که باد، عطرِ غم‌انگیز مرگ را آورد

به میانه‌های ماه جمادی‌الاول که می‌رسیم ماتم تمام وجود را می‌گیرد چراکه این بار داغ داغ سنگین بی‌مادری است دل عزم گریه دارد و شاعرانه‌ای زیبا از مهدی زارعی می‌تواند در دلت روضه‌ای مادرانه را نجوا کند.

0

همه غم‌های دنیا که روی سرت خراب شود یک‌سو و غم بزرگ هجران مادر در سوی دیگر، در تمامی روزها سال هستند روزهایی که داغ‌دارند، داغ‌هایی بزرگ از غروب‌هایی دلگیر و جان‌فرسا اما بعضی داغ‌ها یک روز و دو روز ندارند و دل برای روزها و روزها به غم می‌نشاند به میانه‌های ماه جمادی‌الاول که می‌رسیم ماتم تمام وجود را می‌گیرد چراکه این بار داغ داغ سنگین بی‌مادری است دل عزم گریه دارد و شاعرانه‌ای زیبا از مهدی زارعی[1] می‌تواند دلت روضه ای مادرانه را نجوا کند

اتاقِ کاهگلی بود و مَرد و یک گل زرد 
که باد، عطرِ غم انگیزِ مرگ را آورد

اُتاق کاهگلی ماند و مرد و یک تابوت 
و لحظه های پُر از اضطراب و ماتم و درد

ستاره ها همه از عمقِ آسمان دیدند 
که یک ستاره ی پُر نور، در زمین شد سرد

اتاق کاهگلی ناگهان به خود لرزید
و سقف، در وسط خود دریچه ای وا کرد

دریچه پُر شده بود از مه غلیظ و غبار
و یک فرشته که می گفت: پیشِ ما بر گرد!

و از دریچه ی غمگین، گُلی به بالا رفت
به روی دوشِ هزاران فرشته ی شبگرد

دریچه بسته شد و سقفْ جای خود برگشت
و خانه ماند و فضای گرفته ای از گَرد

و بعد آن شب غمگین، کسی نمی داند: 
کجاست قبر تو بانو، کجاست آن گل زرد 

[1] مهدی زارعی شاعر آئینی جوان و خوش نام استان البرز  متولد 1355 تهران و کارشناس‌ارشد رشته زبان و ادبیات فارسی است گفتنی است  وی چندین دوره نیز سرپرست محافل ادبی این مرکز بوده است. از جمله آثار فاخر این هنرمند جوان می توان به مجموعه شعرهای:آخرین دقیقه های آخر الزمان/این سنگ قبر کادوی روزه تولدت و با یک شناسنامه بی اسم اشاره نمود.شعر زارعی  سراسر ساختار فرمیک و روایی دارد . روایت از دفتر و قلم و سطر و واژه  از برجستگی های شعر مهدی زارعی است باید اعتراف کرد که بروز ساختار فرم در شعر آیینی وامدار زارعی است و این اتفاق شگفت به نام او در تاریخ معاصر شعر آیینی ثبت وضبط است.