شیرینی پزی کار شیرینی است

می شود تحصیل کرده دانشگاه بود در یک رشته مهندسی اما برای دل خود و برای راحتی و کسب درآمد، یک کار دیگر کرد که هم دوست داری و هم امکان عملی برایش داری. کاری که خانم شیرینی پز جوان ما کرده است.

0

گاهی یادگیری خوب و اصولی یک هنر می تواند برای صاحب آن هنر بسیار مفید باشد و باعث شود بتواند کسب و کاری برای خودش دست و پا کند که با شرایط زندگی اش هماهنگ باشد.

با مهسا عارف نیا در مورد کسب و کار خانگی اش به گفت و گو نشستیم و از دلایل این کار گفتیم.

 

از کودکی به پخت و پز علاقه داشتم

من از زمانی که کودک بودم به آشپزی علاقه داشتم و همیشه موقع غذا درست کردن و کیک پختن کنار مادرم می ایستادم و حتی گاهی کمکش هم می کردم. از همان موقع دوست داشتم وقتی بزرگ می شوم بتوانم  چیزهایی را که مادرم درست می کند، خودم هم بپزم و امتحان کنم.

وقتی کمی بزرگتر شدم اجازه پیدا کردم در تابستان ها تمرینات خودم را شروع کنم و خوشبختانه با کمک مادر و خواهر بزرگم هیچ وقت از همان اول کارم، دستپختم به قول معروفغیر قابل خوردن نشد.

بعد از مدتی دیگر نیازی به مراقبت و کمک مادر و خواهرم نداشتم و خودم به تنهایی توانستم کیک های خوشمزه بپزم.

 

تحصیلاتم در رشته دیگری است

من خیلی دوست داشتم که در دانشگاه در رشته هتلداری و یا آشپزی ادامه تحصیل بدهم ولی متاسفانه این تصمیم در خانواده ما که همه مهندسی خوانده بودند با مخالفت رو به رو شد و من مجبور شدم در دبیرستان ریاضی و در دانشگاه مهندسی مکانیک بخوانم.

البته در دانشگاه درسم خیلی خوب بود ولی درس خواندنم به نوعی انجام وظیفه بود تا از سر میل و اشتیاق. به خاطر همین هم بعد از دوره لیسانس هیچ رغبتی به ادامه تحصیل در همان رشته را نداشتم.

از کار بیرون منصرف شدم

من حدود دو سال بعد از اتمام تحصیلم ازدواج کردم خوشبختانه همسرم مردی مهربان و فعال است و به خاطر همین هم من هیچ وقت نیازمند کار کردن صرفا به خاطر مسائل مالی نبوده ام.

البته در آن اولیل خیلی دوست داشتم که در بیرون از خانه کاری داشته باشم که به واسطه آن هم حوصله ام از خانه ماندن سر نرود و هم از نظر مالی کمک خرج خانه و همسرم باشم ولی متاسفانه با وجود پیگیری های بسیار زیاد نتوانستم کار مناسبی که در آن احساس راحتی و آرامش خیال بکنم،  پیدا کنم به خاطر همین هم از کار در بیرون خانه منصرف شدم.

 

دوستانم مشوقم بودند

گفتم که من به آشپزی و شیرینی پزی بسیار علاقمند بودم و هر وقت در خانه خودم مهمانی می گرفتم، شیرینی و یا کیک را خودم می پختم.

 یک روز یکی از دوستانم که از کیکی که پخته بودم خیلی خوشش آمده بود، به من پیشنهاد داد که برای تولد دختر کوچکش کیک تولد بپزم و من هم قبول کردم.

 فردای روز تولد، دوستم با من تماس گرفت، به من گفت که مهمان ها خیلی از کیک تو خوش شان آمده بود حتی از من آدرس قنادی که کیک را سفارش داده بودیم، پرسیدند!

خب من خیلی از این حرف خوشحال شدم. بعد هم  دوستم به من گفت که کاش یک کارتی چیزی داشتی که می توانستم به بقیه بدهم تا اگر کسی سفارشی داشت به تو بگوید.

