حرف اصلی “فروشنده” فروریختن اعتماد در روابط اجتماعی است

فستیوال جهانی اسکار در راه است و فیلم “فروشنده” ساخته”اصغر فرهادی” نامزد کشور ماست در این فستیوال. سایت به دخت پیش از این برای بررسی و نقد فیلم به سراغ دکتر علیایی زند و دکتر راود راد رفته بود تا از دو منظر روان شناسی و جامعه شناسی نگاهی به فیلم داشته باشد اما برای بررسی فیلم از منظر حرفه ای و هم از منظر مسائل زنان با “رقیه محمدزاده” کارشناس رسانه و دکترای جامعه شناسی فرهنگی به گفت و گو نشسته است.

0

فیلم “فروشنده” ساخته”اصغر فرهادی” در زمره فیلم های اجتماعی است که به دلیل داشتن کارگردانی نام آشنا و مضمون فیلم مورد توجه مخاطبان و منتقدان داخلی و خارجی قرار گرفته است، با توجه به موضوع فیلم که روایت گر قضیه تجاوز به یک زن و مجموعه ماجراهای پس از آن است، سایت به دخت بر آن شد تا پس از بررسی فیلم از دیدگاه های روان شناسی و جامعه شناسی، نهایتا برای بررسی “فروشنده” از منظری دیگر پای صحبت های خانم “رقیه محمدزاده”- کارشناس رسانه و دکترای جامعه شناسی فرهنگی  بنشیند در روزهای نزدیک به فستیوال جهانی اسکار.

– فیلم فروشنده الان به عنوان نامزد اسکار از کشور ما  به  دو دلیل مهم قابل بررسی است: اول اینکه فروشنده درسطح بین المللی به عنوان فیلمی از یک کارگردان برجسته ایرانی مطرح شده و همچنان مطرح است. دلیل دیگر آنکه وقتی از منظر یک تماشاگر ایرانی نگاه می کنیم، هنگام تماشای فیلم یک حس اضطراب و نگرانی شدید به مخاطب دست می دهد که تا آخر فیلم نه تنها کم نمی شود بلکه سیر صعودی هم دارد. یعنی آخر فیلم تماشاگر با درجه بسیار بالایی از اضطراب سالن سینما را ترک می کند. به لحاظ ذهنی هم فرهادی معمولا در فیلم هایش همه نظامات و قواعد را که فرد با آن قضاوت می کند و به آن قائل است و به فرهنگ و جامعه او برمی گردد، کاملا به هم می ریزد بی این که چیزی هم جایگزینش کند. یعنی مخاطب فرهادی با دیدن فیلم های او مخصوصا فروشنده هم به لحاظ احساسی به هم می ریزد و هم به لحاظ ذهنی.

–  ببینید وقتی ما می خواهیم یک اثر سینمایی را نقد و تحلیل کنیم، در قدم اول بهتراست جهت گیری های فکری خودمان را کنار گذاشته و اثر را به ماهو اثر بررسی کنیم تا مخاطب هم راحت تر با ما همراه شود.

یک وقت فیلم فروشنده را به تنهایی و فارغ از کارگردان آن می توان  در کنار سایر کارهای فرهادی چون جدایی، گذشته، چهارشنبه سوری و .. دید و به شیوه و سبک فیلمسازی فرهادی نگاه کرد. از نگاه دوم باید گفت که اصولا شیوه روایت اصغر فرهادی در سینما یک شیوه اجتماعی است، او دنبال آن است که از ابعاد مختلف به مسائل اجتماعی بپردازد. من به عنوان کسی که در یکی دو دهه اخیر تمامی فیلم های  جشنواره های ایرانی و خارجی  را دیده ام،  معتقدم که آثار فرهادی به واقع استاندارد آثار سینمایی در سطح جهانی را دارد. یعنی اینگونه نیست که اثر فرهادی از لحاظ ساختاری حرفی برای گفتن نداشته باشد و فقط به خاطر محتوای خاصی که دارد مورد توجه قرار گرفته باشد. ترکیب هنری اثری مثل فروشنده  یک ترکیب قابل دفاع است. حالا اینکه موضوعی که انتخاب کرده، موضوع قابل دفاعی است یا خیر، مسئله دیگری است.

