پرگار؛بازنمایی اهمیت خانواده در ملودرامی تلخ و کشدار

پرگار قصه 4 مادر است که بعد از 15 سال در موازات هم قرار می گیرند. چهار مادر با شیوه تربیتی مختلف که هرکدام در مواجهه با فرزندانشان که از نسل جوان و نوجوان هستند درگیر مشکلات خاصی می باشند.

0

پرگار سریالی به کارگردانی شهرام شاه حسینی است.شهرام شاه حسینی کارنامه درخشانی در ساخت سریال‌های تلویزیونی دارد اما سریال پرگار او حال و هوایی تیره و سرد دارد.
در تمام طول سریال مخاطب از نظر قاب بندی، میزانسن ها، رفتار و گفتار شخصیت ها و حتی روند داستان با فضایی سیاه و پراز غم و غصه مواجه است.
پرگار قصه 4 مادر است که بعد از 15 سال در موازات هم قرار می گیرند. چهار مادر با شیوه تربیتی مختلف که هرکدام در مواجهه با فرزندانشان که از نسل جوان و نوجوان هستند درگیر مشکلات خاصی می باشند.
شروع فیلم با مرگ یکی از همین فرزندان شروع می‌شود؛ سیاوش پسری که در خارج از کشور فوت کرده است و حالا جنازه اش به همراه پدر و نامادری اش به ایران باز میگردد. پسری که بر اثر اعتیاد مرده، ۱۵ سال است مادر واقعی اش او را رها کرده و به امید آینده‌ای بهتر همراه با پدر و نامادری اش به خارج از کشور روانه نموده است.
«فرشته»، مادر واقعی او زنی است که تمام وقت و زندگی خود را صرف کار و درآمد بیشتر نموده است. هیچ تصویری از برخورد فرشته با پسرش در فیلم نمی بینیم و نمی دانیم که رابطه آنها چقدر صمیمی بوده است اما از حرف‌های شخصیت های داستان اینگونه بر می‌آید که فرشته بیش از اندازه از پسرش دور بوده است و در واقع علت اصلی آن که پسرش را از خود دور کرده است، سردرآوردن از زندگی منعم و محبوبه بوده است و پسرش را طعمه‌ ای کرده تا منعم و محبوبه نتوانند بی دردسر با همدیگر زندگی کنند. مادری که سرتا پا کینه و نفرت است و به دنبال انتقامجویی تمام اخلاقیات را زیر پا می گذارد. یادمان بیاید نگاههای پر از کینه او به منعم و جر و بحث های طولانی و بی فایده اش در حالی که می‌توان گفت مقصر اصلی مرگ سیاوش بی توجهی خود او بوده است.
«محبوبه» با بازی متفاوت مرجانه گلچین، دومین مادر فیلم است. محبوبه ظاهرا همچون مادری واقعی در سوگ سیاوش گریه می کند اما مخاطب بعدها می فهمد که از اعتیاد سیاوش باخبر بوده است و برای نجات او تلاشی نکرده است.
علت رفتارهای سرد محبوبه پس از بازگشت به ایران و تصمیم ناگهانی او به جدایی و ترک منعم برای مخاطب مثل سایر معماها و تعلیق های سریال مشخص نمیشود این در حالی است که منعم بارها در طول سریال اذعان می‌کند که با محبوبه زندگی خوب و خوشبختی داشته است.
محبوبه پس از پانزده سال شاید با مرگ سیاوش به ناگهان به یاد دختر خود می‌افتد. دخترش «هستی» که در دوران نوزادی به دلیل وجود مشکلات ریوی او را رها کرده است.
در واقع محبوبه نماد مادرانی است که به دلیل ضعف شخصیتی و عدم ایمان در امتحان بزرگ مادری سرافکنده می شوند و به جای ماندن و نجات فرزند خود، فرار کردن را ترجیح می‌دهند. حالا محبوبه با مرگ سیاوش حس خفته مادری‌اش ناگهان بیدار شده و به دنبال فرزند خود راه می افتد.
محبوبه اما در پایان داستان با محبوبه ی ابتدای داستان تفاوت اساسی دارد؛ از آن همه سردرگمی کینه و انتقام خبری نیست، مادری که باز هم رفتن را بر ماندن ترجیح می‌دهد اما این بار به خاطر حفظ آرامش و آسایش دخترش و این همان از خود گذشتگی و ایثار مادرانه است که در وجود محبوبه شکوفه می زند. محبوبه و حمید پارسا با ان ظاهر آرام و کلام دلنشین و لبخند کمرنگ بار دیگر به زهره فرصت می دهند تا در خانواده ای پر از عشق و شور زندگی کند.
برخلاف خانواده ازهم پاشیده منعم، خانواده ناصر تجلی نمایشگر یک خانواده منسجم، مهربان و اصیل ایرانی است. خانواده ای که در تمامی مشکلات عاشقانه در کنار هم می ایستند.
روابط زهره و فرزانه – دختران ناصر- با مادر و پدرشان و حتی مادربزرگ پیرشان در سریال بسیار زیبا و الگویی برای نسل جوان می باشد.
«فریبا» نیز نمونه کامل و زیبایی از یک مادر است. مخاطب در سراسر فیلم با احساس خالص مادرانه او همذات پنداری می‌کند. مادری که گرچه زهره را به دنیا نیارده است اما بهتر از مادر واقعی اش برای او مادری کرده است.
«افسانه» یکی دیگر از مادران پرگار می باشد که در واقع نقطه اتصال شخصیت های داستان به همدیگر است. افسانه به تناسب شغلش که مدیر مدرسه می باشد، مادری جدی و قانونمند است. فرزندانش نیز به این رفتار ظاهرا خشک اما عاقلانه عادت کرده اند.
افسانه نیز در روند داستان، کم کم از قالب خشک و جدی خود بیرون آمده و در لحظاتی به خود اجازه می دهد تا احساساتش را بروز دهد.
فیلمساز با قراردادن شخصیت این خانم مدیر، گریزی به بازگویی مشکلات و دغدغه های دانش آموزان در محیط مدرسه دارد.
در پایان باید گفت پرگار سریالی با محوریت خانواده و فرزند پروری است. فیلمساز با نمایش خانواده سردرگم منعم در قیاس با خانواده ناصر تجلی و نشان دادن جوان هایی با اصول تربیتی متفاوت، می خواهد تاثیر مستقیم رفتار والدین بر رفتار فرزندان را به تصویر بکشد.
مخاطب با تماشای کش مکشهای خانواده منعم از محبوبه گرفته تا برادرش فراز در مواجهه با خانواده گرم و صمیمی تجلی به مفهوم واقعی خانواده پی می برد.
سکانس پایانی سریال بیانگر همین پیام است، جایی که خانواده منعم بعد از پشت سرگذاشتن مشکلات بسیار دوباره دور هم جمع می شوند تا شروعی دوباره داشته باشند.
گفتنی است ریتم کند و کشدار بودن سریال پرگار، وجود داستانک ها و شخصیت های متعدد و اضافی، سکانس های طولانی و صامت از حمید پارسا، دیالوگ های تکراری و خسته کننده شخصیت ها موجب شد تا سریال برخلاف پیام ارزشمندش چندان در جذب مخاطب موفق نباشد.