فرزندی که با دعای امام عصر متولد شد

داستان زندگی و مخصوصا تولد شیخ صدوق فقیه بزرگ عالم اسلام از عجیب ترین حکایت هاست که نشان دهنده بزرگی مقام و مرتبه عالمان و شیعیان پیرو اهل بیت است؛ وقتی که به امام خود متصل و متوسل می شوند.

0

فاطمه قاسم آبادی/

علی بن بابویه  از فقهای بزرگ اسلام در شهر قم بود که با حدود 200 جلد کتابی که تالیف کرده بود،  خدمت مهمی به معارف و علوم اسلامی نموده بود. 

علی بن بابویه  در زمان امام حسن عسگری (ع) و امام مهدی (عج) می زیست و مورد احترام آن امامان بود؛ تا جایی که امام حسن عسگری (ع) در نامه به علی بن بابویه، با کلماتی چون: “شیخ معتمد” و “فقیه من”  او  را خطاب کرده است.

 

نامه به امام عصر

عمر با برکت علی بن بابویه  از 50 می گذشت ولی هنوز فرزندی نداشت. طبیعتا او بسیار  دوست می داشت که  فرزند صالحی داشته باشدو برای این منظور متوسل  به حضرت ولی عصرشد و طی نامه ای که به وسیله حسین بن روح، یکی از نمایندگان خاص امام زمان، برای ایشان نوشت، از حضرت  تقاضای دعا کرد برای آن که  خداوند فرزند شایسته ای به او عطا کند.

 ولی عصر(عج) در پاسخ به ابن بابویه نوشتند:

“برای تو از خداوند خواستیم دو پسر روزیت شود که اهل خیر و برکت باشند.»

به دنبال این دعای حضرت بود که  ابن بابویه صاحب فرزندی شد که نامش را محمد گذاشت، هم او بود که  بعدها عالمی بزرگ و فقیهی نام آور شد مللقب به” شیخ صدوق”.

ابوجعفر محمد بن علی ابن بابویه قمی ملقب به شیخ صدوق در سال 306 ه.ق در شهر مقدس قم به دنیا آمد. طلوع کرد. ولادت این عالم فقیه با آغاز نیابت حسین بن روح سومین نائب خاص امام زمان (عج) همزمان بوده است.

 

علم و قناعت ارثیه خانوادگی شیخ صدوق

محمد دوران کودکی و آغاز جوانی را در دامان پدر بزرگوارش که از قله های علم و تقوا بود در زمان خود، تربیت شد؛ پدری که در عین مقامات علمی و معنوی بالایی که داشت، زندگی خود و فرزندانش را از راه مغازه ای کوچک در بازار قم و در نهایت زهد و قناعت می گذرانید.

  مادرمحمد اصرار داشت که او  در محضر پدر، علوم و معارف دینی را همراه با تربیت های عملی و اخلاقی فرا بگیرد. محمد توانست تا بیست سالگی از محضر پدر که اول استادش بود بهره ببرد.  حدود 22 سال داشت که دست روزگار سایه پر مهر محبت پدر را از او گرفت.

 

اشتیاق به دانش

محمد نه تنها از نعمت خانواده اصیل و اهل علم  و هم تربیت پدری فاضل و وارسته برخوردار بود، بلکه هوش، ذکاوت و حافظه فوق العاده قوی و استعداد ذاتی او از سوی دیگر موجب شد در مدتی کوتاه به قله های بلندی از پیشرفت علمی و کمالات انسانی دست یابد؛ طوری که  هنوز 20 سال نداشت که هزاران حدیث و روایت را همراه با راویان آنها به حافظه سپرده بود.

استادش محمد بن علی الاسود درباره حافظه و اشتیاق وافر محمد به آموختن گفته است:

«این میل و اشتیاق به علم و دانش که در صدوق وجود دارد مایه شگفتی نیست زیرا او به دعای امام زمان متولد شده است.»

خود شیخ صدوق بارها می فرمود:

” من به دعای صاحب الامر متولد شده ام.”

 

 شیخ کلینی استادی متفاوت

یکی از اساتید بزرگ شیخ صدوق که سالها از محضرش استفاده نمود، شیخ کلینی بود، عالم برجسته ای که در شنیدن، جمع آوری، بررسی و نقل احادیث ائمه (ع) مشهور بوده است. شیخ صدوق شاگرد نخبه ای بود که بر خلاف استادش که بیشتر از جهت جمع آوری و نقل حدیث متبحر بود، عمدتا در سه زمینه روایت، مباحث کلام و فقه برجسته و ممتاز بوده است.

پس از مرحوم کلینی نویسنده کتاب ارزشمند اصول کافی، صدوق از بزرگترین محدثان عصر خود به شمار می آید که علاوه بر ضبط و نقل حدیث، در علوم دیگر نیز تبحر داشته و تألیفات بسیاری از خود به جای گذاشته است.

 

سفرهای علمی

شیخ صدوق از کسانی است که برای جمع آوری احادیث امامان معصوم (ع) به مسافرت های بسیار رفته است. در این سفرها از استادان بزرگی استفاده کرده و خود نیز به تدریس و بحث می پرداخته است. شیخ صدوق برخی از کتاب های خود را در این سفرها تألیف کرده است. از جمله سفرهای شیخ صدوق سفر به شهرهای بخارا، نیشابور، طوس، اصفهان و بغداد بوده است.

شیخ صدوق سرانجام به دعوت صاحب بن عباد نخست وزیر دولت آل بویه در زمان رکن الدوله دیلمی و مردم شهرری، به آن شهر آمده، تشکیل حوزه و کلاس درس داد و به تدریس فقه و احادیث اهل بیت (ع) مشغول گردید.

 

استاد عالم پرور

شیخ صدوق، به خوبی دریافته بود که بهترین شیوه برای حفظ و حراست از مکتب اهل بیت، انتقال آن به سینه دانش اندوزان دلبسته اهل بیت است؛ از همین رو با پرورش شاگردان و طالبان علم، به نگهداری و حفاظت از این میراث بزرگ و ار زشمند علمی و معنوی پرداخت.

از مهم ترین شاگردان وی می توان به دانشمند بلند آوازه، محمد بن نُعمان معروف به شیخ مفید اشاره کرد که منشأ خدمات علمی بسیاری به جهان اسلام شده است.

شیخ صدوق استاد بسیاری از دانشمندان و فقهای بنام اسلام و تشیع بوده است که هر یک توانسته اند در پیشبرد اهداف مکتب ائمه معصومین نقشی بزرگ داشته باشند. 

 

وفات عالم بزرگوار

سرانجام شیخ صدوق این عالم بزرگوار پس از گذشت هفتاد و چند سال از عمر شریف و پر برکتش در سال 381 ه.ق دعوت حق را لبیک گفت و در شهر ری دیده از جهان فرو بست. پیکر پاکش در  نزدیکی مرقد مطهر حضرت عبدالعظیم مدفون گردید.

امروزه آرامگاهش به نام ابن بابویه در شهر ری مشهور و قبر منورش زیارتگاه مسلمانان و محل استجابت دعای مؤمنان است.

 

کرامتی از شیخ صدوق

در عهد حکومت فتحعلی شاه قاجار در حدود سال 1238 ه. مرقد شریف صدوق که در اراضی ری قرار دارد به دلیل بارندگی های زیاد خراب شده و رخنه ای در آن پیدا می شود، برای تعمیر مرقد اطرافش را  می کندند تا به سردابی که مدفن شیخ صدوق بود برخورد می کنند ناگهان بدن شریف صدوق را کاملاً سالم آنچنان که گویا تازه از حمام آمده باشد مشاهده می کنند و اثر خضاب را در انگشتان شریفش می بینند. 20 نفر از بزرگانی که خود شاهد این کرامت بوده اند می توان به میرزا ابوالحسن جلوه، حضرت آیت الله ملا محمد رستم آبادی و مرحوم والد حضرت آیت الله مرعشی نجفی حاج سید محمود مرعشی نام برد.

/انتهای متن/