اینکه دیدن یک اثر بتواند مخاطب را با خود همراه نماید، نکته مثبتی است، لذا لزوما تاثیر پذیری مخاطبان فیلم از آن، که در سوال خود به آن اشاره کردید جزو نقاط مثبت یک اثر سینمایی است که از همذات پنداری مخاطب با اثر ناشی می گردد. مورد دیگری که به آن اشاره کردید تحلیلی است که از بیان سینمایی آقای فرهادی دارید. شما می گویید که فرهادی نظام های ذهنی مخاطبان را به هم می ریزد و چیزی جایگزین آن نمی کند، من معتقدم فرهادی شیوه بیان خود را دارد؛ او تحلیل خود از یک موضوع را، به زبان تصویر بیان می نماید و مخاطب پیامی را از این تصویر گری دریافت می کند که متاثر از تجربه زیسته پیشین خود است. اینکه ما حس می کنیم این ذهن مان به هم ریخته به سبب آن است که گاه در زندگی ما در مواجهه با رویدادها همه ابعاد آن را نمی بینیم و باز شدن لایه های پنهان ممکن است دریافت ما را از موضوع دچار باز تعریف نماید. به گمان من اتفاقی که در رویارویی با آثار آقای فرهادی اتفاق می افتد، این است.

– بسیاری معتقدند که در مجموعه آثار فرهادی فیلم فروشنده ضعیف تر از فیلم جدایی نادر از سیمین است، نظر شما چیست؟

– نحوه روایت فروشنده با فیلم جدایی بسیار متفاوت است. گرچه به نظر من منطق سناریو نویسی  فیلم “جدایی نادر از سیمین” به استاندارهای  فیلم های اروپایی نزدیک تر بود، ولی خود من بعد از تماشای فروشنده تا دو روز درگیر این فیلم بودم. علت این نکته هم پیامی بود که فیلم تلاش داشت آن را بیان کند. آثار یک کارگردان لزوما همگی با یکدیگر مساوی نیستند و سنجیدن یک اثر با اثر دیگر به گمانم تحلیل دقیقی نیست. اگر از بنده سوال کنید می گویم “درباره الی” را بسیار دوست داشتم، اما “جدایی نادر از سیمین” کار بسیار خوبی بود به لحاظ هنری و “فروشنده” هم اثر قابل تاملی است.

 

– اصغر فرهادی فیلمسازی است که بسیار به موضوع زنان در فیلم هایش اهمیت می دهد. به نظر شما نگاه فرهادی به خصوص در فیلم فروشنده به زنان چگونه است؟

– موضوعی که فروشنده به آن می پردازد از تئاتری که در فیلم با نام “مرگ فروشنده” در متن داستان فیلم در حال اجراست، مشخص می شود. مضمونی که فیلم می خواهد بگوید آزاری است که ممکن است زنان در جامعه تحمل کنند و تهدیدی که برای امنیت زنان وجود دارد.

در فیلم فروشنده برای اولین بار می بینیم که در سینمای ایران تعرضی که به یک زن اتفاق می افتد، مطرح می شود. جالب اینجاست که  در ظاهر همسر این زن در کنارش می ماند اما در واقع فیلم نشان دهنده این است که تمام وجود مرد مملو از تردید و شک است. او وانت مرد متعرض را در خانه نگه می دارد تا او را پیدا کند چراکه به غیرت او برخورده است. البته چون همسرش را دوست دارد به او شک نکرده است اما همین نحوه برخورد مرد با ماجرا، زن را اذیت می کند.

در جامعه ما، زنان مشکلاتی دارند که به خاطر تابوهای عرفی و اجتماعی نمی توانند مطرح کنند. یکی از این تابوها در فیلم” هیس دخترها فریاد نمی زنند” شکسته شد و “پوران درخشنده” نشان داد چگونه این قید و بندهای فضای اجتماعی باعث می شود که دختر بچه ها با وجود ظلم هایی که به آنها شده تا بزرگسالی با این رنج و درد زندگی کنند تا مبادا آبروی آنها برود. فرهادی در فروشنده در روابط افراد در دوران بزرگسالی و در زندگی زناشویی به این درد و رنچ اشاره می کند.

