زینب(س) که در مدیریت بحران سرآمد است

میلاد مناسبتی شادی خیز است، آن هم ولادت زینب کبری(س) اما چه حرف شادی آوری می توان گفت در باره کسی که او را کعبه الرزایا لقب دادند: کعبه مصیبت ها، یعنی وجود مقدس زینب در میانه است و مصایب در طواف او. در آستانه میلاد بانو نگاهی داریم به بیانات شان که نشانه های عقل شکفته، معرفت گسترده، بلاغت بی اندازه و مدیریت بی همتای بحران را در لابلای این کلام می توان یافت.

0

مرضیه شکوری/

 در عصری که ارتباطات حرف اول را می زند، تبیین و تثبیت جایگاه شخصت های برجسته ای که در بزرگترین حماسه های تاریخ، جلوه هایی از معرفت را به نمایشگاه دائمی زمینیان عالم بخشیده اند، کاری واجب است. چرا که در شرایط کنونی شاهدیم که به دلیل عدم معرفی و تبلیغ کافی الگوهای تربیتی شایسته در جامعه، متاسفانه خیلی از فعالیت های تاکتیکی و استراتژیکی استکبار جهانی در راستای الگوسازی  برای زنان و دختران مان به نتیجه نزدیک می شود.

اما برای شناساندن شخصیت های الگویی عالم گیری چون حضرت زینب(س) به نسل جوان باید دریچه ای از جنس شناخت برای آنها  باز نمود تا این نسل نمودهایی از فضائل و ارزش های انسانی و اخلاقی آنان را شاخص تربیتی خود کند. اما یکی از ابزارهای مهم برای شناخت خوبی ها، کلام بزرگان است که حضرت امیر (ع) فرموده اند:

”  بیان یکی از معیارهای سنجش ارزش و فضیلت انسان هاست.” [1]

 

عالمه غیرمعلمه 

رسول گرامی اسلام (صلوات الله و سلامه علیه) وقتی می خواهند درجه علمی عالم را برای اهل زمین تشریح نمایند، می فرمایند:

 «نزدیکترین مردم به مقام و مرتبت نبوت، عبارت از دانشمندان و مجاهدان راه حق می باشند»[2]

این روایت به اهمیت بینش علمی را نشان می دهد. در مورد حضرت زینب کبری (س) این مقام علمی آنچنان واضح است که می بینیم امام معصوم زمان، حضرت سجاد (ع) در مورد  حضرتش فرمودند:

«انت بحمدالله عالمه غیرمعلمه و فهمه غیرمفهمه»[3]

عمه جان به لطف الهی تو دانشوری هستی که از گنجینه وحی، علم آموختی و از کسی آموزش ندیده ای و فهمیده ای هستی که بدون آموزگار تعلق و تدبر داری.

 ایشان در تعقل آنچنان رشد نموده بودند که حضرتش را به عقیله بنی­هاشم مشهور گشت. ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین و در ذیل شرح حال عون بن عبدالله می گوید:

“مادر عون، زینب عقیله، دختر علی بن ابی طالب (ع) است[4]، زینب (س) همان بانویی است که ابن عباس خطبه فدکیه حضرت زهرا (س) را از این خانم بزرگوار روایت می کند و در ابتدای نقل خطبه، خطبه را با این بیان شروع می کند که عقیله ما (بنی هاشم) زینب (س) دختر علی (ع) این خطبه را گزارش نموده است.”[5]

 

مفسر قرآن برای زنان کوفه

تاریخ نقل می کند که بعد از مهاجرت حضرت امیر (ع) از بصره به کوفه، خانواده ایشان از جمله حضرت زینب (س) از مدینه به کوفه آمدند و اقامت چندین ساله ایشان در کوفه مقارن حوادثی چون جنگ صفین تا جنگ نهروان و شهادت حضرت امیر (ع) بود اما ایشان کماکان به وظیفه الهی خویش عمل می کردند  و آموزش قرآن کریم و تفسیر آن به زنان کوفی را برعهده داشتند. در تاریخ آمده است که جمعی از مردان کوفه نزد امیرالمومنین (ع) آمده و گفتند:

اجازه بدهید زنان ما نزد دخترتان بیایند و معالم و معارف دین و تفسیر قرآن را از آن حضرت یاد بگیرند، حضرت امیر (ع) نیز اجازه نمودند و حضرت زینب (س) شروع به آموزش زنـان کردند و خدا می­داند که چه تعداد از زنان کوفه در طول چهار سال و یا بیشتر در درس آن حضرت حاضر می شدند که نمونه شاخص آن، تدریسِ آموزش خاص حروف مقطعه ابتدای سوره ها از جمله حروف ابتدای سوره مریم است که با بیان برخی از جزئیات واقعه کربلا توسط حضرت امیر، تدریس این فراز قرآن برای حضرت زینب (س) بازتر می شود.[6]

 

تو از درخت نبوت و معدن رسالت هستی

روزی حضرت زینب (س) در محضر دو برادر بزرگوارش که مشغول گفتگو در مورد گفتار پیامبر (ص) بودند فرمودند: شنیدم در گفتار خود فرمودید رسول خدا (ص) فرموده اند: بعضی از امور حلال آشکار است و بعضی حرام آشکار ولی بعضی شبهه­ناک است که بسیاری از مردم حکم آن را نمی دانند و تشخیص نمی دهند. آنگاه بی بی دو عالم چنین شرح دادند که هرکس از امور مشتبه پرهیز کند دین و آبرویش را از انحراف حفظ می کند و هرکس که مرتکب امور شبهه ناک شد، پایش به سوی حرام می لغزد. هنگامی که گفتار زینب (س) به اتمام رسید امام حسن (ع) به خانم رو کردند و فرمودند: خداوند به کمالات تو بیفزاید، آری همانگونه است که می گویی «انک حقاً من شجره النبوه و من معدن الرساله» حقا که تو از درخت نبوت و از معدن رسالت هستی.[7]

آنطور که در سیره حضرت مطالعه می کنیم به مواردی نیز می رسیم که بواسطه داشتن علم لدنی[8] برخی از حوادث آینده را در خطبه مکرمه شان، پیش بینی فرمودند مانند کوتاه بودن دوران حکومت یزید.[9]

اگر بخواهیم این ویژگی مهم پیام رسان کربلا را که در خطبه های غرا و شکننده شان کاملا تجلی یافته، خوب تبیین کنیم به این نکته مهم می رسیم که به دلیل تعامل و ارتباط مداوم ایشان با ذخیره ها و سرچشمه های علم حقیقی و کانون وحی و الهامات الهی و درک هفت امام معصوم (ع)، حصرت زینب(س) دارای تسلط بسیاربالای علمی برای  تطبیق بیانات شان با آیات الهی داشتند بگونه ای که محرز است بیانات ایشان بدون نوشتار و از قبل آماده نبوده و کرامت پروردگار است که بر زبان حضرت اینگونه جملات آسمانی را جاری می کند.

 

خواص و عوام کوفه مجذوب کلام او

بغیر از احتجاجاتی که آن مظلومه در طول عمر گرامی شان بویژه پس از واقعه کربلا داشتنـد، خطبه­های حضرتش بسیار نیاز به تأمل و تفکر و غور شدن دارد. از ظهور و بروز علوم آن مخدره می توان به ساختار زیبا و غنی ادبی خطبه ها اشاره کرد. اگر نبود علم ادبی و صنعت آرایه های ادبی در ذهن مبارک شان چطور ممکن است در عین آوردن استناد به آیات قرآن و رعایت صنایع ادبی اینگونه انسان در اوج تسلط، خطابه ای داشته باشد؟ قرآن کریم نیز بسیار از صنعت ادبی استفاده کرده است آنجا که در سوره بقره آیه هفدهم مثال تلاش کاذب انسان ها را برای روشنی اطراف در برابر یک بیابان تاریک متذکر می شود، عمه سادات نیز برای آگاهی بخشی از افراد پیرامون خویش در کوفه، آنان را مانند پیرزنی معرفی می کنند که رشته خویش را پس از تنیدن، پنبه کرد.[10]

و نهایتاً از طریق علم تشبیه و استعاره و مصداقِ ملموس، خواص و عوام کوفه را مجذوب کلام خویش می کند. خطاب به آنان می فرماید که شرایط شما مانند “سبزه ای که از فضولات حیوانی تغذیه می کند و بر آن می روید و یا چون نقره ای که روی گورها را بدان زینت و آرایش می کنند که دارای ظاهری فریبنده و زیبا، ولی درونی زشت و ناپسند است”[11] می باشید. در واقع تمام صنایع های ادبی در این خطبه ها لحاظ شده، بطور مثال صنعت براعت استهلال که آراستگی بیانی را بر دیگر بیان ها رجحان می دهد. در فقره ای از خطبه ها دیده می شود که وقتی خطاب به یزید در شام وی را “یابن الطلقاء”[12] (ای فرزندان آزاد شده ها)می نامد و یا آنجا که بسیار زیبا در گوش تاریخ زمزمه الهی خویش را جاری می کند که:

” فوالله لاتمحو ذکرنا و لاتمیت و حینا و لاتدرک احدنا”

 به خدا نه نام ما را می توانی محو کنی و نه نور وحی ما را خاموش نمایی و به غایت ما نخواهی رسید.[13]

یا آنجا که با صنعت سجع متوازن فرمود:

 ” قد هتکت ستورهن و ابديت وجوههن”

و با آرایه سجع مطرف ، در خطبه بازار کوفه می فرماید:

 ” فقد بليتم بعارها و منيتم بشنارها”

 یا سجع متوازی که در مجلس یزید ایراد فرمودند:

الا انها نتیجه خلال الکفر وضیب یجر جر فی الصدور تقتلی یوم بدر[14]

 

چه کسی حقیقت را می کشد، حسین (ع) یا یزید؟

حضرت زینب (س) با شناخت روانشناسانه ای که از مردم کوفه داشتند، آنها را به یک محاسبه درونی دعوت کردند تا جایی که برخی بزرگان معتقدند بخشی از کار حضرت، بر اساس شناخت مردم و  “تحریک عواطف شان”[15] بود.

وقتی یزید ملعون با خیزران به دندان عزیز زهرا (س) می کوبید،  این عمه سادات است که فریاد می­زند و صاحب این سر را معرفی می­کند:

” یا بن مکه و منی یابن ­فاطمه زهرا (س)”

 با معرفی صاحب سر در تشت طلا، گویی مردم را به یک معرکه ای از شناخت دعوت می کرد که لااقل به یک مورد توجه و تعمق کنند و آن اینکه چه کسی حقیقت را می کشد، حسین (ع) یا یزید؟

 

مدیریت کلام در بحرانی ترین شرایط

به نظر می رسد فراهم کردن شرایط سخنوری برای کسی که رسالت یک قیام را بدوش دارد باید مملو از برنامه ریزی و مدیریت متقن در کلام باشد! به راستی عمه سادات (س) بواسطه چه تاکتیک علمی و کلامی توانست جریان تاریخ ساز کربلا را دوش به دوش امام خویش تا مدینه و تا انتهای تاریخِ زمین با خود حمل کند؟

در یک بررسی اجمالی به این نتیجه می رسیم که یک سخنگو باید در حین سخنرانی دچار هیچ فشار درونی نباشد تا به لحاظ روحی و جسمی کاملاً مستعد و آمادۀ مدیریت مخاطب خویش باشد ، فکرش آرام و فضای اطرافش آرامتر از آن باشد تا بتواند تمام تسلط خویش را معطوف کلام خود کند. در مجلس یزید عقیله العالم ، فاقد فضا و شرایطِ مذکور بودند چرا که به لحاظ روحی، احوالات مطلوبی نداشتند و حتی به لحاظ جسمی؛ بطوری که از عصر عاشورا غذای اسرا که جیره بندی شد ، حضرت زینب (س) سهمیه غذای خود را نگه می داشتند تا اگر کودکی طلب نان کرد، شرمنده آن کودک نشوند. به لحاظ روحی نیز گویی روح حضرتش از روز تاسوعا در کربلا میان تن عزیزانش مانده و جسم حضرتش است که به ارادۀ سیدالشهدا تا شام، می آید. خطیبی که وعظ می کند اولین شانس و یا عامل موفقیتش شاید این باشد که در جمع کسانی سخن بگوید که او را دوست بدارند و برایش ارزش قائل باشند. این در حالی است که عمه سادات به عنوان یک اسیر در بازار کوفه مقابل دیدگان کوفیان سخن می­گوید. وحال آنکه تنها چیزی که از اسیر انتظار نمی رود همان سخن گفتن اوست.

گذشته از تمام اینها اگر محیط آماده و آرام نباشد خطیب هرگز نمی تواند انعقاد کلام کند. در محیطی که عده ای هلهله و عده ای گریه کنان همراه با صدای طبل و شیپور، جو را آلوده کرده اند چگونه می توان سخنی را بگوش این جماعت رساند، آن هم جماعتی که شکم هایشان از حرام پر گشته است ؛ اما تاریخ به نقل از بشیربن خزیم اسدی می گوید که این “اسیره العقائل و ولیده الفصاحه”[16] با مدیریت اول و بدو شروع کلام چنان تسلطی بر جماعت کوفه غالب کرد که حتی زنگوله های شتران نیز از صدا باز ایستادند.[17]

 

بازی تبلیغاتی دشمن را به هم زد

این قدرت انتقال مفاهیم و آن شرایط سخت تا حدی است که یک نویسنده غربی به نام فریشلر در بیانی اعجاب انگیز خطبه ایشان را اینگونه بیان می کند:

“ایراد آن نطق، در کوفه ثابت می کند که آن همه مصایب و سختی ها نتوانسته بود روحیه این زن را متزلزل کند، در صورتی که این خطر وجود داشت که در همان حالِ سخنرانی، او را به قتل برسانند.”[18] با بیان این مطالب و مستندات تاریخی به وجود علم مدیریت در بحران­ها توسط حضـرت زینب (س) به عنوان یک نـائب خاص امام معصوم می­رسیم و اینکه اگر نبود بررسی و شناخت عمیق حضرت (س) در عوامل موفقیت در بحران و کسب آگاهی ها و جهت دادن مناسب ابزارهای قدرت و نهایتاً تصمیم گیری و مهار بحران توسط ایشان، قاعدتاً از کربلا نیز چیزی باقی نمانده بود چرا که دشمن از ابزار جنگ روانی و تبلیغات سوء بهترین بهره ها را می برد، در حالی که حضرت در این واقعه با تدبیر حکیمانه، همه بازی تبلیغاتی دشمن را به هم زد.

نمونه آن این موارد بود:

“حضرت زینب (س) با خطابه اش در مجلس یزید که به رسوایی او و حقانیت امام حسین (ع) و اهل بیت (ع) انجامید حاضران را تحت تأثیر قرار داد و یزید مجبور شد که برخورد بهتری به ظاهر از خود نشان دهد و همین جا حضرت زینب (س) کاری مدبرانه و با سیاست و زیرکی خاص انجام می دهد که اجازه عزاداری را می گیرد، آنهم در شام که به خاطر پیروزی یزد آذین بسته اند و مردمی فریب خورده و دشمن علی (ع) هستند در خانه ای که کنار کاخ یزید است به مدت 3 روز مجلس عزاداری و سوگواری برقرار می نماید.”[19]

 

گویا از زبان علی سخن می گوید

مرحوم علامه مامقانی می فرمایند:

“کسی که در خطبه های زینب (س) بنگرد می فهمد که فصاحت و بلاغت او به حدی است که گویا از زبان علی (ع) سخن می گوید.”[20]

شاید بزرگترین رسالت مخدره عالم زینب کبری (س) ابلاغ رسالت و پیام شهدای کربلا بود که احیای اهداف دین جدش رسول ا.. (ص) و حفظ کیان آن تا سر حد شهادت و نبرد با طاغوتیان است که ایشان علیرغم تمام دروغ پردازی تبلیغاتی دشمن و ترفندهایی برای سیاه جلوه دادن کارنامه نورانی اهل بیت (ع) توانست  بر طاغوت جنایتکار غالب شود، آن گونه که هنوزصدای “فلیضحکوا قلیلاً و یبکوا کثیرا”[21]ی حضرتش قلب تاریخ را منقلب خویش کرده است.

 

ادامه دارد…

[1] غررالحکم، ص 209

[2] – اقرب الناس من درجه النبوه اهل العلم و اهل الجهاد (المحجه البیضاء 1/11)

[3] – بحار، ج 45، ص 165، سفینه البحار، ج1، ص 558.

[4] – درس هایی از عقیله خاندان وحی، حجه الاسلام عبدالکریم پاک نیا.

[5] – حضرت زینب (س) فروغ تابان کوثر، محمود محمدی اشتهاردی، ص 71

[6] – زندگانی حضرت زینب (س)، آیت الله سید محمد کاظم فردینی، ص 38.

[7] – حضرت زینب (س) فروغ تابان کوثر، محمد محمدی اشتهاردی، ص 76.

[8] – پیشین، ص 69.

[9] – سوگنامه سالار شهیدان، ترجمه سید ابن طاووس، علیرضا طالبی تهرانی، ص 239.

[10] – سیری در زندگی حضرت زینب (ع)، سید محمد بحرالعلوم، ص 197.

[11] – سیمای زینب در آیینه تاریخ، اعظم شبیری، ص 160.

[12] – خصائص زینبیه (س)، علامه جزائری، ص 295.

[13] – مقتل سالار شهیدان، نادعلی کربلائی، ص 326.

[14] – زینب کبری (س)، عقیله بنی هاشم، حسن الهی، ص 251

[15] – منظور این است که تشریح صناعات ؟ احساسات ؟ بر ضد یزید تحریک شود.

[16] – www.tebyan.com

[17] – زندگانی حضرت زینب کبری (س)، آیت اله سید محمد کاظم قزوینی، ص 193.

[18] – امام حسین و ایران، ص476.

[19] – رهبری در بحران، حسینعلی سرباز حسینی، ص 53.

[20] – تنقییح المقال، ج 3، ص 79.

[21] – سوره توبه، آیه 82.

/انتهای متن/