پنج شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۵

پاداش خدمت من دربدریست؟

نسرین بعد از ۲۵ سال زندگی نگران از دست دادن سقف بالای سرش بود. هرچند این وظیفه شوهرش است که پیگیر این مسائل باشد و نگران، ولی وقتی زندگی در تنگنا قرار می گیرد زن و مرد ندارد. نسرین حالا به فکر چاره است.

couple_grandmother

نسرین با نگرانی که درآن تردید هم موج می زند، مشکلش را این گونه تعریف کرد:
از اول ازدواج با شوهرم عهد کردم که درخانه مادربزرگش زندگی کنیم و من تا آخر عمر از او نگهداری کنم. من هم روی حرفم ماندم و با روی خوش و رضایت تا آخر از این مادرمهریان و با صفا بدون هیچ چشم داشتی پذیرایی کردم و پشیمان هم نیستم. پدر شوهر من تنها فرزند مادربزرگ بود ولی این مادر از پسرش دل خوشی نداشت و همیشه می گفت: دوست ندارم هیچ چیز از این پسر برسد. چون در زندگی خیلی کارها کرده بود که ازاو راضی نبود. می گفت که هرچه از من به او برسد به باد هوا می رود. از جمله کارهایی که کرد و این مادر ناراضی بود، ازدواج مجدد بود که با داشتن زن و بچه، همسر دیگری گرفت و از این دو همسر ۹ فرزند داشت که ۲تا پسر و ۷ دختر بودند.
بعد از چند سالی که ما و برادرشوهرم با مادربزرگ زندگی کردیم، وی تصمیم گرفت خانه اش را مشارکتی بازسازی کند. قبل از ساخت با شریک ملکش قراردادی امضا کرد که دو واحد از واحدهای متعلق به خودش را به نام دو برادر سند بزند. عنوانش را هم خرید گذاشت. یعنی هریک از برادرها یک واحد را خریده اند و سند به نام شان زده شود. این قرارداد را هم مادربزرگ و هم شوهرم که تنها وارث ایشان محسوب می شد و هم مهندسین سازنده ملک امضا کردند. بعد از چند سال مادربزرگ فوت کرد و تمام واحدهای سهم ایشان به تنها وارثش یعنی پدرشوهر من رسید. هرچه به ایشان اصرار کردیم که براساس این قرارداد تا زنده است سند ما را بدهد، قبول نکرد. همه آپارتمان ها را فروخت و پولش را هزینه کرد و از بین برد. تنها دو واحد ما و یک واحد دیگر مانده است.
پدرشوهرم هم سه سال پیش فوت کرده و حالا وراث وی که هفت دختر دیگر نیز هستند ادعای مالکیت این دو واحد را دارند و آن را جزو ماترک پدرشان می دانند. سه خواهر از اینان که تنی هستند مهربان تر و با گذشت تر هستند ولی چهار دختر دیگر اصرار دارند که این خانه ها را از ما بگیرند و من نگرانم که اگر این اتفاق بیافتد ما با بچه هایمان دست خالی چه کار کنیم! این در حالی است که وقتی دادخواست انحصار وراثت دادند این دو واحد را نیز به عنوان ماترک از طرف دادگاه پلمپ کردند که وقتی ما قرارداد قبلی با مادربزرگ و شرکای شان را به دادگاه ارائه دادیم رفع پلمپ شد. حالا خیلی نگرانم که خانه ام را از دست بدهم.

پاسخ دکتر اژدری:
نسرین در هنگام مراجعه برای مشاوره هیچ مدرکی همراه نداشت که با دیدن آن بتوان جواب قطعی به او داد.اما آنچه از اظهاراتش بدست می آید این است که:
۱. اگر در قراردادی که مادربزرگ و شرکا برای این دو برادر نوشته اند سهم شان مشخص شده که این هبه بوده و در زمان حیات و سلامت عقل و اراده مادر انجام شده و قابل احترام و اجراست و باید براساس آن در حال حاضر به نام متصرفین که برادرها هستند، سند صادر شود. چون این قرارداد به امضای پدر آنها هم رسیده است که با اهمال کاری این کار انجام نشده و الان بعد از انحصار وراثت می توانند از دادگاه به طرفیت اداره ثبت درخواست صدور سند نمایند.
۲. اگر در قرارداد لفظ خریدار به برادران اطلاق شده باشد، مالکیت برادران قطعی تر است و کسی نمی تواند ادعایی خلاف و خدشه ای به مالکیت ایشان داشته باشد.
۳. وقتی دادگاه این قرارداد را به عنوان اماره مالکیت پذیرفته و به استناد آن دستور رفع پلمپ صادر کرده، نشان از قطعیت و صحت سند دارد. پس می توانند این دو واحد را از تعداد ماترک خارج کرده و از اداره ثبت اسناد درخواست صدور سند نمایند.
پس با توجه به صحبت های نسرین جای نگرانی نیست و این دو برادرمی توانند از طریق قانون برای دریافت سند مالکیت و نیز تقسیم بقیه ماترک اقدام نمایند.

/انتهای متن/

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

*

کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد