بازی تاج و تخت،بازی با ذهن مخاطب

سریال اند یرای جذب مخاطب شرقی که پیش از این جذب سه گانه ی ارباب حلقه ها شده بود، این سریال را با ارباب حلقه ها مقایسه کرده، در حالی که این مجموعه بدون اغراق هیچ جذابیت و کشش احساسی ناشی از اخلاق برای مخاطب شرقی ندارد.

6

سرویس فرهنگی به دخت/

بازی تاج و تخت (محصول2011- 2012) نام سریال جدیدی است که سازندگان آن سعی کرده اند تا با کنارهم قراردادن شخصیت های مختلف داستان و با هزینه ی  بسیار بالا مخاطب را جلب کنند.

 سریال بازی تاج وتخت که تا به حال دو فصل از آن پخش شده، براساس مجموعه رمان های فانتزی نغمه ی یخ و آتش نوشته ی جورج آرآر مارتین آمریکایی ساخته شده است .

بسیاری از منتقدین معتقدند این سریال از لحاظ قدرت  نشان دادن دنیای خیالی  و  جذابیت به سه گانهی ارباب حلقه ها (پیتر جکسون) شبیه است؛ ادعایی که بسیار بی معناست. خلاصه ی داستان  این سریال داستان نبرد هفت خانواده ی اشرافی برای بدست آوردن کنترل سرزمین اسطوره ای وستروس است که سه خانواده اصلی این نبرد استارک ، لنیستر و باراتون هستند. ماجرا از آنجا آغاز میشود که رابرت باراتون پادشاه وستروس ، از جنوب سرزمین به شمال می رود تا از دوست و همرزم قدیمی اش لرد استارک بخواهد در سمت دستیار پادشاه به او کمک کند…

از نظر داستانی سازندگان بازی تاج و تخت سعی کرده اند تا با کنار هم قرار دادن تمام شخصیت های کتاب که مرتب در روند داستان بر تعدادشان افزوده می شود(به خاطر سپردن اسامیشان مخاطب را گیج می کند!) مخاطب را با پرداختن به تمام این شخصیت ها مشغول کنند، شخصیت هایی که خیلی از آنها نه تنها نقش خاصی در روند داستان ندارند، که جزو شخصیتهایی محسوب می شوند که تنها نفعشان  بالا بردن تعداد قسمت های این سریال است!

یکی از منتقدین موافق اعتقاد دارد : “ااین سریال بسیار جذاب است. موقع تماشای آن ممکن است همسر شما اوقات تلخی کند،بچه یتان بخواهد کانال دیگری را ببیند و… اما هیچ کدام از این اتفاقات اهمیتی ندارد. چون شما آنقدر محو دیدن سریال هستید که متوجه آنها نمی شوید! “

چرا؟

حال باید دید که چرا دیدن این سریال می تواند این حجم از مخاطب را جذب کند.

داستان سریال از شروع فصل اول تا پایان فصل دوم  بیشتر از اینکه به داستان قوی و شخصیت پردازی تکیه کند ، وابسته ی صحنه های مبتذل و برهنگی بیش از حد معمول است شخصیت های این سریال به غیر از خانواده ی استارک که به اصطلاح نقش های مثبت این سریال را بر عهده دارند، همگی اشخاصی فاسدند که از هیچ گناهی ابا ندارند.

این مجموعه بدون اغراق هیچ جذابیت و کشش احساسی   ناشی از اخلاق برای مخاطب شرقی ندارد  و حتی شخصیت های مثبت هم در مواقعی مرتکب جنایت های هولناکی می شوند که قبح و قداست شخصیت های مثبت را از بین میبرد. سازندگان  برای جبران،سراسر سریال را پر از صحنه های خشونت آمیز، خونریزی و ابتذال کرده اند و به کمک جلوه های ویژه و ساخت لوکیشن های طبیعی بسیار پر خرج، ضعف های خود را پنهان کرده اند.

حال باید دید سازندگان این سریال چطور و با چه منطقی توانسته اند یرای جذب مخاطب شرقی که پیش از این جذب سه گانه ی ارباب حلقه ها شده  بود، این سریال را با ارباب حلقه ها مقایسه کنند و به وسیله ی نام ارباب حلقه ها بر آمار بینندگان خود بیفزایند!

فاطمه قاسم آبادی/انتهای متن/