“آينه هاى روبرو” نمایشی از زنان بی پناه و ابرقهرمان ها

نمایش “آينه هاى روبرو” عاشقانه ترين اثر بهرام بیضایی[1] نمایشنامه‌نویس، فیلمساز و پژوهشگر سرشناس ایرانی و تازه ترين كار نمايشى محمد رحمانيان که اين روزها به روى صحنه است به موضوع زن و اجتماع پرداخته با روایتی جالب از ظلم هايى كه در دهه ٥٠ در ایران به ناروا بر زن وارد مي شود.

0

نمایش “آينه هاى روبرو” عاشقانه ترين اثر بهرام بیضایی نمایشنامه‌نویس، فیلمساز و پژوهشگر سرشناس ایرانی و تازه ترين كار نمايشى محمد رحمانيان که اين روزها به روى صحنه رفته است.
موضوع و ژانر نمايش

نمايش در موضوع زن و اجتماع است.  ظلم هايى كه به ناروا بر زن از طرف جامعه زن ستيز دهه ٥٠ ايران وارد مي شود، ناديده گرفته شدن حقوق زن و حق كُشي هايي كه از طرف مردان در آن دوران بر زن وارد شده  در آينه هاى روبرو به نمايش در آمده است.

 نمايش اقتباسى از رمان آينه هاى روبرو نوشته بهرام بيضايى است كه ملقب به شكسپير ايران و استاد درام نويسي شده است. ژانر نمايش درام اجتماعى عاشقانه است كه بخش دراماتيزه شده آن پررنگ تر از ساير قسمت ها رخ نمايى مي كند.

داستان نمايش از هجوم به قلعه خاموشان آغاز مي شود، زنى كه در گير و دار اين حملات به شدت آسيب مي بيند و به كافه اى پناه مي برد و گفتگوها از همين نقطه آغاز مي شود.
بازيگران نمایش

محمد رحمانيان كارگردان چيره دست تئاتر و تلويزيون در تازه ترين اثر فيلم- نمايشى خود انبوهى از بازيگران تئاتر و سينما را وارد صحنه  مي كند.

تعدد بازيگران بنام اين كار از عمده دلايلي است كه مخاطب را به سالن اصلى تالار وحدت مي كشاند.

از جمله اين بازيگران مي توان به افراد زير اشاره كرد که بازیگران فیلم هستند:

سیامک اطلسی، پرویز پور حسینی، داریوش ارجمند، بهزاد فراهانی، رضا بابک، فهیمه رحیم نیا، علیرضا مجلل، داوود فتحعلی بیگی، مجید مظفری، علی عمرانی، حمید امجد، هومن برق نورد، شقایق فراهانی، مهران احمدی، افشین هاشمی، هدایت هاشمی، علی سلیمانی، قربان نجفی

و اینها که بازیگران تئاترند:

حبیب رضایی، بهنوش طباطبایی، احسان کرمی، رویا بختیاری،علی تاجمیر، یاسر خاسب و…. رویا تیموریان

و البته صدای پرویز پرستویی و  امین تارخ هم در نمایش شنیده می شود.

یکی از بازیگران اصلی نمایش بهنوش طباطبايى است که همچون قبل به بازى نه چندان قوى خود  بر صحنه تئاتر ادامه  مي دهد. او  که در سينما شايد نقش هاى تاثيرگذارترى ايفا كند، در این نمایش هم نقشى تکراری و نه چندان تاثیر گذار ایفا می کند.

و اما نقش رو به روى بهنوش طباطبايي، حبيب رضايى با سابقه اى درخشان اين بار هم بر صحنه مي درخشد.

در انتهاى داستان با اصافه شدن رويا تيموريان گرما و لذت ديدن نمايش دو چندان مي شود، زن آرام كافه دار كه سياست هاى خاص خود را براى نجات از اوضاع موجود دارد.
کارگردانی و دو بخش مجزاى صحنه اى و پرده اى

نمايش شامل دو بخش مجزاى صحنه اى و پرده اى است؛ دكوپاژى كه رحمانيان به آن دست زده تلفيقى از فيلم و تئاتر است،به گونه اى كه همزمان بازيگران در فيلم و در تئاتر به ايفاى نقش مي پردازند.

در قياس بخش سينمايى با صحنه اى، رحمانيان در بخش دوم قدرت بيشترى دارد و به نظر مي رسد در تئاتر به پختگى و تبحر بيشترى رسيده است .

در “آینه های روبرو” بازگشت ها به عقب بسيار دقيق و منظم است و با وجود جذابيت هاى نمايشى و داستانى بيننده دچار سردر گمى نمي شود و با داستان به جلو كشيده مي شود.

آغاز تا ميانه نمايش سير صعودى و فرودى دارد كه به چشم مخاطب فرصت تحليل مي دهد و بعد از يك ساعت نمايش آنتراكت ده دقيقه اى داده مي شود و حضار از سالن خارج مي شوند براى استراحت و مجدد باز مي گردند، اما اين بار نيمه دوم داستان روند نمايش كاملا متفاوت از نيمه اول با ريتم بسيار تند و صعودى (تا انتها)جلو مي رود.

