کودک شوید تا کودکانه بنویسید

خانم مژگان شیخی:

18 تیر در تقویم به نام روز ادبیات کودک و نوجوانان نامیده شده و همین بهانه ای شد که به سراغ یکی از زنان نویسنده در این حوزه برویم که از باسابقه ترین نویسنده های کودک و نوجوان است در سال های پس از انقلاب.

0

خانم مژگان شیخی، بیشتر از 30  سال است که  داستان نویس ادبیات کودک و نوجوان است ، در رشته مترجمی زبان انگلیسی نحصیل کرده و علاوه بر ترجمه ی داستان های کودک و نوجوان، تألیفات زیادی هم در این حوزه داشته است. از جمله کتاب های برجسته ایشان می توان به این کتاب ها اشاره کرد:

 ٣٦٥ قصه برای شب های سال (کتاب برگزیده سال جمهوری اسلامی ایران در بیست و ششمین دوره جایزه ی کتاب سال و کتاب برگزیده سومین جشنواره ادبی پروین اعتصامی)

 دفترچه خاطرات یک کلاغ (کتاب تقدیر شده در سال ٩٥)،

کتاب ده قصه از امام رضا (ع) (کتاب برگزیده جشنواره بین المللی امام رضا

 یعقوب لیث و نبرد حران (کتاب برگزیده در پنجمین دوره ی کتاب های آموزشی جشنواره رشد)

داستان های کوتاهی از این نویسنده به زیان ترکی و انگلیسی و اسپانیولی ترجمه شده است.

خانم شیخی  با مجله های سروش، رشد، سلام بچه ها، بخش کودک و نوجوان تلویزیون، جشنواره ها و انتشارات مختلف در زمینه ادبیات کودک و نوجوان همکاری داشته است .

گفت وگوی صمیمی و جالبی با خانم مژگان شیخی داشتیم به مناسبت روز ادبیات کودک و نوجوان.

 

 به ما بگویید کارتان را چطور در عرصه ادبیات کودک شروع کردید؟

  • کارم را از سال ٦٣ با کیهان بچه ها شروع کردم و بعد از مدتی هم در مجله زن روز قصه و کتاب در حوزه بزرگسال می نوشتم. اما میل قلبی ام به حوزه کودک و نوجوان، باعث شد که بعد از مدت کوتاهی صرفا نوشتن برای این گروه سنی  را دنبال کنم.  الان بعد از بازنشستگی همچنان دارم با انتشارات مختلف در این حوزه همکاری می کنم.

.

چقدر راضی هستید از این که عمری را  به نوشتن کتاب برای کودک و نوجوان گذراندید؟

  • من واقعا خوشحالم که به دنیای کودک و نوجوان وارد شدم و در واقع کاری را ادامه دادم که واقعا دوستش داشته ام و از آن لذت می برم.

.

خانم شیخی خودتان بچه دارید؟ کتاب های تان را می خوانند؟

  • بله و فرزندانم این سال ها مخاطبان کتاب های من بوده اند. همیشه  وقتی کتابی می نوشتم،  به آن ها می دادم تا بخوانند  و در مورد آن نظر بدهند. از طرفی همیشه تمایل داشته ام که کتاب هایم در مدارس  و فرهنگسراها برای بچه ها خوانده شود تا من بفهمم که بچه ها چقدر با کارهای من ارتباط برقرار کرده اند چون هر وقت بچه ها نکاتی را در مورد نوشته هایم گفته اند، واقعا در ادامه ی کار برایم مفید واقع شده است.

.

به نظر شما الان هم هنوز بچه ها نیاز به کتابخوانی دارند با این همه جایگزین هایی که برای سرگرمی بچه ها پیدا شده مثل با زی های کامپیوتری  و نرم افزارهای  روی گوشی  و …؟

  • بله مسلما به نظر من کتاب با هیچ رسانه و ابزاری قابل مقایسه نیست و تشویق بچه ها به کتابخوانی  به جز کارهای فرهنگی ای که می شود مثل تبلیغ از رسانه های مختلف و کتابخانه های سراسر کشور، با روش هایی مثل به مسابقه گذاشتن کتاب ها در مدارس و و رسانه…باید بیشتر و جدی تر شود چون امروزه بچه ها با نصب آسان و سریع برنامه ها و نرم افزارهای مختلف روی گوشی های هوشمند، جایگزین هایی را برای کتاب پیدا کرده اند.

.