 

در جامعه ما، زنان مشکلاتی دارند که به خاطر تابوهای عرفی و اجتماعی نمی توانند مطرح کنند. فرهادی در فروشنده در روابط افراد در دوران بزرگسالی و در زندگی زناشویی به این درد و رنچ اشاره می کند.

 

عماد(شهاب حسینی) و رعنا(ترانه علیدوستی) یکدیگر را دوست دارند اما خانه آنها به خاطر بن مایه ای سست فرو می ریزد، این همان خانه ای است که در آخر و در سکانس فینال، پیرمرد متجاوز را در آن می بینیم، این خانه بخشی از نماد شناسی فیلم است. این زوج مجبور می شوند به خانه ای بروند که ساکن قبلی آن زنی است که به زعم همسایگان خوشنام نبوده و رفتار آن زن باعث می شود تا رعنا آسیب ببیند. یعنی زنان جامعه برای یکدیگر مشکلاتی ایجاد می کنند و در واقع مشکل زنان توسط همجنس خودشان به وجود آمده است. ما آن زن را اصلاً در فیلم نمی بینیم، شاید اگر او را  می دیدیم آنقدر تصویر مبهم و منفی از او نداشتیم. فیلم نحوه قضاوت همسایگان در خصوص ساکن آن خانه را تصویر می کند، زنی که به سبب نداشتن همسر دشواری هایی در زندگی دارد. نکته مهمی است این قضاوت شدن زنان از منظر دیگران. یکی از جدی ترین مشکلات زنان ما در جامعه ایران این قضاوت شدن هاست که سبب پدید آمدن محدودیت های بسیاری به زنان می شود. مخاطب از آن زن بدش می آید و این پیام مستتر فیلم است. تصویر کردن زن و شخصیت پردازی او بدون حضور علنی در اثر را قبلا هم در آثار سینمایی ایران داشته ایم، تصویری که بر عکس کار آقای فرهادی زنی مثبت و دوست داشتنی برای مخاطب بود، مثلاً در فیلم “آژانس شیشه ای” ما چقدر فاطمه را می بینیم؟ خیلی کم، اما خانم  نسرین نکیسا حضور پررنگی دارد و تمام فیلم حاج کاظم در حال سخن گفتن با فاطمه است.

در تئاتر ما زنی تن فروش را می بینیم که بچه او همواره در کنار اوست و این بسیار رنج آور است، گویی ما ناظر معصومی را در صحنه نشان دادیم که  در آینده باید همین شرایط را تحمل کند. ما زنانی را در فیلم می بینیم که مشکل دارند ولی نمی توانند کسی را مقصر این مشکلات شان بدانند. فرهادی نمی گوید زنان اینجا مظلومند و مورد تعرض مردان، اگر رعنا مورد تعرض مردی قرار گرفته، به خاطر آن است که آن مرد دچار سوء تفاهم شده است، چراکه قبلاً آنجا زنی زندگی می کرده است که این راه را برای او باز کرده است. به بیان دیگر در فروشنده فرهادی پرده از مسایل و موضوعات اجتماعی مرتبط با زنان در یکی از سر فصل ها بر می دارد و از زوایای مختلف به آن می نگرد.

