حالا پشت صحنه، بازی زیبای کلمات

حالا پشت صحنه” مجموعه کاریکلماتورهایی است که به قول خود شاعر تکنیک را، بدون بار اخلاقی و اجتماعی یا سیاسی، به کار می برد و ، خواننده فقط بازی با کلمات را در آن در می یابد، نه چیز دیگر.

1

سرویس فرهنگی به دخت/

“حالا پشت صحنه” مجموعه کاریکلماتورهایی است از محمدتقی حرآبادی فراهانی.

این کتاب تجربه دوم شاعر است.  قبلا کتاب “وقتی واژه ها می اندیشند” از او منتشر شده است. در مقدمه کتاب نویسنده در مورد کاریکلماتور می گوید:

” کاریکلماتور که می تواند نمونه ای ازشعر طنز و بی وزن ادبیات نو باشد، نوعی شعر افلاتونی است. در کاریکلماتور هر جا که شاعرتکنیک را، بدون بار اخلاقی و اجتماعی یا سیاسی، به کار می برد، خواننده فقط بازی با کلمات را در آن در می یابد، نه چیز دیگر.

چند کاریکلماتور از کتاب حالا پشت صحنه را بخوانید:

  • از عارف پرسیدند: خدار ا چه وقت شناختی؟

جواب داد: از روزی که فهمیدم خدایی که تو می گویی وجود ندارد!

  • دروغ گو، وقتی فهمید که به خدا نمی شود دروغ گفت، دشمن خدا شد!
  • خیلی وقت ها غلط دیگران را می گیریم تا به خودمان نمره بدهیم.
  • اگر به پشت سرت نگاه کنی، مادر فداکارت را می بینی ،که میان مرگ سالاری و مردسالاری تو ایستاده است!
  • اگر عمله فکرت ابشی ، روزی معمار خواهی شد!
  • مغز هر کسی به اندازه دنیاست، اما دنیاها به یک اندازه نیستند!
  • رن و شوهرها، وقتی تمام تکیه گاه ها را امتحان کردند، آن وقت به خودشان تکیه می کنند.
  • سال تولد خانم ها، جزو اسرار است، اما روز تولدشان صدر اخبار!
  • اگر جرأت داشته باشی بر پله هایش پای بگذاری، زن می تواند نردبان ترقی مرد باشد!
  • زن پیچکی است که اگر به دور خودش بپیچد، به هیچ سپیداری تکیه نمی کند!

ناشر “حالا پشت صحنه” انتشارت سمرقند است که در سال 1390 این کتاب را در 115 صفحه منتشر کرده است.

ف.م / انتهای متن/