قفس هایی از جنس چوب و برنج، نمادی از رنج انسان

ترکیب بدیعی از چوب و برنج و نقش هایی بر آنها؛ این ها اولین چیزیست که در نگاه به نمايشگاه آثار حجمی «رهين و رهينه» می شد دید؛ نمایشگاهی که از 24 دی تا 6 بهمن در گالری شیرین برپا شد و خبرنگار هنری به دخت گپ و گفتی با خالق این حجم های زیبا داشته است.

2

می گوید همچنان همان كودك عصر تابستانم كه با خواباندن والدينش، در كوچه‌باغ‌هاي تودرتوي نقاشي و ساخت حجم، نيمروز انديشه و تجربه‌ را بيدار مانده‌ام.  كارشناس ‌ارشد رشته نقاشي است، با تجربه  افزون بر 15 نمايشگاه گروهي و سه نمايشگاه انفرادي. ویژگی مهمش این که  بسيار بي‌پروا و تنوع طلب است در بکارگیری مواد مختلف از پارچه و چوب گرفته تا  فلز، شيشه، آينه و حتي فنر در كنار نقاشي.
شكيبا پرورش فرزند دوم خانواده‌اي چهار  نفره است که دي ماه 1359 در تهران به‌دنيا آمده. از خردسالی هنر  را دوست داشته و از چهارده سالگی  مباني رنگ و اصول طرح را به‌صورت حرفه‌اي در محضر استاد فرامرزي آغاز كرده است.

خانم پرورش از شروع کارتان بگوید؟
–    بهترين اتفاق آن روزها که روزهای شروع کارم بود، قبولي در آزمون ورودي هنرستان آزادگان بود و امكان تحصيل در رشته گرافيك. با پايان گرفتن دوره هنرستان و قبولي در رشته كارداني گرافيك دانشگاه آزاد اسلامي، دنيايي تازه در برابرم شكل گرفت. هنوز دو سال از تحصيلم در رشته گرافيك نگذشته بود كه دلبستگي ام عميق به نقاشي باعث شد در كنار تحصيل آكادميك و با وجود شرايط دشوار و به‌هم‌ريخته ای که در آن روزها داشتم، به مدرسه برگشتم تا با سپري كردن دوره پيش‌دانشگاهي بتوانم شرايط ورود به كارشناسي نقاشي دانشگاه سوره را فراهم كنم. در اين دوره، چنان عاشقانه به رشته نقاشي پرداختم كه دیگر چیزهایی معدل 33/19 و شاگرد اولي در هر ترم برایم بی رنگ شد، حتی سهميه كارشناسي ارشد دانشگاه هم نتوانست رشحات آن عشق را كمرنگ كند.

و حالا ؟
–    امروز اما، مي‌گويند كه كارشناس ‌ارشد رشته نقاشي هستم و با افزوده شدن 9 سال به تجاربم و شركت در افزون بر 15 نمايشگاه گروهي و سه نمايشگاه انفرادي، همچنان همان كودك عصر تابستانم كه با خواباندن والدينش، در كوچه‌باغ‌هاي تودرتوي نقاشي و ساخت حجم، نيمروز انديشه و تجربه‌ را بيدار مانده‌ام. علاوه بر نقاشي، با برگزاري 7 نمايشگاه انفرادي و يا گروهي براي ديگر هنرمندان اين آب و خاك و همكاري با گالري‌ ‌ها و بنيادهاي مختلف، زندگي را تجربه مي كنم.

ايده اصلي مجموعه«رهين و رهينه»  از كجا آمد؟
–    فكر اوليه نمايشگاه «رهين و رهينه» كه هم‌اكنون در گالري شيرين برپاست، از سه سال پيش در ذهنم گل انداخت. زماني كه مشغول بررسي نگارگري‌هاي مكتب تيموري بودم، دچار اندوهي عميق شدم زيرا تمامي چهره‌هاي به تصوير درآمده در اين دوره تاريخي بسيار مهم، مغولي هستند اما تمامي داستان‌ها و هنرمندان تصويرگر آنها، ايراني بوده‌اند! اين بغض كه سايه سنگين عوامل بيروني، بختك‌وار بر فرهنگ و هنر ما افتاده است، زمينه‌ساز پرواز مرغي شد كه در بيشتر آثارم در قالب روابط انساني و بويژه روابط ميان زن و مرد، نمود يافته است.


از روند ساخت آثار بگویید؟
–    روند ساخت آثار متفاوت بوده و معمولا فرآيندي سه ساله دارد كه طي آن، بخشي از آثار، طراحي، ساخته و رها مي‌شدند. سپس كم‌كم نقاشي روي آنها را شروع مي‌كردم. در ساخت تمامي آثار از چوب و بيشتر، ورق برنج استفاده شده و بجز دو اثر، در بقيه از قفس استفاده شده است. من مشكلي در استفاده از مواد ندارم و شنيده‌ام كه مي گويند در اين زمينه بسيار بي‌پروا و تنوع طلب هستم. چرا بايد از به‌كاربري پارچه، چوب، فلز، شيشه، آينه و حتي فنر در كنار نقاشي، بترسم؟

دليل تان در استفاده از عنصر قفس در كارها ؟
–    قفس به لحاظ مفهوم و موضوع بيانگر گرفتاري بين روابط انساني و محدوديت هايي است كه به واسطه اين روابط براي هم ايجاد می كنند و اين قفس ها نماد اين محدوديت روابط هستند.ما در روابط انساني بخاطر زياده خواهي ها و تعصبات و ريشه هاي غلط فرهنگي كه پيرامون خودمان و يا ديگري در طي سال ها و قرن ها ايجاد كرديم.
من سعي كردم با استفاده از المان هاي شاخص هنرهاي دوره هاي مختلف ايران(تيموري،صفوي،قاجار و به خصوص با محوريت اسلام )روابط بين زن و مرد را بررسي كرده و نمايش دهم.


معمولا چیزهایی مثل منافع مادي، استقلال درآمدي، جنبه‌هاي اجتماعي و رشد منش شخصي  از هدف های هنرمندان است. به‌نظر شما هدف خانم‌هاي هنرمند هم در آفرينش‌هاي هنري شان همین چیزهاست؟
–    هر يك از این مواردي كه گفتید با شدت و ضعف‌هاي متفاوت ممكن است براي خانم‌هاي هنرمند هم هدف تلقي شود اما بالشخصه با وجود اهميت درآمدهاي مالي برای من، هدف غايي ام مي‌تواند تحقق خودِ ناگفته ام است از طريق تجسم روياها، آرزوها، دردها و حتي ترس‌هاي انسانيِ انسان اين قرن.
من به‌عنوان يك زن “ماترك” فرهنگي، اجتماعي، تاريخي و سياسي بخشي از جامعه را كه به هر دليلي مغفول مانده از طريق تركيب، بافت، رنگ، چينش عناصر مختلف و … مورد پرسش قرار مي‌دهم اما قضاوت نهايي برعهده من نيست. در واقع راوي حكايت‌هايي مكرر در زباني جديدم.

یک توصيه کنید به هنرمندان تازه‌كار؟
–  زندگي را عميق‌تر درك كنند و بشناسند.


كارهاي آينده و كلام آخر؟
–  كارهاي‌ آينده، از نظر من بازتابي از وضعيت آينده است و كلام آخر را هيچ وقت نمي‌توان بيان كرد.

/انتهای متن/