پرسش از شما، پاسخ از مشاور روانشناسی

عشق یک طرفه در ازدواج

در موضوع ازدواج گاهی دیدگاه پدر و مادرها با دخترها خیلی فرق دارد. نرگس ضیایی از کاربران سایت این مشکل را در مورد دخترش با مشاور خانم جمالزاده در میان گذاشته است.

0

سوال:

سلام.

 دخترم متولد 1370 است . یک سال میشه به یک جوانی که یک سال از خودش بزرگتره علاقه پیدا کرده ولی ظاهرا پسر جدیدا علاقه ای نشون نمیده .

البته باهم ارتباط تلفنی یا پیامکی دارند و 2 یا 3 بار با هم به پارکم رفتن.

 دخترم بخاطر علاقه ای که به این پسر داره ، جواب رد به بقیه خواستگارا میده و نمیتونه تصمیم بگیره.  هنوز هم امیدواره که پسره دوستش داره و فکر میکنه اگه صبر کنه این آقا بیاد خواستگاری، در حالی که این آقا پسر گفته برو پی زندگیت و من با تو ازدواج نمی کنم.

این آقا خودشون قبول دارن که با هم تفاوت دارن (از نظر خانوادگی) و شاید بدرد هم نخورن ولی دخترم میگه اون بخاطر مشکلاتی که کشیده این حرفا رو میزنه. ناگفته نماند که ظاهرا پسر یکی دوبار هم قبلاشکست عشقی داشته.

من از این بابت خیلی ناراحتم. جدیدا خواستگاری که پنج سال از خودش بزرگتره اومده و پسر رو قبول داره (تقریبا از همه لحاظ) ولی میگه نمیخوام چون علاقه و حسی بهش ندارم.

یک خانواده  برای خواستگاری اومدن ما هم دیدیم با تحقیقاتی که کردیم پسر خوبیست و ما رضایت داریم و مشخصم هست که پسر بهش علاقه داره ولی اون میگه حتما شماها از من خسته شدین و میخواین من برم که اصرار بر ازدواج من دارین.

نه دخترم می تونه تصمیم درست بگیره و نه ما می تونیم .

ترس ما از آینده هست که اگه خدای نکرده مشکلی پیش بیاد بگه مقصر شمایین، گرچه دختر سازگاری هم هست. بنظر شما ما باید چکار کنیم؟


پاسخ مشاور:

با عرض سلام و وقت بخیر

 عنوان کردید دختر خانم ۲۶ ساله ای دارید که تحت تاثیر احساساتش قرار گرفته و نمی تواند عاقلانه برای ازدواج تصمیم بگیرد. قبل از این که من جواب شما را بدهم، به شما حق می دهم که برای زندگی آینده ی فرزند نازنین خود نگران باشید و حال شما را می فهمم. ولی سعی کنید آرامش خود را حفظ کنید تا بتوانید رفتار درستی با دختر خانم خود داشته باشید. من شما را راهنمایی می کنم و اطمینان می دهم که  اگر برخورد مناسبی داشته باشید مشکل حل خواهد شد جای نگرانی نیست.

توضیح شما نشان می دهد فرزند شما در مورد خواستگار اول کاملا اسیر احساساتش شده است و بنابر این نمی تواند به هیچ خواستگار دیگری فکر کند و حتی علاقه ای نشان دهد

توصیفی که از آقا پسر داشتید نشان می دهد ایشان فرد مناسبی برای ازدواج با دختر خانم شما نیست، گفتید دو بار شکست عشقی داشته پس می توانیم بگوییم نسبت به دختر خانم ها کاملا بی اعتماد شده است. عشق و علاقه ای هم به دختر خانم شما ندارد، گفتید خانواده ها نیز با هم متفاوت هستند. مشخص است که این پسر مورد مناسبی برای ازدواج با فرزند شما نیست.

این موارد راتوصیه می کنیم:

  • همان طور که گفتم دختر خانم شما تحت تاثیر احساساتش قرار گرفته و هنوز آقا پسر را فراموش نکرده. با گذشت زمان وی متوجه خواهد شد که کارش اشتباه است. پس به او زمان بدهید تا فراموش کند.
  • فعلا برای ازدواج به او اصرار نکنید.
  • دختر خانم ها به شدت احساساتی و زودرنج هستند. گفتید در مقابل حرف شما می گوید از من خسته شدید. پس سعی نکنید او را متقاعد کنید، هر چه شما بیشتر در این زمینه صحبت کنید او بیشتر احساس اضافی بودن می کند.
  • اگر باز هم خواستگاری در میان است و می خواهید او را در جریان بگذارید، سعی کنید با لحن و گفتار مناسب(مثلا با دختر عزیزم، فرزند نازنینم و….) صحبت خود را شروع کنید و بگویید هر چه شما بگویی، اگر دوست داری و صلاح میدونی ما به خواستگارها اجازه بدهیم بیایند.
  • از درگیری لفظی به شدت بپرهیزید.
  • احتمالا با خواندن موارد بالا خواهید گفت این جوری همه ی خواستگارهای خوب را از دست می دهد. اصلا این طوری فکر نکنید چون ازدواج با زور و اجبار والدین و نارضایتی دختر خانم ها اصلا ازدواج موفقی نخواهد بود. باید زمان بگذرد دختر خانم شما بفهمد که آقا پسر قبلی برنمی گردد.
  • در حال حاضر صحبت ها و نصیحت های شما بی تاثیر است. مداخله نفر سومی لازم است. از او بخواهید پیش مشاور برود و درباره خواستگار اول، ازدواج و…. با مشاور صحبت کند. افراد معمولا صحبت کارشناس را بهتر قبول می کنند.

موفق باشید.

/انتهای متن/