 

– پس از نظر شما فیلم درصدد القای فضای مرد سالارانه نیست؟

– فعال اصلی در فیلم کس دیگری است که یک زن است اما مهره آشکار نیست، مهره پنهان است. در کل آثار فرهادی ما مردسالاری را نمی بینیم. مثلاً در فیلم “چهارشنبه سوری”مرد مظلوم است و این همسر اوست که ناسازگار بوده و تندی می کند و پیوسته شک می کند اما در نهایت  مرد خیانت می کند. در فیلم”درباره الی” فضای مبهمی وجود دارد که احساس می کنی گلشیفته فراهانی آدم خوبی است و این شوهر اوست که او را درک نمی کند. در فیلم” جدایی نادراز سیمین” سیمین مجبور است از ایران برود چون شوهر سیمین به خاطر عدم درک شرایط همسرش او را تنها می گذارد. البته در این فیلم موضوع تنها خود سیمین نیست و تصویری که شما می بینید، تصویر شهاب حسینی وپیمان معادی است، هرکدام درجایگاه یک شوهر. شهاب حسینی به خاطر بی عرضگی خود توسط زنش، از همسر سیمین اخاذی می کند، درآن فیلم بن مایه های دینی دست مایه تصویر سازی قرار می گیرد و فیلم­ساز روی احکام شریعت دست می گذارد و مخاطب را به جایی می رساند که در خصوص احکام قضاوت، احکام نجس و پاکی و … دچار تردید شود.

در فیلم “گذشته” ماری(برنیس بژو )را بینید که قبلاً زن  احمد(علی مصفا) بوده و آنها مدتی است جدا از یکدیگر زندگی می کنند و حالا ماری با مرد دیگری(سمیر) دوست است و می خواهد با او ازدواج کند. به همین علت به دنبال گرفتن طلاق از  احمد است. سمیر هم یک مسلمان است و زن او به خاطر رابطه همسرش با ماری خودکشی کرده و در کماست. در این فیلم شما تصویر مردان مسلمانی را می بینید که زنان به خاطر آنها در معذوریت شدید قرار گرفتند. اما از بعد دیگر این ماری است که با سمیر رفاقت کرده و موجب شده زنش به کما برود. در فروشنده هم می­بینیم که رعنا مورد تعرض قرار گرفته و در آخر فیلم می فهمیم مرد مسنی این کار را انجام داده است، در حالی که ذهن مخاطب به سراغ آدم های جوان می رود و همه فکر می کردند کار داماد اوست. این ماجرا در آن خانه ویران در حال فروریختن اتفاق می افتد و خانواده سنتی پیرمرد او را در آن خانه می بینند و لوکیشن فاینال جایی است که در حال فروریختن است.

به بیان دیگر در فیلم های اصغر فرهادی در ظاهر زنان اسیر درچنبره قدرت مردان نیستند بلکه ساختارهای اجتماعی به گونه ای زنان و مردان را در مواجهه با مسائل قرار می دهد که زنان مقهور این ساختارها از سوی مردان آسیب می بینند.

 

    در فیلم های اصغر فرهادی در ظاهر زنان اسیر درچنبره قدرت مردان نیستند بلکه ساختارهای اجتماعی به گونه ای زنان و مردان را در مواجهه با مسائل قرار می دهد که زنان مقهور این ساختارها از سوی مردان آسیب می بینند.

 

– فرهادی از همان آغاز فیلم حس اضطراب و نگرانی را با نمایش خانه در حال فروریختن به مخاطب انتقال می دهد. به نظر شما این همه اضطراب و استرس به مخاطب دادن لازم است؛ آن هم استرس بابت چیزی که در آخر راه حلی هم برایش نشان نمی دهد؟

– در واقع این هنر آقای فرهادی است که این حس را به مخاطب بدهد، این قدرت فیلمساز است. فرهادی زبان سینما را خوب بلد است. مخاطب باید با فیلم همذات پنداری کند. فرهادی عمداً فیلم را از نمایش ساختمان فروریخته شروع می کند و می خواهد نشان دهد نگاه کلی حاکم بر اجتماع و قضاوت های غیر منطقی بنیان این خانواده را فرو می ریزد. نمی توان از اثر فرهادی انتظار داشت راه حلی نشان دهد، او در پی شکافتن یک موضوع اجتماعی است و بسیار هنرمندانه این کار را می کند و این اضطرابِ این شکافتن است که مخاطب حس می کند. فیلم با تصویر خانه ای در حال فرو ریختن شروع می شود؛ خانه ای که در انتهای مرد تعرض کننده به رعنا در آن شناخته می شود، این پیرمرد نماینده نسلی است که به سبب عملکرد نادرست ایشان بنیان مستحکم خانواده آسیب دیده است. اندیشیدن به این پیام توام با اضطراب است و نمی توان آن را انکار کرد. مخاطب شاید این مفهوم و پیام را درک می کند که مضطرب می شود.