 

به فکر کار در خانه افتادم

از حرف دوستم به این نتیجه رسیدم که اگر کمی برای تبلیغ کارم برنامه ریزی کنم، شاید بتوانم از نظر مالی به جای خوبی برسم. این شد که با کمک برادر کوچکترم که گرافیک می خواند توانستم کارت جالبی مخصوص خودم طراحی کنم و در مهمانی هایی که کیک آن ها را می پختم، پخش کنم.

بعد از مدتی کم کم با من تماس گرفتند و سفارش دادند، من توانستم از طریق سفارشاتی که از دوستان و آشنایان گرفتم، درآمدی به دست بیاورم چون کارم طرفدار پیدا کرد.

 

کارم را گسترش دادم

مدتی که گذشت من توانستم رضایت مشتریانم را به دست بیاورم؛ مخصوصا اینکه قیمت بسیار منصفانه ای را پیشنهاد می کردم که هم برای تبلیغ خودم خوب بود و هم باعث می شد مشتریانم به جای سفارش به قنادی به من سفارش بدهند. البته بعد از مدتی که کارم طرفدار پیدا کرد کمی قیمتم را بالا بردم که برای خودم هم صرف کند ولی باز هم مشتریانم از کیفیت و قیمت های من نسبت به کیفیت و قیمت های بیرون راضی ترند.

به خاطر همین رضایت هم بود که یکی از دوستانم در مورد کارم با پدرش که کافی شاپ داشت صحبت کرد و بعد از تست چند نمونه کار قرار شد که هر روز چند کیک مختلف برای آن ها بپزم و با من قرارداد ماهیانه بستند.

 

کارم مانعی در زندگی ام نیست

به خاطر اینکه در خانه کار می کنم، تقریبا وقتی برای آمد و رفتم  صرف نمی شود. در حال حاضر با اینکه فرزندی سه ماهه دارم باز می توانم به کارم ادامه بدهم؛ البته فعلا سفارشات بیرونی نمی گیرم و با همان کافی شاپ کار می کنم ولی تصمیم دارم به محض اینکه فرزندم کمی بزرگتر شد کارم را گسترش بدهم و حتی همین الان هم در فکر زدن یک کانال و باز کردن صفحه ای برای تبلیغ در اینستا گرام هستم که با کمک برادرم و عکس از کارهایم امید وارم بدون عجله و با کیفیت کارم را پیش ببرم.

خوشبختانه به دنیا آمدن فرزندم نه تنها مانعی در کارم به وجود نیاورده است که باعث شده تلاشم را بیشتر کنم و با امید بیشتری به کارم ادامه بدهم.

 

درآمدم خوب است

در حال حاضر از درآمدم راضی هستم هر چند که قبلا به خاطر گرفتن سفارشات بیرونی درآمد بیشتری داشتم ولی از وقتی فرزندم به دنیا آمده است برکت در مالم بیشتر شده است و همین باعث شده تا راضی تر از قبل باشم.

البته اوایل خیلی درآمد بالایی نداشتم چون می خواستم مشتری جمع کنم ولی در حال حاضر می گویم که منصف بودن و کیفیت بالا  همیشه بهترین تبلیغ است و خوشحالم از اینکه اوایل کارم با قیمت پایین شروع کردم چراکه در حال حاضر بیشتر مشتریانم را مدیون همان تبلیغ بدون پول خرج کردن می دانم.

 

همه نباید دکتر و مهندس شوند

به نظر من خیلی مهم است که دختران و زنان ما بدانند که در جامعه فعلی ما اینکه حتما در رشته تخصصی شان مشغول به کار شوند خیلی احتمال پایینی دارد. چون بازار اشتغال کاملا راکد است. به خاطر همین هم روی آوردن به رشته های جانبی و هنری که آمیخته ای از هنر و خلاقیت خودشان است از شانس بالاتری برخوردار است.

من امیدوارم که روزی برسد که تمام جوانان ما بتوانند در رشته هایی که به آن ها علاقه دارند کار کنند ولی اول باید به نیاز روز جامعه و فرصت های شغلی توجه شود تا کلاس اجتماعی و اسم رشته.

امیدوارم روزی برسد که این نظام کهنه و پوسیده ی تفکری که در آن جوانان باید یا دکتر شوند یا مهندش تا اطرافیان باور کنند رشته ی درستی را انتخاب کرده اند، برچیده شود و به جایش علایق و استعدادها در نظر گرفته شود.

 

/انتهای متن/