دن آرام، داستانی از نا آرامی های روسیه

میخاییل شولوخوف یکی از بزرگترین نویسندگان روسیه محسوب می شود و رمان دن آرام به اعتقاد بیشتر منتقدان بهترین رمان اوست که در نهایت برنده جایزه ی نوبل شد.

2

سرویس فرهنگی به دخت/

میخاییل شولوخوف از سال 1928 تا 1940 مشغول نوشتن دن آرام بود. این کتاب در نهایت موفق به گرفتن جایزه ی نوبل شد.

داستان رمان به شرح زندگی مردم روسیه، که ساکن حوالی رود دن هستند، می پردازد و زمانی را به تصویر می کشد که کشور روسیه  در جنگ بین کمونیست ها و طرفداران امپراطوری، در حال نابودیست. شولوخوف علاوه بر توجه به مسائل مربوط به جنگ، با نگاهی موشکافانه، جامعه  آن زمان و سقوط اخلاقی و دینی مردم روسیه در آن دوران را به تصویر می کشد.

داستان رمان در مورد قزاقان ساکن رود دن است و به شرح زندگی یک خانواده به نام ملخوف می پردازد. قهرمان داستان که اتفاقات حول زندگی او می چرخد، گریگوری ملخوف نام دارد. او مردی شجاع و جنگ آور است که به هیچ اعتقاد اخلاقی پای بند نیست. بقیه ی خانواده اش که شامل پدر ، برادر و زن برادرش می شوند، نیز چون او هیچ پای بندی اخلاقی و دینی ندارند.

گریگوری به جنگ می رود و هرچند نمی داند برای چه می جنگد، ولی به خاطر عشق به میهنش(عشقی که بدون استثنا همه ی نویسندگان روس در کتاب هایشان بر آن تاکید دارند) به حضور در این جنگ ادامه می دهد.

در اوایل داستان گریگوری عاشق زن همسایه شان “آکسیانا” می شود و این عشق هر چند نافرجام، ولی به صورت جسته گریخته تا پایان داستان ادامه می یابد. از طرفی پدرگریگوری برای نجات پسرش زیباترین دختر دهکده “ناتالینا” را به همسری پسرش در می آورد. ناتالینا در طی داستان تنها عنصر پاکدامن و پرهیزگار است که مدام به خاطر خیانت ها و بی مهری های گریگوری لطمه می بیند، ولی با تمام توان خود می جنگد تا همسرش را نجات دهد و پاکدامنی خود را در محیطی که اثری از پرهیزگاری در آن نمانده، حفظ کند. شولوخوف با وجود گرایش های کمونیستی که خود داشت، در نهایت بی طرفی، به شرح زندگی آن زمان مردم روسیه می پردازد. او هرچند در اوایل داستان از ناتالینا به عنوان سگ وفادار شوهرش گریگوری و یک دختر بی اراده نام می برد، ولی در پایان داستان، مرگ ناتالینا که تنها ستون آن خانواده ی از هم گسیخته بود، گریگوری و نویسنده را با هم به زانو در می آورد.

بعد از مرگ ناتالینا گریگوری خسته و دل زده از جنگ بر می گردد. فشار عذاب وجدان و غم از دست دادن تمام خانواده اش(غیر از بچه ها) او را نابود می کند. در نهایت با کشته شدن اکسیانا توسط یک سرباز سرخ(کمونیست) آخرین امید گریگوری هم بر باد می رود و تنها دلخوشی اش زندگی فرزندی است که برخلاف پدر خود زندگی خوبی را در کنار رود دن شروع می کند.

شولوخوف در این رمان، که به اعتقاد بیشتر منتقدان بهترین رمان اوست، در چهار جلد با توصیفات بسیار زیبا، که مخصوص نویسندگان روس آن زمان بود، تمام صحنه های نزاع سربازان و سردرگمی آنها در تشخیص بر حق بودن دو طرف درگیری را به خوبی نشان می دهد. او با شخصیت پردازی قدرتمند مخاطب را به آن دوران می برد و او را با مردم روسیه همراه می کند.

فاطمه قاسم آبادی/ انتهای متن/