 

– فرهادی اصولا در فیلم هایش برای مخاطب مرزهای خوب و بد، غلط و درست، قشنگ و زشت و … را در هم می شکند،تعریف هایی که نمی توان آن را در زندگی نداشت. نظرشما در این مورد چیست؟

– الان بسیاری از مفاهیم اجتماعی در حال بازتعریف هستند و مفهوم جدیدی از آنها در حال شکل گیری است، این جزو اقتضائات زندگی در رو زگار ماست. از30سال گذشته تا به حال در ایران بسیاری از روابط و تعاملات دچار باز تعریف شده اند. مثلاً می بینیم رفتاری که 30 سال پیش ناپسند بود،20 سال پیش از شدت قبح آن کاسته شده و امروز هم دیگر ناپسند نیست. اینکه آیا این تغییر درست است یا خیر، بحث دیگری است. اما به هرحال آثار نمایشی مخصوصاً سینما یک کارش نشان دادن همین تغییرات و بازتعریف هاست که قابل انکار نیست.

 

– فکر نمی کنید که یک فیلمساز می تواند می تواند این بازتعریف ها را کمرنگ یا پررنگ کند یا حتی بعضی وقت ها تعاریف خاص  خودش را القا کند؟

– فرهادی با آثارش می گوید باید بپذیریم تصویر و  تعریف حریم خانواده از 40 سال پیش تاکنون دچار بازتعریف شده است. در این فیلم  دو خانواده اصلی درفیلم داریم؛ خانواده عماد- رعنا و خانواده آن پیرمرد. همچنین خانواده های متعددی را در مناسبات مختلف کنار این دو خانواده داریم که هرکدام مشکلات خاص خود را داشته و در تعامل با یکدیگر نیز، مشکلاتی دارند. مثلاً خانواده زنی را داریم که  قبلاً در این خانه ساکن بوده، شوهر خود را از دست داده و به خاطر مشکلات مجبور به تن دادن به شرایطی شده که برای خیلی ها در این فیلم مشکل ساز هم شده است. کارگردان در این بازنمایی از خانواده تلاش دارد دگرگونی هایی که در بستراجتماع پیش آمده را برای مخاطبان خود به تصویر بکشد. رویارویی این افراد با فراز و فرود های اجتماعی خود نمایانگر روش و مسیری است که در مواجهه با این مسائل افراد جامعه آنها را برمی گزینند. بدون شک رویکرد کارگردان اثر در تصویرگری و کمرنگ یا پررنگ نشان دادن هر یک از این تعریف ها نقش دارد. به عنوان نمونه ما با مسائل و مشکلات زنی مواجه می شویم که همسر خود را از دست داده و قبل از رعنا و همسرش در آن خانه زندگی می کرده، در تمام طول داستان او را نمی بینیم اما کارگردان هوشمندانه با قرار دادن اِلِمان هایی در فیلم آن زن را شخصیت پردازی کرده، هنگامی که کمد لباس های او باز می شود با دیدن هر یک از لباس ها و وسایل آن کمد همراه با عماد مخاطب نیز در مورد آن زن و شرایط زندگی او تصوراتی پیدا می کند، این همان شیوه بازنمایی و بازتعریفی است که در روند فیلم پدید آمده است، که از این اثر یا هر اثر دیگر می توان توقع داشت.

 

– به نظرتان نوع نگاه فرهادی به این بهم ریختگی تعاریف، به نوعی این بهم ریختگی را تقویت یا  تثبیت نمی کند؟

– پاسخ این سوال را در بخش های قبلی به نوعی داده ام. در حوزه نقد آثار، برخی اثر را فارغ از مولف بررسی می کنند اما بنده در خصوص کار فروشنده با این نظر موافق نیستم. ویژگی فرهادی این است که با زدن سنگی تنگ بلور ذهن شما را می شکند. در فیلم های او حریم اعتماد، حریم امنیت، حریم قضاوت، حریم غیرت، حریم درستی و نادرستی و .. به هم می ریزد. فیلم می خواهد بگوید چیزهایی که شما به آنها مثبت نگاه می کردید، گاه وجود ندارند و شاید لازم است به نحو دیگری در خصوص مسائل فکر کرد.

این فروریختن در فروشنده بسیار شبیه فیلم “درباره الی” است. در آن فیلم شما طبقه متوسط جامعه را می بینید که از فضای سنتی به فضای مدرن آمده اند و دچار بحران هویت شده اند. آنها همه با هم وارد خانه ای می شوند  که ویران و خرابه است. دراثنای  فیلم وقتی خانواده ها به این خانه و ویلای تقریبا مخروبه می رسند، تمام آدم بزرگ ها در تلاش برای شکستن  قفل در جهت ورود به ویلا هستند، در حالی که کمی آن طرف تر قسمتی از دیوار فروریخته و بچه ها از دیوار رد می شوند؛ بچه هایی که فارغ از پیچیدگی های پدر و مادران خود مسیر درست را برگزیده اند.در فیلم فروشنده نیز ما کودکی را ناظر و مشاهده گر می بینیم؛ کودکی که هم در تئاتر با مادر خود دیده می شود و هم در خانه عماد و رعنا حضور دارد. در فیلم “درباره الی” وقتی الی گم می شود، می فهمیم هیچ کس نمی دانسته است الی کیست؟ در آخر فیلم شما دچار سردرگمی می شوید که ایا الی آدم درستی بوده یا خائن ؟ زنده است یا مرده؟پایان باز فرهادی واقعاً مخاطب را با خودش درگیر می کند. در “جدایی نادر از سیمین” شما در ماندن یا رفتن ترمه سردرگم می مانید. در”جدایی نادر از سیمین” خانه نادر و سیمین  به صورت فیزیکی خراب نمی شود اما به صورت معنوی خراب می شود. در فروشنده با نوعی به هم ریختگی و عدم استقرار و عدم امنیت مواجهیم. در فیلم شما هیچ چهاردیواری امنی نمی بینید، در لوکیشن تئاتر هم هیچ دیواری وجود ندارد و حریم ها همه شکسته شده است. هر مخاطبی در پایان باز مفهوم جدیدی در ذهنش درباره امنیت، نوع قضاوت درباره افراد و… شکل می گیرد و اینگونه برساختی جدید از مفاهیم پدید می آید.

 

– برخی معتقدند فرهادی در فیلم هایش بنوعی اساس خانواده را زیر سوال می برد. شما موافقید؟

– باید بپذیریم نهاد خانواده در جامعه ما مدتهاست دچار باز تعریف شده است و حتی همان خانواده های سنتی متشکل از پدر مادر خواهر و برادر هم در تعاریف تغییراتی دارند. فرهادی مخاطب را با واقعیت مواجه می کند و این هول و هراس و اضطراب در مخاطب به خاطر مواجهه با واقعیت است. می توان اینگونه در خصوص برداشت از تصویر ارائه شده از خانواده در اکثر آثار آقای فرهادی عموماً و در فیلم فروشنده به طور خاص گفت که آنچه که فرهادی نشان می دهد از یک منظر به لحاظ جانمایی خانواده تعریف شده در فیلم ها زیر سوال بردن خانواده نیست، به عبارتی در تمام این آثار ما خانواده ها را کامل می بینیم یعنی خانواده متشکل از زن و شوهر و عموماً فرزندان. آنچه که در آثار فرهادی محور داستان پردازی است مشکلات و مسائل خانواده های طبقه متوسط است که برخی از این مشکلات محدود به روابط بین فردی ایشان است مانند فیلم چهارشنبه سوری و برخی دیگر متاثر از مسائل و موضوعات درونی و بیرونی است مانند جدایی نادر از سیمین که مسئله بیماری پدر مانع همراهی نادر و سیمین می شود، در نهایت در فیلم فروشنده به سبب حادثه پیش آمده مسائلی  برای زوجین پدید می آید. پس آقای فرهادی به نقد و تصویرگری از مسائل و موضوعات مبتلا به خانواده ها می پردازد و اساس خانواده را نادیده نگرفته است. اما از منظر دیگر در آثار ایشان عموما مرد خانواده که به نوعی سکان دار خانواده است، فردیست که در انتها فرو می ریزد و این موضوع نکته قابل تاملی است. به عبارت دیگر اگر چه به لحاظ جا نمایی خانواده در آثار آقای فرهادی خانواده ها  کامل به تصویر کشیده شده اما در انتها مخاطب در خصوص بقای چنین ساختاری دچارتردید می شود.

 

باید بپذیریم نهاد خانواده در جامعه ما مدتهاست دچار باز تعریف شده است، حتی در خانواده های سنتی. فرهادی مخاطب را با همین واقعیت مواجه می کند و این هول و هراس و اضطراب در مخاطب به خاطر مواجهه با واقعیت است.

 

– در پایان فیلم مخاطب احساس بن بست می کند و با خود می گوید این چه جامعه ای است که در آن هیچ احساس امنیت و آرامش وجود ندارد و بعد بنوعی این معنا به مخاطب القا می شود که اصلا این جامعه به درد نمی خورد و شاید این موید همین ذهنیت باشد که خیلی جوان های ما را به سوی رفتن از اینجا وامی دارد؟

– فروشنده فیلم بسیار تلخ و سیاهی است. فیلم های فرهادی تمام باورهای مخاطب را فرو می ریزد؛ اعتماد در “چهارشنبه سوری”، معصومیت در “درباره الی” و حریم خانواده در “جدایی نادر از سیمین” فرو می ریزد. فرهادی نگاه انتقادی به فضای اجتماعی دارد و این نگاه در فیلم فروشنده تلخ تر از سایر فیلم های فرهادی است. بعد از تماشای فروشنده ناامیدی به سراغ مخاطب می آید که در این شرایط راهی برای فرار وجود ندارد. فرهادی علاوه بر قدرت فیلم­سازی و هوشمندی در این زمینه، جامعه شناسی قویست و گام به گام باورهای مخاطب را فرو می ریزد. تلخی آثار فرهادی از جنس روح آدمی است پس بهتر درک می شود. مخاطب با تماشای فیلم فروشنده نمی گوید ای کاش در ایران نبودم اما از فضای آن متأسف می شود و دلش می سوزد.

 

فروشنده فیلم بسیار تلخ و سیاهی است. اعتماد در “چهارشنبه سوری”، معصومیت در “درباره الی” و حریم خانواده در “جدایی نادر از سیمین” فرو می ریزد.  اما نگاه انتقادی فرهادی به فضای اجتماعی  در فیلم فروشنده تلخ تر از سایر فیلم های اوست.

 

– جامعه هدف در فیلم فروشنده چه قشریست؟

– فیلم، فرستنده یک پیام است و می تواند مخاطب های گوناگونی داشته باشد و برداشت هر مخاطبی از آن می تواند متفاوت باشد. فیلم مثل کتاب می ماند یک نفر با دیدن آن ممکن است غمگین شود، دیگری متنفر شود و ….

 

– از نظر شما تئاتر مرگ فروشنده با فیلم چه ارتباطی دارد؟

– تئاتر “مرگ فروشنده” مانیفست کلی فیلم است. مضمون نمایشنامه و فضای خاص تئاتر در فضای واقعی نشان داده شده از اجتماع قابل مشاهده است. در نمایشنامه کلاسیک نقش اصلی با پیرمرد است و اینجا در فضای ایران هم پیرمرد متجاوز است. تمام آثار فرهادی مشکلات طبقه متوسط جامعه را به انحای مختلف روایت می کند. در این آثار شما با شرایط جدیدی از زندگی مواجهید که این شرایط الزامات جدیدی را به روابط خانوادگی و اجتماعی تحمیل می کند.

