شهیدان هم مثل ما انسان بودند و انتخابگر

کتاب «‌ظهور» روایتی از زندگي ‌سردار شهيدیست از زبان خودش که می خواهد چهره‌ ای واقعی و نه اغراق شده از شهید به مخاطب عرضه کند ، با تاکید براین مفهوم که او هم انسانی مثل بقیه انسان هاست که حق انتخاب بین خوبی و بدی داشته و در نهایت انتخابی درست انجام داده است.

0

در کتاب ظهور نويسنده ‌سعي‌ دارد خواننده‌ را همراه ‌خود به ‌داخل ‌زندگي‌ شهيد یونس زنگی آبادی بكشاند و لحظه‌ به ‌لحظه‌ همراه‌ شهيد به‌ بيان ‌خاطرات بپردازد. سير وقايع‌ همراه‌ با تفسير و بيان‌ خاطرات‌ گذشته ‌باعث ‌مي‌شود كه‌ خواننده‌ احساس ‌كند در صحنه‌های زندگی شهيد حضور داشته‌ است.‌ بدين ‌ترتيب‌، با شرايط زندگی ‌شهيد، محيط خانوادگی ‌وی ‌و روحيات ‌و صفات ‌و خصوصيات ‌فردی اخلاقی و اجتماعی ‌او آشنا شود.

 

در مورد نویسنده

على مؤذنى متولد ۱۳۳۷ و فارغ التحصیل ادبیات نمایشى است و از جمله نویسندگانی است که کار نوشتن را به شکل حرفه اى دنبال مى کند. مؤذنى از جمله هنرمندانی است که در چند عرصه داستان کوتاه، رمان، داستان بلند، نمایشنامه، فیلمنامه قلم می‌ زند. همچنین وی در حوزه ساخت فیلم نیز فعالیت دارد. وی در حوزه ادبیات دفاع مقدس نیز رویکردى خاص به مسائل دارد .از جمله آثار وی که اغلب با اقبال منتقدان و مخاطبان روبرو شده‌اند و جوایزی را نیز از آن خود کرده‌اند، می‌ توان به موارد زیر اشاره کرد:  

رمان «ظهور» ، رمان برگزیده در سال 78

 کتاب «چهار فصل» ، شامل سه داستان بلند

کتاب «سفر ششم»

 «ملاقات در شب آفتابی» ، برنده جایزه کتاب سال ۷۶

 «دلاویزتر از سبز» ، یکی از برترین داستان‌های شناخته شده در مراسم بیست سال داستان نویسى

«ارتباط ایرانی» ، رمان تحسین شده از طرف شوراى نویسندگان روسیه.

 

راوی خود شهید است

كتاب «‌ظهور» زندگي ‌سردار شهيد حاج ‌يونس ‌زنگي ‌آبادي‌ فرمانده ‌تيپ ‌امام‌ حسين‌ (ع‌) از لشكر 41 ثارا را به ‌تصوير مي‌ كشد.  نويسنده ‌سعي‌ دارد خواننده‌ را همراه ‌خود به ‌داخل ‌زندگي‌ شهيد بكشاند و لحظه‌ به ‌لحظه‌ همراه‌ شهيد به‌ بيان ‌خاطرات بپردازد. نويسنده ‌در داستان، از جانب ‌شهيد مسؤوليت ‌نگارش ‌كتاب ‌را مي‌ پذيرد و در حالي‌ كه ‌شهيد حاج ‌يونس‌ در تمام‌ لحظات‌ همراه‌ نويسنده ‌است‌، به ‌روستاي‌ زنگي ‌آباد سفر می ‌كند و خودش ‌را در سال ها پيش، یعنی ‌هنگام‌ تولد حاج‌ يونس ‌مي ‌يابد. سير وقايع‌ همراه‌ با تفسير و بيان‌ خاطرات‌ گذشته ‌باعث ‌مي ‌شود كه‌ خواننده‌ احساس ‌كند در صحنه‌های زندگی شهيد حضور داشته‌ است‌ و بدين ‌ترتيب‌، با شرايط زندگی ‌شهيد، محيط خانوادگی ‌وی ‌و روحيات ‌و صفات ‌و خصوصيات ‌فردی اخلاقی و اجتماعی ‌او آشنا شود. فرزندان ‌شهيد به‌ عنوان‌ شاهدان ‌در داستان ‌حضور دارند.

رمان با این جمله شروع می شود:

“درست است، خودم هستم، کریم صفایی که با شما در یکی از شب‌های آفتابی این روزگار ملاقات کرده‌ام.”

 

ماوراء و روح در زندگی روزمره

«ظهور» جزو داستان‌هایی است که پای ماوراء و روح را به زندگی روزمره می‌ کشاند، اینجا روح شهید است که با ما سخن می گوید.

باورپذیری در این داستان‌ها بسیار سخت اتفاق می ‌افتد و مسئله اینجاست که در «ظهور» با یک داستان علمی تخیلی مواجه نیستیم و حضور روح شهید جزو اعتقادات ماست. برخورد مؤذنی با حضور روح شهید، خیلی واقع‌گرایانه است و برخلاف نمونه‌های مشابه، شعاری نیست.