انتهاى داستان مخاطب را شگفت زده مي كند.در پايان معادلاتى كه بيننده براى خود در ذهن تجسم كرده كاملا به هم مي خورد و شگفتانه است و اين اتفاق از اعجاب قلم نويسنده توانا بهرام بيضايي است.

معضلات اجتماعى كه در داستان بيان مي شود ظلم هاييست كه بر مردم و ملت ستمديده ايران وارد شده است؛  ظلم هایی که  از طرف اقشار داراى قدرت جامعه و بالادست بر قشر آسيب پذير بالاخص زنان مطرح مي شود.

زن در پى احقاق حق برادر خود تن به كارى مي دهد كه تمام هويت او را مورد خدشه قرار مي دهد و از مهم ترين آسيب هايي است كه بر روح و جسم او وارد می شود.

در نهايت هم برادرش را از او مي گيرند و و به ناحق و در پى سياست هايي كه در آن دوران از طرف نظاميان طاغوتى اعمال می شد،اعدام مي شود.

مردى كه با وى قول و قرار ازدواج گذاشته ، بعد از مدتى دختر را رها كرده و این، يكى از ظلمه ايي است كه به ناروا بر پيكره اصلى زندگى و مهم تر از آن بر روح دختر وارد مي آيد.

در ادامه زندگى زن و در روند داستان، زندگى او از تمام خانواده و خانه پدرى اش جدا مي ماند و باز هم ظلم بزرگى كه از جنبه زندگى خصوصى و حريم امن خانه به او وارد مي شود كه از وى تتمه هستى و هويتش را مي گيرند و روانه خيابان و درگير درندگى جامعه مي شود.

در خلال همين ماجراها و بعد از حمله به قلعه خاموشان كه حالا پناه و مامن ناخواسته براى زن شده است، او با مردى مواجه مي شود كه به چهره ابر قهرمان ، تمام ظلم هاى مردان را يك تنه به جان مي خرد و متحمل مجازات مي شود و در صدد جبران ناحقى ها بر مي آيد و از اينجا به بعد جنبه دراماتيك داستان پررنگ مي گردد.

در انتها ابر قهرمان اوضاع را سامان مي دهد و آشفتگى ها را سامان مي بخشد اما سوال مهمى كه در ذهن روشن مي شود اين است كه:آيا روح زن ترميم مي شود؟
نظر مخاطبين

اكثر مخاطبين تئاتربين در مواجهه با اين اتفاق كه به تازگى بر صحنه  با آن روبرو شده اند، در ابتدا نامانوس هستند و گويى انتظار ديدن بخش هاى ضبط شده را نداشتند و در نهايت رضايت چندانى از بخش هاى فيلمى ندارند.

مهمترين و بيشترين اعتراض ها به سمت بخش مالى و قيمت بسيار بالاى بليت ها نشانه رفته است كه در قبال نمايشى از پيش ضبط شده و بدون حضور زنده بازيگران اين هزينه هنگفت براى رديف هاى جلويي بسيار نامعقول و دور از انصاف است و اين دليل اصلى دور ماندن قشر دانشجو از سالن هاى تئاتر است.

 

این نمایش که تهیه کننده اجرایی آن آزیتا موگویی است تا ١٥ شهریور در تالار وحدت اجرا می شود.

 

برای اطلاع از نحوه  فروش بلیت  در کانال تلگرام ایران نمایش عضو شوید:

‏Telegram.me/irannamayesh

 

[1]  بهرام بیضایی (زادهٔ ۵ دی ۱۳۱۷) نمایشنامه‌نویس و فیلم‌ساز و پژوهشگر سرشناس ایرانی است. از کارهای وی می‌شود کارگردانی فیلم و نمایش، تدوین فیلم، تهیهٔ فیلم، مقاله‌نویسی، نگارش یکی دو داستان و چند شعر و بیش از چهل فیلمنامه و بیش از سی نمایشنامه و انبوهی پژوهش تاریخی و استادی در دانشگاه را برشمرد. بیضایی از فیلمسازانِ صاحب‌سبک و معتبر سینمای ایران و از نویسندگان برجستهٔ ادبیات نوین فارسی به شمار می‌رود. برخی از نمایشنامه‌های بیضایی به انگلیسی و فرانسوی و آلمانی و عربی و زبان‌های دیگری درآمده و در آسیا و اروپا و امریکای شمالی چاپ و اجرا شده است. ده فیلم بلند و چهار فیلم کوتاه و حدود 70 کتاب و نمایش‌هایی بر صحنه‌های شهرهای مختلف ایران و گاه غیر از ایران از سال ۱۳۴۱ به بعد کارنامهٔ هنریِ بیضایی را تشکیل می‌دهد.

/انتهای متن/