه بردیم ثابت کردیم که زمانی که آنها مشغول ساخت مواد و یا راه اندازی کارگاه بودند، پسرم در دانشگاه بوده و چون کار عملی زیاد دارند، هر روز دانشگاه است و فرصت کارهای دیگر را ندارد. ولی فعلا در زندان است و مجبور شدیم دو ترم از دانشگاه برایش مرخصی بگیریم. حالا نمی دانیم کی محاکمه می شود و آیا تبرئه و آزاد خواهد شد یا نه و اگر تبرئه شود آیا سابقه کیفری برایش محسوب می شود و دانشگاه او را اخراج می کند یا نه؟

آمده ام از شما بپرسم و خاطر جمع شوم که تبرئه و آزاد می شود.

 

پاسخ دکتر فرزانه اژدری :

 علی رغم اینکه هیچ مدرکی برای صحبت های تان ارائه ندادید، ولی از صحبت هایتان بر می آید که همانطور که پسرتان در پرونده قتل به دلیل بی گناهی تبرئه شده است، در این پرونده هم با توجه به مدارک ارائه شده و عدم سوء پیشینه کیفری و عدم همدستی با خلافکاران . با توجه به مدارکی که از دانشگاه گرفته اید و ارائه خواهید داد، ان شاءالله تبرئه خواهد شد تبرئه خواهد شد و در صورت تبرئه شدن سابقه کیفری برایش در پرونده نمی ماند و می تواند به دانشگاه و زندگی عادی بازگزدند.

مادر حسام در ضمن صحبت گفت: پسرم بیماری روانی افسردگی شدید دارد که با دارو کنترل می شود. حالا که در زندان است، دیگر داروهایش را نمی خورد و حالش بدتر شده. پیشنهاد شد که داروهای ایشان را به ریاست زندان بدهند که آنها به ایشان بدهند.

کلا شرکت در تهیه و توزیع مواد مخدر جرایم بسیار سنگینی است که مجازات های بسیار سنگینی نیز در پی دارد. از بالاتر از یک گرم، زندان دارد و در صورت مقدار بیشتر، فروش، نگه داری، توزیع، خرید و مصرف آنها حکم اعدام یا حبس های طولانی مدت خواهد داشت.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد