آیا دانشگاه یک سکوی پرتاب است برای دانشجو؟

به بهانه روز دانشجو با چند دختر دانشجو صحبت کردیم. از نظر بعضی از آنها دانشگاه یک پله وسکوی پرتاب است که باعث تحول فکر و اندیشه انسان می­ شود و می تواند علاوه بر سطح تحصیلات، سطح درک و شعور دانشجو را بالا ببرد.

0

در تاریخ کشور ما روز شانزدهم  آذرماه روز مهمی است؛ روزی در سال 1332 که سه دانشجو همچون سه قطره خون  بر چهره دانشگاه چکیدند با شهادت شان و  این روز سرد پاییزی را برای همیشه در تاریخ کشورمان تازه و گرم نگاه داشتند. 16 آذر روز دانشجو را بهانه ای کردیم برای صحبت با چند دختر دانشجو.

 

دانشجویی در این روزها

شاید این روزها دیگر به لطف پیدایش انواع و اقسام دانشگاه ­ها، دانشگاه رفتن و دانشجو شدن ابهت قدیم­ها را نداشته باشد، اما نمی شود منکر شد که هنوز هم دانشجو بودن و دانشگاه رفتن برای خیلی از جوان های ما یک ارزش است و آرزو. درست است که امروز دیگر هر دانشگاه رفتنی به  معنای بالا رفتن سطح علم و سواد هم نیست و دانشجوفقط با قصد مدرک گرفتن، راهی دانشگاه می شود، اما به هر حال هنوز هم راه رسیدن به دانش و تخصص دانشگاه است.

به مناسبت  روز دانشجو با چند دختردانشجو در موقعیت­ها، رشته­ها و دانشگاه­های متفاوت صحبت کردیم تا ببینیم حال و هوای دانشجویی در این روزها چگونه است.

 

عاشق درس خواندنم

حمیده سوری دانشجوی سال دوم مقطع دکترا در رشته فیزیک  در دانشگاه ملایر است. او متأهل و صاحب دو فرزند قد و نیم قد است. با اینکه وقت سرخاراندن ندارد اما دست از درس خواندن و ادامه تحصیل برنداشته و می­گوید:

“من عاشق درس خواندنم و با تمام قوا و تا جایی که باید، ادامه می­دهم. رشته ما طوری است که هر روز اطلاعات جدیدی در آن پیدا می­ شود. همین ویژگی باعث جذابیت این رشته برای من شده است. علاوه بر اینکه معتقدم وقتی چیزی را شروع می­کنم، باید آن را ادامه دهم و به ثمر برسانم.”

 

دانشگاه یک سکوی پرتاب است

حمیده دید مثبتی به دانشگاه و به فضای علمی دارد و معتقد است:

“دانشگاه یک پله و یک سکوی پرتاب است که باعث تحول فکر و اندیشه انسان می­ شود. دانشگاه پتانسیل این را دارد که علاوه بر سطح تحصیلات، سطح درک و شعور دانشجو را بالا ببرد. این موضوع بستگی دارد که دانشجو با چه طرز فکر و با چه قصد و نیتی وارد دانشگاه شود.”

 

ازدواج مهم تر از درس خواندن است

از او می پرسیم که اهمیت ازدواج برای شما چه روزیست. این دانشجوی مقطع دکترا ازدواج را جزء اصلی فرآیند زندگی و مهم تر از درس خواندن عنوان می­کند و می­گوید: 

“به نظر من می­توان درس خواندن را برای ازدواج عقب انداخت اما نباید ازدواج را برای ادامه تحصیل به زمان دیگری موکول کرد. مسلماً ازدواج مهم تر از درس خواندن است. ازدواج باعث تکامل زن و مرد می­شود. اگر کسی واقعاً به ادامه تحصیل علاقه­مند باشد می­تواند همزمان با ازدواج، درس و تحصیل را ادامه دهد. ولی اینکه آن را بخاطر تحصیل کلاً رها کند عقیده خوبی نیست.”

 

منابع علمی ما فسیل شده ­اند

حمیده از اینکه دانشگاهش در محل سکونتش قرار دارد، بسیار راضی و خوشحال است. اما درباره مشکلاتی که در روند تحصیلش قرار دارد می­گوید:

“کمبود بودجه برای تحقیق و پژوهش مهمترین مشکل دانشگاه ما به شمار می­آید. همچنین در سطح کلان که همه دانشگاه­ ها و رشته­ ها با آن درگیر هستند این است که منابع علمی ما کامل و به روز نیستند. هنوز از همان منابع علمی سال ­ها پیش استفاده می­شود.”

او با توجه به فعالیت­های بسیاری که در زمینه زندگی و فرزندپروری دارد، ظاهراً نمی­تواند فعالیت غیردرسی داشته باشد اما می گوید که در دوره کارشناسی پا در کفش جماعت خبرنگار گذاشته بوده و سردبیری نشریه دانشجویی دانشگاه­ شان را بر عهده داشته است.

 

تمام رشته های تجربی را دوست داشتم

نرگس مستجابی دانشجوی سال پنجم رشته پزشکی در دانشگاه علوم پزشکی تهران است. نرگس از آن دختران خیلی پرانرژیست و  نسبت به همه چیز دید مثبتی دارد.  در صحبت­هایش اثری از ناراحتی یا گلایه نسبت به امور جاری دیده نمی­شد. یک روز تعطیل با او به صحبت نشستیم و با اینکه مهمان بود، جواب تک تک سوال­هایمان را داد.

نرگس می گوید که از همان مقطع پیش دانشگاهی عزم خود را جزم کرد تا در رشته پزشکی قبول شود و تحصیلاتش را ادامه دهد. او می­گوید:

 “علی رغم علاقه شدید به درس فیزیک، رشته تجربی را انتخاب کردم. چون تمام رشته­های دانشگاهی ­اش را می­پسندیدم. فقط سال آخر تصمیم گرفتم انتخاب رشته ­ام را محدود کنم و قبولی در رشته پزشکی را هدف خود قرار دادم.”

 

اساتید بالینی عالی هستند

او هم رشته­اش را دوست دارد، هم اساتیدش راو هم از دانشگاهش خیلی راضی است.

 “در رشته پزشکی بعد از سه سال درس خواندن در دانشگاه وارد بیمارستان می­شویم که به این دوره بالینی می­گویند. اساتید این دوره همان دکترهای بیمارستان هستند. اساتید رشته ما به خصوص اساتید بالینی علاوه بر شخصیت ­شان در نوع برخورد و نحوه آموزش، عالی هستند. این ویژگی دوست داشتنی دانشگاه ماست.”

 

یاد گرفتن به آدم قدرت می­دهد

آن طور که از حرف­های این دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی تهران برداشت می­شود، درس خواندن و به خصوص پزشکی خواندن بسیار دوست داشتنی است:

“به طور کلی درس خواندن را دوست دارم. یاد گرفتن هر چیزی به آدم قدرت می­دهد. به هرحال در زندگی با بن بست­های بسیاری مواجه می­شویم. هر هنر و فنی که فرد در آن تبحر و حتی تجربه داشته باشد، به نوعی راه دررو از یک بن بست زندگی به شمار می­آید. خاصیت رشته ما این است که بعد از سه سال شیرینی­اش شروع می­شود. رشته بسیار سختی است ولی ارتباط مداوم با آدم­ها به عنوان بیمار واقعاً آن را شیرین و لذت بخش می­کند.”

 

الان اولویت من خانواده است

این دانشجوی سال پنجم رشته پزشکی متأهل است و ازدواج را یک مانع برای ادامه تحصیل نمی­داند:

“به نظر من موضوع ادامه تحصیل بستگی به فرد و رشته­اش دارد. رشته ما طوری نیست که دانشجوی آن صبر کند تا درسش تمام شود و بعد ازدواج کند. چون تمام شدن آن راحت نیست و زمان می­برد. ولی وقتی در کنار درس، زندگی و ازدواج هم باشد، اهمیت درس و ازدواج ادغام می­شود. یعنی یکی از ملاک­های ازدواج می­شود درس خواندن و ادامه تحصیل. ولی بعد از تشکیل خانواده، اولویت من خانواده است.در عین حال این موضوع باعث نشد که من به هر قیمتی ازدواج کنم. اگر مورد ازدواج حتی بسیار خوب هم ولی به خاطر آن باید درس را رها می­کردم، مسلماً حاضر به قبول آن نمی­شدم. موردی که بخواهد درس و تحصیلی که برای آن بسیار زحمت کشیدم را رها کنم به نظر من مورد خوبی برای ازدواج نیست.”

 

وقت کم دارم

با این شرایط طبیعی است که نرگس مهم ترین مشکل در درس و دانشگاهش را کمبود زمان عنوان کند. او می­گوید:

“از طرفی وقت کم دارم و از طرف دیگر کیفیت زمان­هایی که برای مطالعه می­گذارم، کم است.”

با این همه او در بسیج دانشگاه فعال است و در کلاس­های مدرسه قرآن دانشگاه تهران هم شرکت می­کند. 

 

دوست خوب نعمت است

نرگس، دانشگاه را جامعه مینیاتوری برای تمرین جوان­ها تعریف می­کند و معتقد است با مدرسه خیلی فرق دارد. او به دخترهایی که هنوز وارد دانشگاه نشده­اند، پیشنهاد می­کند قبل از ورود به دانشگاه یک سری مسائل را برای خودشان حل کنند.

“قبل از اینکه وارد دانشگاه شوند برای خود تصویر بزرگی از دانشگاه نسازند و یک سری مسائل را برای خودشان حل کرده باشند. اینکه چه رفتاری را نمی­پسندند و چه آینده­ای را برای خودشان در نظر دارند. مهمتر از همه اینکه برای پیدا کردن “دوست خوب” خیلی دعا کنند. به عقیده من دوست خوب را نمی­توان به دست آورد، بلکه این موضوعی است که خدا به هر کس که بخواهد می­دهد و بنده­ای که چنین نعمتی نصیبش شده، فقط باید آن را نگهداری کند.”

 

 ادامه دارد

 /انتهای متن/