دل سگ

رمان دل سگ نوشته میخائیل بولگاکف يك رمان ضد انقلابی است كه در اوايل انقلاب روسيه  نوشته شده در اعتراض به انقلاب بلشویکی .

0

 فاطمه قاسم آبادی/

 رمان “دل سگ” ، داستانی علمی، تخيلی است که بسيار هنرمندانه نوشته شده است.  رمان «دل سگ»، يك رمان ضد انقلابی است كه در حدود سال‌های ۱۹۲۵ يا ۱۹۲۶ – يعنی همان اوايل انقلاب روسيه – نوشته شده و نويسنده‌اش به انقلاب و به بعضی از كارها معترض است…

میخائیل بولگاکف این کتاب را چند ماه پس از مرگ لنین نوشت و تمثیل بُرنده‌ای است دربارهٔ انقلاب روسیه.

 سگ در این داستان، نماد مردم روسیه است که قرن‌ها تحت ستم و خشونت بوده و با او همچون حیوانات رفتار کرده‌اند. جراح عجیب داستان، تجسم حزب کمونیست (یا شاید خود لنین) است ، فیلیپ فیلیپوویچ «پزشک جراح» که گفتیم،  نماینده روشنفکران کمونیست است در جهت انقلاب برای تغيیر شرایط، دست به اقداماتی می‌زند و عمل پیوند که برای تبدیل سگ به موجودی شبیه انسان است، خود انقلاب است. در پایان نویسنده، اقدامات انقلابی روشنفکران در جامعه‌ی  پیش رو را، مورد تردید و شکست خورده اعلام می‌کند.

 و این علت را با ارائه معلول‌هایی مختلف اثبات می‌کند .

رمان اینطور شروع می شود :

“صدای جامعه یک حرف است عوعو عو…”

درابتدای رمان توصیف هوشمندانه نویسنده با صدای سگی ولگرد که جامعه مفلوک رمان را نشان می‌دهد توصیف ایجازی زیبایی ست از جامعه مورد برسی بولگاکف. صدای جامعه یک حرف است که بایک آهنگ تکرار می‌شود: فق، آنقدر تکرار می‌شود که به مرور دیگر شنیده نمی‌شود. طوری‌که انگار هیچ صدایی برنمی‌آید و همه به زندگی خود ادامه می‌دهند.

در ابتدا پزشک ما هیچ توجهی به جامعه بیرون از خود ندارد و برای او اهمیتی ندارد که بیرون از او چه می‌گذرد. این مسئله به خوبی در داستان با بی‌اعتنائی فیلیپ فیلیپوویچ در برابر صدای عو عو عو… سگ ولگردی که در خیابان پرسه می‌زند و حتی تا نزدیکی او هم می‌آید نشان داده می‌شود.

کمی که می‌گذرد متوجه می‌شود که می‌تواند با کمترین هزینه ممکن ازجامعه خود به عنوان مورد آزمایشی برای اثبات نظریه‌اش استفاده نماید.

سگ که در این رمان به خوبی نماد جامعه را ایفا می‌کند. با توجه به سرخوردگی‌ها، فقرهای مادی و فرهنگی، به تحقیر در رمان آمده است :

 «”وقتی می‌توانید بوی گوشت را از یک کیلومتری بشنوید، دیگر چرا به خودتان دردسر بدهید و خواندن یاد بگیرید؟ چهل هزار سگ توی مسکو هستند. و شرط می‌بندم که یکی از آنها هم آنقدر گیج و منگ نباشد که نتواند کلمه‌ی سوسیس را هجی کند.»”

در “دل سگ”با پزشک جراحی همراه هستیم که نماد روشنفکر زمان خود است. او بسیار زبردست و ماهر و قابل‌اعتماد است و به درخواست بیمارانش زشتی‌ها و گژی‌هایی که بر بدن آنهاست و بیمارانش را آزار مي‌دهد، برطرف می‌کند. در این‌رابطه از تمامی علم پزشکی دنیا استفاده می‌کند حتی گاهی با پیوند اعضای حیوانات به بدن بیمارانش مشکل بیمار خود را حل می‌کند.

میخائیل بولگاکف انقلاب روسیه را کوشش در بیراهه‌ی شنیعی می‌داند که می‌خواهد کار محال –یعنی تغيیرات سرشت آدمیزاد- را به انجام برساند. او هشدار می‌دهد که سرنوشت آدمیزاد با توحش عجین است و انسان کمی بیش از ابلهی است که به او قبولانده‌اند هسته‌ی آفرینش است.

این رمان در ایران نقد و نظرهای متفاوت و بعضاً متضادی برانگیخت.  رهبری انقلاب اسلامی در دیدارش با هنرمندان در تاریخ ۴/۷/۱۳۷۰ شمسی ضمن پیش کشیدن هنر انقلابی این رمان را با دیگر رمان‌های انقلاب شوروی قیاس می‌کند و تلویحاً علت این را که رمان به توفیق درخور خود نرسیده، مخالفت با نفس انقلاب می‌داند. این گفتار که در سایت او[۳] نیز آمده بطور خلاصه چنین است:[۴][۵]

    “من اگر بخواهم يك نمونهٔ كامل اين موضوع را برای شما مطرح كنم، بايد از يك رمان نام ببرم. من رمانی به نام «دل سگ» خواندم، كه نويسنده‌اش روسی است. اين رمان، داستانی علمی، تخيلی است و… اين رمان، رمان كوچكی هم هست؛ اما بسيار هم هنرمندانه است. اين رمان در ايران هم ترجمه شده و چاپ گرديده است؛ ولی شماها اسمش را هم نشنيده‌ايد. رمان «دل سگ»، يك رمان ضد انقلابی است كه در حدود سال‌های ۱۹۲۵ يا ۱۹۲۶ – يعنی همان اوايل انقلاب روسيه – نوشته شده و نويسنده‌اش به انقلاب و به بعضی از كارها معترض است و آن‌ها را مسخره كرده است؛ مثل همين كارهايی كه در اين‌جا هم نظيرش را ديده بوديم. اين اثر، اصلاً جزو ادبيات روسيه نيست. اين رمان می‌توانست در دنيا پخش بشود. نمی‌شود گفت كه آن‌جا پشت پردهٔ آهنين بود، يا در زمان استالین بود؛ نه، چرا در دنيا پخش نشد؟ چرا به عنوان يك اثر برجسته در دنيا ظهور پيدا نكرد؛ در حالی كه «دن آرام» در دنيا به عنوان يك اثر برجسته مطرح است – بحث روسيه نيست – و به زبان‌های زندهٔ دنيا هم ترجمه شده است؛ يعنی اثر انقلاب است چیزی که نویسنده آن را از هر نوعش که باشد حقیر می شمارد…”

رمان دل سگ با توجه به تفکرات نویسنده اش در زمان خودش به موفقیت زیادی نرسید ولی چندی بعد به خاطر نگاه تحقیر آمیزش نسبت به انقلاب و تنفر نویسنده نسبت به کمونیست ها ، مورد حمایت بسیار زیادی قرار گرفت .

در هر حال نوع نگارش نویسنده و نگاهش به جامعه ی از هم پاشیده ی روسیه بعد از انقلاب، هر چند تلخ و سیاه است ولی به خوبی نشان دهنده ی فضای بسته و پر از تنش آن زمان روسیه است.

/انتهای متن/