سری به دنیای مردانه

چه کسی می گوید زنها فقط برای خودشان یقه چاک می دهند و فقط به فکر احیای حقوق خودشان هستند. این هم بیانیه یک زن در دفاع از مردان.

4

سرویس ما و زندگی به دخت/

یک وقت هایی فکر می کنم مرد بودن چقدر می تواند غمگنانه باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمی گوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمی کند. هیچ انجمنی با پسوند «… مردان» خاص نمی شود. مرد ها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلند گو دست گرفته اند و از حقوق و درد ها و دنیای زنان می گویند. در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مرد هاست. یکی از همین مرد هایی که دوست مان دارند. وقتی می خواهند حرف خاصی بزنند هول می شوند. حتی همان مرد هایی که دوست مان داشتند ولی رفتند…

یکی از همین مرد های همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع می کنند. و مدام باید عقب باشند.  مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل… همه از مرد ها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوش تیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی… و خدا نکند یکی از اینها نباشند…

ما هم برای خودمان خوشیم! مثلا از مردی که صبح تا شب دارد برای در آمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب، برای ما که عشق شان باشیم، به قولی سگ دو می زند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویلون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویلون می زند، توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد. توقع داریم همزمان دوست مان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداری مان بدهند، خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه مارا با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم، بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم، دوست داشته باشند و دوست های دوران مجردی شان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع قربان صدقه مان بروند و هیچ زن زیباتری را اصلا نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!

مرد ها دنیای غمگین صبورانه ای دارند. بیایید قبول کنیم. مرد ها صبرشان از ما بیشتر است. وقت هایی که داد می زنند، وقت هایی هم که توی خیابان دست به یقه می شوند، وقت هایی که چک شان پاس نمی شود، وقت هایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمی دهند، وقت هایی که عرق کرده اند، وقت هایی که کفش شان کثیف است، تمام این وقت ها خسته اند و کمی غمگین. و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را دوست دارند. دوست مان دارند و ما همیشه فکر می کنیم که نکند من را برای خودم نمی خواهد برای زیبایی ام می خواهد؟ نکند من را برای شب هایش می خواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم می خواهد؟ در حالی که دوست مان دارند؛ ساده و منطقی… مرد ها همه دنیای شان همین طوری است. ساده و منطقی… درست بر عکس دنیای ما.

بیایید بس کنیم. بیایید میکروفون ها و تابلو های اعتراضی مان را کنار بگذاریم. من فکر می کنم مرد ها، واقعا مرد ها، انقدر ها که داریم نشان می دهیم بد نیستند. مرد ها احتمالا دل شان زنی می خواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین. کمی آرامش در ازای همه فشار ها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند. کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم… بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مرد ها از خوشبختی خیلی ساده است.

منبع:لينك زن/انتهای متن/