 

– نهایتا به نظر سما پیام فیلمساز در فیلم فروشنده چیست؟

– در فیلم جدایی نادر از سیمین تم دروغ بود و در فروشنده تم فروریختن اعتماد در روابط اجتماعی.

 

– از نظر شما دلیل انتخاب پیرمرد به عنوان مرد متجاوز چه بوده است؟

– پدر ستون خانواده است و در اینجا ستون خانواده فرو می ریزد. در اعتقاد دینی و نگاه فرهنگی ما مرد و پدر در خانواده جایگاه خاصی دارد، در تمام دنیا هم تقریباً اینگونه است. پدر عمود خانواده است و وقتی عمود را بشکنیم، خانه و خیمه فرو می ریزد. فروریختن خانه همان فروریختن ستون خانواده یعنی پدر است. پیرمرد در واقع زندگی دختر خود را نابود کرد؛ چراکه رعنا جای دخترش بود. رعنا در نهایت آن پیرمرد را بخشید اما از درون متلاشی شد. نگاه رعنا از روی ترحم بود و غم رعنا در پایان را مخاطب زن با تمام وجود درک می کند. این رویکرد در فیلم های جدایی نادر از سیمین و چهارشنبه سوری هم مشاهده می شود؛ مرد خانواده اقتدار و جایگاه خود را در نهایت از دست می دهد و این نکته قابل تامل پیام نهفته در آثار آقای فرهادی است.

 

– فکر می کنید دلیل انتخاب فیلم فروشنده به عنوان نماینده ایران در اسکار چیست؟

– درست است که اسکار جشنواره‏ای بشدت سیاسی است اما اثر فرهادی هم اثر ضعیفی نیست و نمی توان گفت به خاطر سیاه نمایی مورد توجه قرار گرفته است. فرهادی نمونه گیری متوازنی از جامعه ایران در فیلم هایش انجام نداده است. اما تمام کشورها آثاری دارند که فضای اجتماعی را به تصویر می کشند و مخاطب یک واقعیت دوست نداشتنی را در فضای اجتماعی آنها مشاهده می کند. در جشنواره کن 2013 فیلم”A Touch of Sin”(لمس گناه) در سه اپیزود جامعه سوسیالیستی و کمونیستی چین را نقد می کند. مخاطب بعد از تماشای این فیلم با تصویر متفاوتی از جامعه چین مواجه می شود. فرهادی به عنوان چهره ای شاخص در مجامع هنری جهانی شناخته شده است؛ فیلم جدایی نادر از سیمین وی خرس طلایی جشنواره فیلم برلین وجایزه بهترین فیلمنامه اسکار را به خود اختصاص داد. فیلم درباره الی  خرس نقره ای جشنواره فیلم برلین و فیلم گذشته  نخل طلای بهترین بازیگر نقش اول زن را کسب کرد. در بستر تمدنی که مخاطب جهانی فیلم را می بیند،   شاید این مخاطب تعجب کند که چرا رعنا شکایت نمی کند؟ آنها با دیدن این  فیلم تصویر خوبی از فضای ارتباطات فرهنگی و اجتماعی ایران پیدا نمی کنند. در واقع فرهادی یک مسئله تلخ اجتماعی را به صورت عریان بیان کرده است و شاید با دستمایه قرار دادن یک نمایشنامه کلاسیک اروپایی در فیلم خود خواسته بگوید مشکلی که ما امروز در جامعه داریم، در پیشینه فرهنگی غرب هم وجود  داشته است. فرهادی فیلمی اجتماعی ساخته و داستان خود را به گونه ای روایت می کند که مخاطب خارجی هم از دیدن فیلم اقناع شود.

خارجی ها با دیدن این فیلم تصویر خوبی از فضای ارتباطات فرهنگی و اجتماعی ایران پیدا نمی کنند. منتها فرهادی با مطرح کردن یک مسئله تلخ اجتماعی  با دستمایه قرار دادن یک نمایشنامه کلاسیک اروپایی، خواسته بگوید مشکلی امروز جامعه ما، در پیشینه فرهنگی غرب هم وجود  داشته است.

/انتهای متن/