حبّ علی(ع) عمره را رستگار کرد

15 ماه مبارک رمضان سالروز شروع قیام مختار ثقفی علیه قاتلین کربلاست؛ قیامی که سردمدار آن مختار حامی مهمی در خانه اش داشت، همسرش عمره؛ زنی که تا پای جان بر ولایت امیرالمومنین علی (ع) استوار ماند.

1

 مختار برای  مجازات دنیایی قاتلین کربلا قیام کرد. در این قیام مختار حامی بزرگی داشت به نام «عمره» که یک شیعه واقعی امیرالمومنین-علیه السلام- بود. عملکرد و عاقبت عمره درسی است بزرگ برای همه بانوان ولایتمدار…

بارها و بارها در سخنرانی های مذهبی و یا در کتابهای اعتقادی شنیده و خوانده ایم که اساس و رکن اصلی دینداری پذیرش ولایت اولیاءالله است. شاید در حد کلامی  قبول این مطلب برای مومنان و به ویژه شیعیان آل رسول-صلی الله علیه و آله و سلم- امری طبیعی باشد اما درعمل پذیرفتش به این سادگی ها نیست. اینکه ولایت امیرالمومنین(ع) را قبول کنی، قطعا تبعاتی خواهد داشت که تنها آنهایی که مخلصانه این ولایت را قبول کرده اند و حبّ علی و آل او را در سینه دارند، میتوانند هزینه اش را بپردازند.

«عُمره» یکی از بانوانی بود که به دلیل اعتقاد راسخی که به ولایت داشت هزینه این اعتقاد را پرداخت، رستگار شد و با شهادت به دیدار خدا رفت.

 

عُمره که بود و چگونه می اندیشید؟

مختار ثقفی که قیامی برای خونخواهی شهدای کربلا داشت و توفیق پیدا کرد که قاتلین کربلا را به مجازات دنیایی شان برساند، دو همسر داشت. یکی «ام ثابت» که همسر اولش بود و دیگری «عمره» دختر نعمان بن بشیر. «ام ثابت» گرچه شیعه بود اما حبّ دنیا بر حب مذهب و حبّ اولیاءالله در دلش می چربید. برای همین در مقاطع مختلف قیام همسرش هرگاه خطری در پیش بود، خود را کنار کشید و از مختار حمایت نکرد و در مقابل هرجا مختار به موفقیت رسید، به تکاپوی بهره مندی از غنائم افتاد! مثلا اشاره مورخین به کاخ نشینی او در زمان سلطه مختار بر کوفه یکی از نمونه های دنیاطلبی ام ثابت است.

اما همسر دیگر مختار یعنی «عمره» بنا بر آنچه در تاریخ از زندگی اش ثبت شده است، زنی بسیار معتقد و به شدت ولایتمدار بود. این بانو گرچه حتی پدری هم عقیده نداشت اما مختار را برای همسری انتخاب کرده بود چون  می دانست حبّ علی و فرزندانش را در سینه دارد. او بارها و بارها از همسرش برای خونخواهی شهدای کربلا حمایت کرد و البته به خاطر این حمایت، تنهایی و زخم زبان مردم و… را به جان خرید.  

عمره به دلیل اعتقادی که به شیوه و منش امام علی(ع) داشت حتی حاضر نشده بود در موقع حاکمیت مختار بر کوفه، از غنائم به چنگ آمده استفاده کند و به زندگی در خانه خودش ادامه داد. عمره با همه وجود اعتقاد به قیام مختار برای خونخواهی شهدای کربلا داشت.

 

فریاد زد: من شیعه ام

پس از انتقام  مختار از قاتلین کربلا، عبدالله بن زبیر که در آن زمان در مکه حکومت می کرد، برادرش مصعب را برای سرکوب قیام مختار به طرف عراق روانه کرد. در پی آن جنگی میان سپاه مختار و مصعب شکل گرفت که با توطئه زبیریان و خیانت بخشی از یاران مختار در نهایت به شکست مختار و تصاحب کوفه به دست مصعب انجامید.

مصعب بن زبیر پس از به شهادت رساندن مختار، دو همسر مختار یعنی «ام ثابت» و «عُمره» را احضار کرد و به آنها دستور داد از مختار تبرّى بجویند.

ام ثابت دختر سمره بن جندب که دید مصعب آدم خونریز و درنده خویی است، برای  حفظ جانش  از مختار بیزارى جست و گفت:

« اگر با شمشیر از من کفر بخواهید، کافر مى‏‎شوم!»

اعدامش کن!

اما عمره دختر نعمان بن بشیر در پاسخ مصعب گفت:

«چگونه از مردی برائت بجویم که روزها روزه می گرفت و شبها به تهجد می پرداخت. نه، چنین نمی کنم. این شهادتى است که روزى من شده، آیا آن را ترک کنم؟ این مرگ است و سپس بهشت و ورود بر پیامبر و اهل بیت آن بزرگوار. بارالها، شاهد باش که من پیرو پیامبرت و فرزند دختر او و اهل بیت و شیعه اویم.»

مصعب اما چون نمی توانست فقط به جرم عدم برائت از مختار عُمره را بکشد، ابتدا دستور داد عمره را به زندان بیاندازند و سپس در نامه به برادرش عبدالله بن زبیر به دروغ عنوان کرد که دختر نعمان بن بشیر شوهرش را پیغمبر می داند. عبدالله بن زبیر هم در پاسخ نامه او نوشت که: اعدامش کن!

وقتی مصعب حکم قتل عمره را از برادر گرفت، دستور داد او را به محلی به نام حیره در نزدیکی کوفه ببرند و با سه ضربه شمشیر سر از تن عمره جدا کنند.

عمره مزد پایبندی به اعتقاداتش را گرفت، رستگار شد و با شهادت به دیدار خدا رفت اما پس از شهادت عمره و جنایتی که در حق او شده بود، اعتراض ها به حکومت مصعب بن زبیر بالا گرفت. و این چنین است که پیامدهای ظلم عاقبت دامن ظالم را می گیرد.

 
منابع:
1-«فرهنگ عاشورا»، به کوشش سیدمحدصادق موسوی گرمارودی،مهدی وحیدی صدر و سعید سپهری نیک؛ سازمان چاپ و انتشارات وزرات فرهنگ و ارشاداسلامی؛ چاپ دوم 1386.ش، صفحات 48، 328 و 333
2-«مختارنامه»، عباس شبانگاهی شبستری، انتشارات سیب سبز، چاپ اول 1384.ش، صفحات 392 تا 401  

/انتهای متن/