نمایشی اغراق آمیز از هژمونی امریکا

فصل سوم سریال خانه ی پوشالی موجب بازخوردهای مهمی نه فقط در سطح منتقدین بلکه در سطح سیاستمداران برجسته امریکایی شد و این سوال را در ذهن بسیاری از متفکرین ایجاد کرد که اصولا فلسفه ساخت چنین سریال هایی چیست؟ آیا قرار است چهره فریبکارانه و خشن امریکا حتی بزرگتر و اغراق شده تر از حد واقعی به جهانیان نشان داده شود؟

0

فاطمه قاسم آبادی/

در تمام طول پخش سریال خانه پوشالی ، منتقدان با سریال همراه شدند و با ارزیابی های مثبت  به  آن اقبال کردند. اما واکنش سیاستمداران امریکایی حتی در سطح رئیس جمهورها هم به این سریال قابل تامل و جالب است.

 

نظر اوباما

باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، خیلی کنایه آمیز از علاقه اش به فصل دوم و سوم این سریال پرده برداشت:

” ای کاش همه چیز می توانست به همان اندازه بی رحمانه اما تاثیرگذار باشد… حقیقت دارد. همین طور که به کوین اسپیسی نگاه می کردم، داشتم با خودم فکر می کردم این بابا باعث شده کلی کار انجام بشود.”

جالب تر اینکه درست یک شب قبل از انتشار فصل دوم، کسی که مسئولیت به روزرسانی توییتر اوباما را به عهده دارد، توییتی منتشر کرد با این مضمون:

” لطفا داستان فصل جدید را در فضای آنلاین لو ندهید.”

کوین اسپیسی نیز در گفت و گویی که با نشریه گاتهام داشت، اعلام کرد بیل کلینتون به او گفته است:

” 99درصد از کاری که در «خانه پوشالی» انجام می دهید، واقعی است. یک درصد باقی مانده ای را هم که به خطا رفته ای، آن جایی است که برای مثال هرگز نمی توان یک لایحه آموزشی را در چنین مدت کوتاهی که در سریال نشان داده شده است، در سنا تصویب کرد!”

بیل کلینتون همچنین در یک برنامه تلویزیونی به شوخی گفت دلش می خواست زمانی که رئیس  جمهور بود، سریال «خانه پوشالی» را دیده بود و می دانست چطور باید آدم کشت!

 

کلیر، فرانک را ترک می کند؟

کلیرهمسر فرانک یکی از مرموز ترین شخصیت های این سریال است. این زن پنهانکار که دربیشتر جنایت های شوهرش فرانک یا دوشادوش او با او همکاری می کند یا با سکوتش از مداخله بر علیه فرانک جلوگیری می کند، در تمام این سه فصل با محافظه کاری قدرت خودش و همسرش را حفظ می کند اما در پایان فصل سوم روابط این دو تغییر می کند و رو به تیرگی می گذارد.

به‌هم ‌خوردنِ رابطه ‌ی دو کاراکتر قدرتمند سریال مثل فرانک و کلیر از بخش‌های قابل پیش بینی داستان «خانه‌ی پوشالی» بود. این مسئله یکی از آن موانع سد راه فرانک است که او نه تنها نمی ‌تواند او را به راحتی از میان بردارد، بلکه حتی برای پیروزی در انتخابات هم به جنبه‌ ی نمایشی همسرش احتیاج داشت.

در این بین، کلیر تنها کاراکتری در سریال است که فرصت، جرأت و اجازه‌ ی زیر سوال بردن کارها و تصمیماتِ فرانک را دارد و قادر است بدون اینکه آسیب ببیند، موی دماغِ فرانک شود. او از این قابلیت در این فصل بیشتر از هر وقت دیگری برای اذیت کردن فرانک استفاده کرد. البته اعتراضات کلیر به فرانک در این فصل به نوعی اعتراض به عوض شدن توازن قدرت بین او و شوهرش فرانک است که کاملا قابل پیش بینی بود، اکنون در پایان فصل سوم فقط باید در انتظار عواقب این جدایی در بقیه سریال نشست.

 

اظهار نظر بازیگر سریال در مورد ایران

رابین رایت بازیگر نقش کلیر و کارگردان یکی از قسمت های سریال خانه ی پوشالی، به خاطر علاقه ی شخصی اش به سیاست، نظرات جالبی در مورد این سریال و پخش آن در کشوری مثل ایران داشته است.

او در یادداشتی که در نیویورکر درباره پخش این سریال در ایران چاپ کرد، پخش این سریال را به نزدیک شدن به زمان انتخابات آمریکا مرتبط کرده و به سانسور بخش‌هایی از این سریال در نسخه به نمایش درآمده در ایران اشاره کرده است( ممیزی که البته اگر انجام نمی‌شد، امکان نمایش این سریال در ایران وجود نداشت).

این بازیگر، خانه ی پوشالی را یک مجموعه جذاب برای محافظه کاران ایران قلمداد کرده که همان چهره مورد اشاره ایران از آمریکا یعنی یک شیطان بزرگ را به نمایش می‌گذارد.

رابین رایت از یکی از وب ‌سایت‌های داخلی ایران برای اثبات ادعایش نقل قول می‌کند:

” خانه پوشالی به طرز ماهرانه ‌ای، فریب در فضای سیاسی پیچیده تمدن لیبرال آمریکا را نشان می‌دهد که خیانت و جنایت در پشت پرده آن جریان دارد.”

رابین رایت همچنین به توجه ویژه ایران به انتخابات آمریکا و پخش مناظره انتخابات ریاست جمهوری آمریکا از تلویزیون ایران و ترجمه همزمانش اشاره کرده، آن هم وقتی که سخن از تعرض جنسی ترامپ و احتمال به زندان افتادن کلینتون در این مناظره‌ها به میان آمده است.

