زنگ هایشان برای تو به صدا در نمی آید!

در جریان حمله گروه تروریستی داعش به نمایشگاه کتاب کابل موبایل دختر دانشجویی پیدا شد که پدرش ۱۴۲ بار با او تماس گرفته و بعد از اینکه جوابی دریافت نکرده بود، پیام فرستاده بود که: “جان پدر کجاستی؟” این پدر و هر خانواده سوگوار افغانی می داند که از بالای برج مدعیان دفاع از حقوق بشر، هیچ زنگی برای سلب حق حیات عزیزان به خون خفته شان به صدا در نخواهد آمد، همانگونه که تا به حال به صدا در نیامده است.

0

بهجت السادات شهرتاش

خبر انفجار تروریستی ۱۲ آبان در نمایشگاه کتاب دانشگاهی در افغانستان تکان دهنده بود و تصاویر دانشجویان شهید بسیار دلخراش. اما در کنار فاجعه باری آنچه در اثر این عملیات تروریستی در دانشگاه کابل رخ داد، حیرت و تأسف دیگری هم طبق معمول رقم خورد و آن سکوت تبعیض آمیز فریاد زنندگان خاص علیه نقض حقوق بشری است که در قاموسشان مردم افغانستان و فلسطین و یمن و میانمار … بشر به شمار نمی آیند تا حقی از حیات داشته باشند، حقوق دیگر که جای خود دارد. اینچنین است که از سوی هواداران حرفه ای حقوق بشر هیچ موجی در اعتراض به جنایات مستقیم یا تحت امر سلطه جویان غربی بلند نمی شود و صدایی از ایشان در همدردی با مستضعفان در نمی آید. و ای کاش جرم شان فقط همین سکوت و بی تفاوتی بود.
در پرونده این جماعت جرم سنگین تر، توجیه عمل و تطهیر جنایتکارانی است که در کارنامه ی خود، خلق القاعده و پروراندن طالبان و بنیان گذاری و تقویت داعش را داشته اند. این مدعیانی که گاه مدافع حقوق بشرند و گاه منادیان برابری حقوق زنان، وکلای نیابتی دولت های به ظاهر متفاوت آمریکایی و اروپایی هستند تا آنها را به هر وسیله ممکن از ننگ ایجاد گروه های تروریستی و نیز حمایت همه جانبه از آنان مبرا کنند؛ با این توجیه که این دولت ها در تلاش برای حفظ منافع ملی شان و به خاطر نقش به ظاهر باز دارندگی شان در مقابله با نفوذ رقبای سیاسی و فرهنگی خود در خاورمیانه و یا در هر کشور ثروتمند دیگر در عالم محق بوده اند.
در خبرها آمده بود که در جریان این حمله گروه تروریستی داعش به نمایشگاه کتاب کابل موبایل دختر دانشجویی پیدا شد که پدرش ۱۴۲ بار با او تماس گرفته و بعد از اینکه جوابی دریافت نکرده بود، پیام فرستاده بود که: “جان پدر کجاستی؟”

این پدر و هر خانواده سوگوار افغانی می داند که از بالای برج این مدعیان دفاع از حقوق بشر، هیچ زنگی برای سلب حق حیات عزیزان به خون خفته شان در انفجار نمایشگاه کتاب کابل به صدا در نخواهد آمد، همانگونه که تا به حال به صدا در نیامده است.
بگذار دستهای آلوده و وجدان های خفته با گرگها همراهی کنند. اما به خون تپیدن تو ای همنوای افغانیم مانند “مرگ هر انسانی از جان من می کاهد”. ماتم و عزای ما برای کشته شدن بی گناهان در هر کجای عالم است که جای آن برای همدرد و همرزم ایرانی ات فرقی نمی کند.