آرامشی که از دستگیری به دست می آید

مسیری از آرامش که از دستگیری و یاری‌رسانی به دیگران می‌گذرد، مسیری مطمئن، سرراست و باصفاست ، می شود این مسیر را هم برای رسیدن به آرامش امتحان کرد .

0

نسیم شهسواری/

روزهای کودکی‌ام پر است از خاطراتی که از آقا جون و مادر جون دارم، روزهایی که خاطراتش نه‌تنها لبخند دل‌نشینی را بر لبانم نقاشی می‌کند بلکه لحظه‌ به لحظه و روزبه‌روزش مانند کتابچه گران بهایی است که شیوه و رسم زندگی کردن را به من آموخت.

تصویر آقاجان در ذهنم، با یک تبسم دائمی شیرین نقش بسته است، تبسمی که  اتفاقات روزهای زندگی گاهی آن را پررنگ ‌تر و گاهی کم‌رنگ ‌تر می‌کرد، تبسم شیرین و عمیقی که ریشه‌اش از آرامشی لطیف و دائمی خبر می‌داد.

این بار وقتی در میان همه کارهای آرام ‌بخش دنیا، جستجو می‌کردم یاد لبخندهای پدربزرگ افتادم، لبخندهایی که همیشگی بود و گاه رنگ و رویش بیشتر و گاه کمتر می‌شد.

یادم آمد آن عصر پاییزی را، همان روزی که پررنگ‌ترین لبخند بر پهنای صورت آقا جون ثبت شد، همان بعدازظهر پاییزی که من معنا و مفهوم دستگیری کردن و کمک کردن را فهمیدم، از آن روز بود که فهمیدم هیچ‌گاه لبخند آقا جون به پررنگی لحظاتی نیست که می‌تواند، دستی را بگیرد، دلی را خوشحال کند و یا پناهگاه امنی برای دردمندی شود.

هیچ‌چیز به‌اندازه دستگیری و کمک کردن، نگاهش را پر از آرامش و لحظه‌اش را پر از شادی نمی‌کرد.

از تفسیر لبخندهای آقاجون و از مرور خاطرات تاریک‌روشن، دوران کودکی‌ام، فهمیدم که دستگیری از نیازمندان، دادخواهان و افتادگان آرامشش، آرامشی عمیق، دوست‌داشتنی و شادی‌آفرین است.

 هر چه بیشتر نگاه می‌کنیم و زندگی آدم‌های راضی و آرام را جستجو می‌کنیم راه‌های بیشتری را برای دست‌یابی به آرامش و رضایت می‌یابیم و آن موقع است که با تعجب با خودمان میگوییم : آب در کوزه ما تشنه‌لبان می‌گردیم.

راستی تابه‌حال شده است که نگاهی به سبک و روش و منش زندگی خود بکنیم و از خودمان بپرسیم، در تمام‌روزهای گذشته از عمرمان چند بار دستی گرفته‌ایم و مرهمی بر درد دیگری شده‌ایم؟

شده است روزی را با دستگیری آغاز کنیم و اثرات دعای پیرزن خمیده پشت را در ساعت‌های و ثانیه‌های روزمان ببینیم.

دستگیری از دیگران نه‌تنها حال ما را خوب می‌کند بلکه سایه‌ای از رضایت  و شادمانی را بر زندگی‌مان می‌اندازد و دستی پشتیبان  از آسمان را به سویمان دراز می‌کند تا در هنگام افتادگی مددرسانمان باشد.

شاید همه ما بارها و بارها این شعر را خوانده باشیم که می‌گوید:

صدها فرشته بوسه بر آن دست می‌زند                                            کز کار خلق یک گره‌بسته وا‌کند

مسیری از آرامش که از دستگیری و یاری‌رسانی می‌گذرد، مسیری مطمئن، سرراست و باصفا است.

این مسیر را هم امتحان کنید.

/انتهای متن/