رابین رایت به توییت رهبر انقلاب نیز اشاره می‌کند و تاکید دارد:

 حتی ایشان نیز در این زمینه موضع‌گیری داشته است؛ توییتی که حاوی موضع‌گیری اخیر رهبر انقلاب با این مضمون است که :

” رقابت های انتخاباتی در امریکا و موضوعات مطرح میان دو کاندیدا، نمونه ای بارز و آشکار از نتایج نبود معنویت و ایمان در صاحبان قدرت است.”

 

 نمایشی اغراق آمیز از قدرت امریکا

به چه علت دولت آمریکا (بر خلاف همه دولت ها) اجازه می دهد مناسباتش این گونه در دنیای ادبیات یا سینما و هنر به چالش کشیده شود و نقد شود یا به عبارتی افشا شود؟ آیا افشای مناسبات شدیدا بی رحمانه و شیطانی در دولت آمریکا به این میزان از بی پردگی، یک فریب و دسیسه توسط خود دولت امریکا نیست؟ آیا کار و اهداف سازندگان فیلم ها به عنوان بخشی از سیستم کلی جامعه و سیاست آمریکا خود به خود در خدمت کل سیستم نیست؟

علت اظهارنظر سیاستمداران در رده اوباما درباره این سریال و امثال آن و انتشار آن در سطح مردم عامه جامعه چیست؟

متفکران زیادی تلاش در پاسخ دادن به این پرسش ها کرده اند که البته هر کدام از این پاسخ ها هم با توجه به جهت گیری های متفاوت منتقدین با بازخوردی همراه شده است، اما آنچه که مسلم است خونسردی و تائید سیاستمداران آمریکایی نسبت به این سریال، حاکی از این است که نه تنها آنها در نمایش چهره ای فریبکارانه و خشن از خود هیچ نگرانی ندارند، بلکه برعکس عمد دارند که این چهره نشان داده شود و حتی بزرگتر و اغراق شده تر از حد واقعی هم به مردم امریکا و هم به مردم سایر نقاط جهان باورانده شود . در واقع نشان دادن چنین چهره ای از قدرت بی حد حصر امریکا به همه جهانیان از نظر کارگردانان اصلی سیاست در این کشور، رمز حفظ و بقای هژمونی امریکاست در کل دنیا؛ قدرتی که برای هیچ کار خلاف اصول خود، ملزم به پاسخ گویی به هیچ مرجعی نیست.

در هر حال خانه‌ پوشالی توانسته فریب و دغل بازی را در ساحت پیچیده سیاسی تمدن لیبرالی آمریکا به زیبایی به تصویر بکشد و اینکه در پشت ‌پرده ی حکومت‌ داری این کشور، چه خیانت‌ها، قدرت‌طلبی‌ها، شهوت‌ رانی‌ها و جنایاتی نهفته است را با هنرمندی عنوان کرده است.

 

مناظراتی که هیجان انگیز است و الگو

یکی از نکات جالب که در اواخر فصل سوم سریال به نمایش درآمد،  مناظره‌های انتخاباتی بود که اتفاقا با آنچه در همین اواخر در جریان انتخابات ریاست جمهوری در آمریکا گذشت، مطابقت دارد؛ گویی سناریویی واحد بوده که یک بار در سریال خانه پوشالی اجرا شده و یک بار هم در جریان انتخابات اخیر امریکا؛ مناظره ای که علی الظاهر در آن هر یک از کاندیداها با تمام قوا و به دور از هر نوع ملاحظه اخلاقی همدیگر را لجن مال می کنند تا به این ترتیب فضایی دوقطبی را در انتخابات تصویر کنند و به این ترتیب افکار عمومی را برای یک حضور هیجانی و پرشور در پای صندوق رای تحریک نمایند. ضمن این که نشان دادن چنین فضایی در انتخابات به عنوان یک الگو به بعضی کشورهای جهان سوم و بخصوص کشور ما این امید را برای امریکایی ها به وجود می اورد که بتوانند در کشوری مثل ایران هم چنین فضایی را در انتخابات رقم بزنند؛ گیرم که در امریکا این فضای دوقطبی بیشتر نوعی نمایش و بازی است و البته در این نوع کشورها فضای دو قطبی به واقعیت تبدیل می شود و در باور عمومی رسوخ می کند.

 

حق با قدرتمندان است

این دید مغرورانه و خودشیفته ی آمریکایی که وقتی قدرت در دست تو باشد، مجاز به انجام هر عملی هستی در جای جای این سریال به تصویر کشیده شده است.

در خانه ی پوشالی سیاستمداران به نسبت قدرتی که دارند خود را مجاز به انجام هر عملی می دانند، خیر و شرش هم مهم نیست، که این به نوعی سیاست کلی آمریکا را در مورد عملکردش در کل جهان توجیه می کند.

سریال خانه ی پوشالی با اینکه تنها سه فصل از آن، از شبکه ی نمایش پخش شده توانسته است، مخاطبین بسیار زیادی را پای تلویزیون بکشاند و با استقبال زیادی روبرو شده است.

در حال حاضر ما منتظر پخش فصل چهارم این سریال هستیم و این در حالی است که در آمریکا ساختن فصل پنجم هم رسما کلید خورده است و قرار است تا سال آینده در امریکا پخش شود و نمایی دیگر از بازی های  سیاست بازان آمریکایی را به نمایش درآورد.

قسمت دوم

نمایش شخصیت های خاکستری بعد از ریاست جمهوری

/انتهای متن/