فکر می کنید الان بچه ها در مناطق و مکان های مختلف در کشور ما چقدر راحت به کتاب دسترسی دارند؟

  • متأسفانه کتابفروشی ها در جاهای خاصی متمرکز شده و جز شهرکتاب ها و نمایشگاه ها…که حرکات مثبتی بوده اند در چند سال اخیر، در همه مناطق شهری و روستایی بچه ها به کتاب کودک دسترسی ندارند. شهرداری ها و جاهای مرتبط باید برنامه ریزی های دقیق تری برای سهولت دسترسی کودکان به کتاب را فراهم کنند. اینکه پدر و مادر در روز خاصی به میدان انقلاب بروند و یا سالی یک بار در نمایشگاه کتاب برای بچه ها کتاب بخرند واقعا کافی نیست. بنابراین جز تبلیغ کتابخوانی، در زمینه ی پخش و توزیع کتاب باید تلاش های بیشتری صورت گیرد .

 شهرداری ها و جاهای مرتبط باید برنامه ریزی های دقیق تری برای سهولت دسترسی کودکان به کتاب را فراهم کنند.

اگر قرار باشد که کاری کنیم که بچه ها نسبت به کتاب علاقه و گرایش بیشتری پیدا کنند چه کارهایی باید کرد؟

  • به اعتقاد من نویسندگان کتاب برای بچه ها باید به موضوعاتی بپردازند که برای بچه ها جذاب و نثر آن ساده باشد. می توان موضوعات و سوژه های مختلف را با طرز نوشتن درست و بیان پیام های آموزنده، به خوبی به مخاطبان کودک و نوجوان انتقال دهیم. پدر و مادرها هم باید بدانند که کتاب خواندن برای بچه ها کاری سطحی نیست بلکه این کار باعث می شود بچه ها ذهن فعالی پیدا کنند و به مسائل مختلف فکر کنند . بچه ای که کتاب می خواند خوب فکر می کند و با موضوعات مختلف آشنا می شود، به نوعی خیال پردازی می کند و در آینده نیز با مسائل زندگی اش بهتر روبرو خواهد شد.

 

 اینکه پدر و مادر در روز خاصی از سال به میدان انقلاب بروند و یا سالی یک بار در نمایشگاه کتاب برای بچه ها کتاب بخرند، واقعا کافی نیست.

 

به نظر شما به عنوان یک نویسنده کودک و نوجوان در سال های بعد از انقلاب این ادبیات چه سیری داشته است؟

  • خوشبختانه ادبیات کودک و نوجوان در کشور ما نسبت به مثلا 30-20 سال قبل پیشرفت زیادی پیدا کرده و کتاب های زیادی در این حوزه به رشته تحریر درآمده است. حتی در دانشگاه چنین رشته ای تدریس می شود، تعداد مترجمان و ناشران این بخش افزایش پیدا کرده که البته به جز ترجمه هایی که متأسفانه قانون کپی رایت را رعایت نمی کنند، به لحاظ کیفی نیز داستان های خوبی ترجمه و نوشته شده است. برای مثال تألیف های زیادی در زمینه ی مذهب، تاریخ و فرهنگ کشورمان وجود دارد که در قالب پروژه هایی شخصیت های تاریخی  – مذهبی و رسوم و افسانه ها را از شهرهای مختلف جمع آوری کرده و در قالب داستان به بچه ها ارائه داده اند و این کارها برای حفظ هویت ملی و مذهبی کشور ما واقعا خوب بوده است.

.

شما به کسانی که دوست دارند داستان نویس شوند،  چه توصیه ای دارید؟

  • با داشتن تجربیاتی که طی این سال ها در حوزه ی ادبیات کودک و نوجوان کسب کردم به علاقه مندان هنر داستان نویسی باید بگویم که استعداد، علاقه و پشتکار در این مسیر حرف اول را می زند. تاکید می کنم که از اول نباید هم و غم آن ها این باشد که کارشان حتما چاپ شود. چاپ کار خوب است اما به نظرات و انتقادات افراد متخصص و باتجربه توجه کنند تا کارشان بتدریج پخته و اصلاح شود و مطمئن باشند که کار خوب بالاخره دیده می شود، فقط کمی حوصله و زمان لازم است. کلاس های داستان نویسی معتبر هم به افراد مستعد و علاقمند می تواند کمک کند. در مرحله بعدی نویسنده نباید از ایرادات و انتقادات دلگیر و دلسرد شود بلکه با پشتکار می تواند پیشرفت کند.

 

 به علاقه مندان هنر داستان نویسی باید بگویم که استعداد، علاقه و پشتکار در این مسیر حرف اول را می زند. تاکید می کنم که از اول نباید هم و غم شان این باشد که کارشان حتما چاپ شود

 

برای علاقمندان حوزه خاص ادبیات کودک و نوجوان توصیه ویژه ای هم دارید؟

  • کسی که قرار است برای کودک کار کند باید مانند کودک فکر کند و به علایق و نیازهای او توجه داشته باشد چراکه کاری موفق می شود که کودک با کار ارتباط برقرار کند. برخی نویسندگان را می بینیم که مشکلات بزرگسال را با زبان کودکانه و ساده بیان می کنند در حالی که این کار درست نیست برای کودک نوشتن فقط ساده نویسی نیست، باید دنیای کودک را شناخت و برایش نوشت، از نظر من برای کودکان نوشتن سخت تر از بزرگسالان است.

