“شاد زندگی کن” مال فیلم های بالیوودی است؟

خیلی آدم ها هستند که شاد نیستند و شادی کردن را هم بلد نیستند. اینها یک بار هم شده خوب ا ست از خود بپرسند: چرا شاد نیستم؟ در اینجا به شما می گوییم که چرا شاد نیستید و چگونه می توانید شاد باشید.

0

مریم فرهنگ/

هر یک از ما در طی 24 ساعت شبانه روز گاهی شاد هستیم گاهی غمگین. اما برخی از افراد به نقطه ای می رسند که احساس می‎کنند فقط زنده اند. آن ها زندگی نمی کنند؛ فقط صبح را به شب و شب را به صبح می رسانند و به طور عمیق و خالصانه از زندگی شان لذت نمی برند. این افراد نه تنها زندگی را موهبتی از جانب خدا نمی دانند، بلکه از زندگی خسته اند و هر لحظه منتظرند که لحظه بعدی بیاید و روزشان فقط “تمام” شود. به نظر این افراد، ایده ی “زندگی رویایی ات را بیافرین” یا “شاد زندگی کن” گفتارهای کودکانه و مخصوص فیلم های بالیوودی است.

عوامل تلخکامی ما متعددند. ولی سه مورد زیر از جمله مهم ترین آن ها به شمار می روند. آن ها را به دقت بخوانید و از خودتان بپرسید که چه مقدار در زندگی شما نمود دارند؟

 

1.باقی ماندن در یک رابطه مخدوش شادکامی را از شما می رباید:

این رابطه می تواند رابطه ی دوستی، رابطه با همکاران یا رابطه ی فرد با همسرش باشد. این رابطه ی سمی هر لحظه افکار را به هم ریخته و فرد را با کوهی از سؤالات و افکار منفی رو به رو می کند. با گذشت زمان تغییری در وضعیت ایجاد نمی شود و رابطه بدتر می شود و فرد احساس می کند در حال فرو رفتن در باتلاق است. حال این افراد مانند زودپزی که با شعله زیاد روی اجاق گاز گذاشته شده است می‎ماند که هر لحظه ممکن است منفجر شود. اگر رابطه ای فرد را آزار می دهد، اولین کار در میان گذاشتن احساسات با طرف مقابل است؛ مطرح کردن احساسات باید با لحن و گفتار سنجیده همراه باشد که تنش ایجاد نکند. مکالمه می تواند با این جمله آغاز شود:

من احساس خوبی ندارم چون فکر می کنم…..

سپس فرد عقیده اش را درباره اینکه چرا رابطه مخدوش شده است، بگوید.

نکته: اگر رابطه بین شما و همسرتان بسیار پیچیده و بغرنج شده است به فکر راه حل باشید. مشکلات با بی توجهی و یا پنهان کردن، رفع نمی‎شوند.

 

2. افکار داغ را رها نمی کنید.

هر رابطه ی سمی با خودش موجی از بدبینی و تحریف های شناختی را به همراه دارد. برای مثال باورهای اشتباهی مانند: “همیشه همه باید مرا دوست بدارند” یا “من هیچ وقت نباید عصبانی باشم”. در روان شناسی، به جملاتی که با  کلمات “همیشه، هیچ وقت و باید” همراه هستند، جملات داغ می گویند. این باورها باعث می شود فرد فکر کند؛ اگر روزی عصبانی شود از یک اصل اساسی خطور کرده و این عامل ناراحتی بلند مدت او به همراه نشخوار فکری خواهد شد. فرد یک واقعه را بارها و بارها در ذهن تکرار می کند و احساس ناخوشایندی دارد.

 

3.برای انتخاب های سخت امروز و فردا می کنید.

ممکن است در حال حاضر در زندگیت ان با مشکلاتی دست و پنجه نرم کنید که نیاز به تصمیم گیری های دشوار داشته باشند. در مواجهه با چنین موقعیت هایی، افراد واکنش های متفاوتی نشان می دهند. دسته ی اول از تصمیم گیری فرار می کنند و آن را به وقت دیگری موکول می‎کنند. دسته ی دوم بلافاصله و بدون فکر، نسبت به مشکلات واکنش نشان داده و تصمیم نادرستی می گیرند. اما دسته ی سوم، ابتدا زوایای مشکل مورد نظر را می سنجند؛ درباره ی مشکل مورد نظر اطلاعات جمع آوری می کنند. سپس نتایج جست و جو و راه حل ها را با هم مقایسه کرده و در آخر یکی از راه حل ها را انتخاب می کنند.

برای مثال، شخصی می فهمد که سرطان دارد و باید شیمی درمانی را آغاز کند؛ اما از عواقب آن وحشت دارد. اگر مانند دسته ی اول، دست روی دست بگذارد و درمان را آغاز نکند، ممکن است امید درمان برای همیشه از بین برود. اگر درمان را بلافاصله و بدون فکر رد کند و از دردها و نتایج احتمالی آن بترسد، به خودش صدمه جدی زده است. اما اگر مانند دسته سوم ابتدا زوایای مشکلش را بسنجد، مثلا درباره ی این که اگر درمان را پیش نگیرد چه آسیبی به خود و خانواده اش زده است فکر کند، سپس درباره ی نوع، مدت و روند درمان با مراجعه به پزشک و سایت های آموزشی معتبر، اطلاعات موثقی را جمع آوری کند می تواند بهترین گزینه را برای درمان انتخاب کند.

/انتهای متن/