چگونگی پذیرش کریم‌ صفایی بیشتر به باور مؤذنی برمی ‌گردد که در شخصیت داستانش ظهور یافته و بعد به مخاطب خودش منتقل می‌شود. این مسئله برای کسانی که به شکلی اعتقادی و عاطفی درگیر داستان شده‌ اند و معتقد به موضوع هستند، چنان که دیده‌ ایم و شنیده‌ ایم، در حد یک واقعیت تاریخی و عینی غیرقابل انکار بوده و شاید هم از آن فراتر رفته است.

 

نویسنده ای  در حوزه ادبیات جنگ

علی موذني با توجه به تعداد آثاري كه طي چند سال اخير نوشته و منتشر كرده، به عنوان يك نويسنده حرفه اي، در معناي فني و فرهنگي كلام، شناخته شده است.

مؤذني را مي توان يكي از انگشت شمار كساني دانست كه در حوزه ادبيات جنگ، چهره شاخص و درخشاني از خود نشان داده اند. كار و ديدگاه او در قلمرو داستان از اصالت و اقتدار و استقلال سخن مي گويد. بارزترين مشخصه دروني و بيروني داستان ها و رمان هاي مؤذني نظارت بر هويتي مستقل در عرصه فرهنگِ مذهبي است.

شايد جوهره مذهبي آثار او را از اين ديدگاه بتوان فراتر از انتزاع و حتي تعهدهاي صرف اخلاقي برآورد كرد، چرا که موذنی نویسنده ای است که برای اصول و اعتقادات خود جایگاه ویژه ای قائل است.

 

شهیدان زنده ترند از ما

در همه داستان کتاب ظهور، شهید چنان با خانواده‌اش زندگی می کند و خانواده‌ اش چنان حضورش را پررنگ می بینند که ما به عنوان مخاطب، احساس می کنیم شهید زنده ‌تر از ماست.  نویسنده تأکید دارد که برای نشان دادن چهره‌ ای واقعی از شهید و نه اغراق شده – با عنایت به این مسئله که شهید هم انسانی مثل من و شما بوده و حق انتخاب بین خوبی و بدی داشته و در نهایت انتخاب درستش این مقام را به او داده،‌ و نه اینکه از ابتدا بهشتی بوده است و همین است که دانستن زندگی اش را برای اطرافیان پرفایده می کند.

در کتاب ظهور نویسنده با قلم زیبا و شیوایش سعی می کند اتفاقات  زندگی شهید را در برهه های مختلف و علی الخصوص آن زمانی که شهید وارد دایره ی تصمیم های اصلی و خاص زندگی اش که انتخاب راهش است می شود، بررسی کند.

 

قسمت هایی از کتاب

” اما چه طور می توانم به آقای کرمانی که با اظهار لطفش مرا نمک گیر عواطف کرده، بگویم که نمی توانم؟ کسر شان نیست؟ و بهتر نیست جای آن که کار را از سر باز کنی، برای رفع این مشکل راه حلی پیدا کنی؟ هر قفلی با کلید خودش باز می شود.

اصلاً چرا مطلب را از اول مرور نمی کنی؟ کلید به قفل همین خاطرات آویزان است. کافی است پیدایش کنی:

خاطرات خواهر شهید درباره ی برادرش… خاطرات برادر شهید درباره ی برادرش… همسرش… مادرزن… پدرزن… و دوستانش…  چیزی که در این خاطرات به وضوح به چشم می آید، این است که انگار همه در تعریف و تمجید از آن شهید با هم مسابقه گذاشته اند.

انگار او هیچ نقطه ضعفی نداشته است. انگار نه آدمیزاد که فرشته ای بوده که از آسمان به زمین فرود آمده تا بی هیچ کشمکشی در انتخاب خیر و شر تنها به کار خیر پردازد و حتی در مقام پیامبری چون یونس نیز قرار نگیرد که به جرم گناهی که مرتکب شد، به کام نهنگی درآمد و تا از آن کام درآید، مویی سپید کرد و جسمش چنان تحلیل رفت که میوه ی کدو به اذن خداوند وارد عمل شد و او را به مهر خویش پرورید.”

 

” این دیگر زنگ نیست، بلکه زینگ است و اصلا بگذارید ببینم این کیست که دست بر نمی دارد و با سماجت منتظر و امیدوار است که یکی از این سوی خط پس از زنگ بیست و پنجم او گوشی را بر دارد”

ـ بله؟

ـ سلام علیکم

ـ علیک

ـ می خواستم بگویم شما می توانید برای رفع این به ظاهر مشکل از جلوه های داستانی برای پرداخت خاطره استفاده کنی و جای دست بردن در آن کاری کنی که خواندنی تر شوند….

سکوت! سنگین شده ام! حیرت کرده ام

ـ شما؟

هستم یونس –

ـ ببخشید، کی؟

  یونس-

وحشت زده گوشی را گذاشتم و با چشمانی از حدقه در آمده به پنجره خیره شدم که در پس خود از میان تاریکی دو چشم را خیره ی من کرده بود! “

/انتهای متن/