باربی‌ مثل من شد

باربی عروسک معروف و محبوبی است که قرار است همه دخترها مثل او شوند، اما… این خاطره رو با هم بخونیم:

1

سرویس زنگ تفریح به دخت/

عروسک باربی رو وقتی کلاس سوم بودم شناختم…
دست و پاش ۹۰درجه کج و راست میشد و انگشتای ظریفی داشت..
و این برای من که عاشق چیزهای کوچولو و ظریف (مث خونه کوچیک،ماشین کوچیک) بودم رویا بود…
خونه یکی از دخترهای افه ای فامیل بودیم
که برای آب کردن دل من ، کمد باربی هاشو بهم نشون داد…

باباش وقتی سفرهای دریایی می رفت یکی از اینا رو براش می آورد… عید اون سال مامانم بعد از اصرار فراوان برام یکی از اونا رو با تمام وسایلش خرید…. اون سال من به تکلیف رسیده بودم و باربی من لباس درست و حسابی نداشت….مامانم قاطیِ بازی کردن من می شد و میگفت آخه اینکه اینطوری نمی تونه بره بیرون…
و براش یه شلوار و چادر نماز و یه چادر مشکی دوخت با مقنعه….
فکر می کنید چی شد؟
زانوهای باربی ام شکست….

چون با من نماز می خوند و من وقت تشهد برای اینکه روی دو زانو بشینه زانوهاشو تا ته خم می کردم…

و طبعا یک باربی آمریکایی عادتی به دو زانو چهار زانو نشستن نداره و اصلا خمی زانوهاش تا این حد طراحی نشده….

من بعد از اون ۵ -۶ تا باربی دیگه خریدم و همشون بعد از دو روز زانو نداشتند…

داشتم فک می کردم چقد تحت تاثیر این عروسک بودم؟
مامانم یه کاری کرد که من فک کنم بازیه
ناخناشو با هم کوتاه کردیم چون می رفت مدرسه

لاکاشو پاک کردیم…
موهاشو بافتیم
مث خودم چادر سرش کردم

و نماز جمعه هم می رفت…
مامانم خیلی ساده نذاشت من مث باربی بشم چون باربی مث من شد…

 /انتهای متن/