 

  برای کودک نوشتن فقط ساده نویسی نیست، باید دنیای کودک را شناخت و برایش نوشت، از نظر من برای کودکان نوشتن سخت تر از بزرگسالان است.

 

به نظر شما الان مهم ترین مشکلات حوزه ادبیات و داسنان نویسی چه مشکلاتی است؟

  • از مشکلات ما در حوزه ادبیات و داستان نویسی این است که ما هنوز در بسیاری شهرستان ها و روستاها پخش و توزیع خوبی برای کتاب نداریم. مثلا دانشجویی از شیراز برای انجام پایان نامه اش به من زنگ زد و چون می خواست روی کتاب های من کار کند، به من گفت که به بسیاری از منابع و کتاب ها در شیراز دسترسی ندارد و من کتاب هایم را برایش پست کردم. شما فکر کنید در شهر بزرگی چون شیراز توزیع و فروش کتاب این گونه است، شهر های کوچک و روستاهای دور دیگر چه وضعی دارند؟!

مشکلات و دغدغه های نویسنده ها عمدتا کدامهاست؟

  • ببینید یک چرخه در حوزه کاری ما وجود دارد؛ هرچه تیراژ و پخش کتاب بیشتر باشد، حق التألیف نویسنده بیشتر و مسلما کتابخوانی هم افزایش می یابد. اگر نویسنده ای بخواهد از راه نوشتن امرار معاش کند واقعا برایش سخت است چون یک نویسنده همه ی سال که نمی نویسد ولی با این وجود ذهن او حتی در زمان خرید، خواب، پیاده روی، مسافرت و … درگیر نوشتن و موضوعات مختلف است. اگر معیاری برای نویسندگان تعیین می کردند که فرضا اگر این نویسنده به مقداری معین کار تولید کند، ماهانه می تواند مانند یک کارمند درآمد ثابت دریافت کند خیلی خوب می شد چون این باعث می شود فرد بدون دغدغه مالی بنشیند و بنویسد.

 

متأسفانه کتابفروشی ها در جاهای خاصی متمرکز شده و جز شهرکتاب ها و نمایشگاه ها، در همه مناطق شهری و روستایی بچه ها به کتاب کودک دسترسی ندارند. برای پخش و توزیع مناسب کتاب باید تلاش های بیشتری صورت گیرد .

 

خاطره های خوبی هم از دوران کار برای کودک و نوجوان دارید؟

  • در کل این سال ها برایم سرشار از لذت و خاطرات خوش بوده. مثلا وقتی می بینم بچه ها از محتوای یکی از کتاب های من نقاشی کشیده و بعضی ها نقاشی ها را به صورت کاردستی درآورده اند، خیلی لذت می برم. وقتی می بینم  بچه ها قصه هایی را که من نوشته ام، شفاهی و به زبان خودشان بیان می کنند، با اینکه عین قصه را نمی گویند و خودشان کم و زیادش می کنند باز هم برایم دلچسب است. یادش بخیر چند سال پیش انتشاراتی از کشور ترکیه  که یکی از کتاب های مرا به زبان ترک درآورده بود، با من تماس گرفت که دختری به نام زینب با خواندن کتاب های من توانسته برخی مشکلاتش را حل کند و خواسته بودند که عکس و نامه ای برای این دختربچه بفرستم، خب برای منِ نویسنده هیچ چیز لذت بخش تر از این نیست که  داستان ها و کتاب هایم را بچه ها بخوانند و در زندگی شان کاربرد داشته باشد.

.

اگر بخواهید یک حرف برای مخاطبان تان یعنی کودکان و نوجوانان داشته باشید، چه می گویید؟

  • آخرین و مهم ترین توصیه ی من برای کودکان و نوجوانان سرزمینم این است که کتابخوانی را همیشه در برنامه ی زندگی شان داشته باشند، چون کتاب خواندن ذهن آن ها را مانند یک سفر به جاهای مختلف می برد و با چیزهای مختلف آشنای شان می کند.

.

سپاسگزاریم از شما خانم شیخی  برای این گفت و گو

  • من هم از شما برای انجام این مصاحبه و  هم برای اینکه مسائل مرتبط با زنان را در سایت تان کار می کنید، بسیار متشکر و سپاسگزارم.

 

/انتهای متن/