آندلس از کف رفت، اما چرا؟

چرا اندلس پس از 800 سال که در اختیار مسلمین بود، تحت حاکمیت دوباره مسیحیان درآمد ؟
مسیحیان بیشتر عامل این بازگشت بودند یا مسلمانان؟ راستش را بگوییم: از ماست که بر ماست!

0

سرویس فرهنگی به دخت/

«آندلس» ناحیه ای فقیر نشین در جنوب کشور اسپانیا و در کنار دریای مدیترانه و اقیانوس اطلس بود که مردمانش قرنها از ظلم و ستم پادشاهان و کشیشان مستبد کلیسای کاتولیک رنج می بردند.

آندلس مسلمان و آباد

مسلمانان در سال 92 هجری قمری – برابر با 711میلادی- به سرداری طارق بن زیاد آنجا را فتح کردند و به این ترتیب دولت امویان اندلس در این سرزمین شکل گرفت. مسلمانان پس از فتح آندلس اعلام آزادی مذهبی در این سرزمین کردند و حتی بخشی از مناصب حکومتی را هم در اختیار مسیحیان این سرزمین که انسان های درستکاری بودند، باقی گذاشتند.

به دلیل نیک رفتاری و تبلیغ عقاید اسلامی توسط مسلمانان وارد شده به منطقه آندلس، بسیاری از مسیحیان این منطقه به اسلام گرویدند. سپس با تلاش و مجاهدت مسلمانان در آن سرزمین در طی یک قرن و نیم، آندلسی که زمانی از فقیرترین ناحیه های اروپا بود به سرزمینی آباد، پرمحصول و بانشاط تبدیل شد. کشاورزی و تولید غلات، مرکبات، انگور و زیتون رونق زیادی پیدا کرد و در شهرهای این سرزمین مساجد، مدارس و بیمارستان های متعدد و باشکوه ساخته شد. در مدارس اندلس هم  دانشمندان بسیاری چون ابن رشد اندلسی و موسی بن میمون تربیت شدند.  به این شکل اندلس به یکی از آبادترین و پررونق ترین مناطق جهان اسلام در دوران تمدن طلایی اسلام تبدیل شد.

بازگشت به عقب

 متاسفانه با گذشت زمان و بعد از چند قرن کم کم اختلاف میان قبایل و قومیت های مسلمان بروز کرد و با روی کار آمدن دولت مرابطون در آندلس کم کم این اختلافات قومی و قبیله ای میان مسلمانان منطقه آندلس به جنگ های داخلی میان مسلمانان انجامید. این اتفاقات پادشاهان مسیحی را به طمع انداخت تا از این آب گل آلود برای خود ماهی بگیرند؛ آن هم نه به روش نظامی بلکه به روش جنگ نرم! در واقع پادشاهان و کشیشان مسیحی اروپا به این نتیجه رسیده بودند که جنگ و حمله به سرزمینه ای اسلامی باعث اتحاد مسلمانان آندلس می شود و امکان غلبه بر آنها را به حداقل می رساند؛ ولی  فروپاشی جامعه به لحاظ اخلاقی، زمینه غلبه بر مسلمین را در این منطقه بهتر فراهم می آورد. پس برای تهاجم سنگین  فرهنگی  علیه مسلمانان غافل منطقه آندلس برنامه ریزی کردند.

 بر این اساس زمینه رواج فساد و فحشا در میان جوانان مسلمان فراهم شد.  وقف تاکستان های بزرگ و متعدد برای تولید شراب توسط مسیحیان، توزیع رایگان مشروبات در بین جوانان مسلمان، دوست شدن دختران مسیحی که خود را نذر کلیسا کرده بودند با جوانان مسلمان و از راه به در کردن آنها، تاسیس تفریح گاه های متنوع که خدمه و کارکنان آن زنان زیبای مسیحی بودندو … با جدیّت دنبال شد.

 از طرف دیگر خودکامگی سردمداران حکومتی و گسترش اشرافی گرایی در میان زمامداران به تزلزل مبانی دینی در جامعه دامن زد. ایجاد شبهات عقیدتی در میان مسلمانان و تبلیغ آموزه های مسیحی هم از دیگر عوامل سست شدن بنیان اعتقادی مسلمانان منطقه آندلس شد.

عدم واکنش مناسب  مسلمانان در برابر این تهاجم فرهنگی گسترده در طول چندین دهه، چنان جامعه اسلامی آندلس را از درون تهی کرد که با حمله گسترده لشگر صلیبیون اسپانیا به آندلس در جنگی موسوم به «عقاب» مسلمانان به شدت شکست خوردند و بخش هایی از آندلس به دست اسپانیایی ها افتاد. و پس از شکست های پی در پی  نهایتا  در سال 1492.م مسیحیان توانستند به حاکمیت 800 ساله اسلام بر سرزمین آندلس پایان دهند و کل آندلس را به چنگ بیاورند.

بهای سنگین حاکمیت صلیبیون

 به این ترتیب از سال 1499.م –برابر با 878.ش و همزمان با روی کار آمدن صفویه در ایران- حکومت اسپانیا دست به اخراج گروهی از اعراب مسلمان از این سرمین زد. به علاوه  صلیبیون پیروز در دادگاه های تفتیش عقاید شروع به محاکمه مسلمینی کردند که حاضر نشده بودند مسیحی شوند و به همین دلیل هم صدها هزار مسلمان را به جرم کفر!! کشتند و سوزاندند.  در مرحله بعد هم همین دادگاه های تفتیش عقاید، مسلمانان بسیاری را که از ترس جان مسیحی شده بودند، به جرم نفاق کشت و یا از اندلس اخراج کرد؛ به طوری که در طول یک قرن بیش از یک میلیون مسلمان از اندلس به آفریقا مهاجرت اجباری کردند[1].

منابع:

–  کتاب «رویدادهای تاریخ اسلام»، جلد دوم، نوشته دکتر عبدالسلام ترمانینی، ترجمه جمعی از پژوهشگران، چاپ پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، چاپ دوم، بهار 1388.ش، ص 41

–  دانشنامه دانش گستر، جلد3، موسسه علمی-فرهنگی دانش گستر، 1389.ش، ص 174و175

–  کتاب «تمدن اسلام و عرب»، نوشته گوستاو لوبون، ترجمه محمدتقی فخرداعی گیلانی، انتشارات علمی، چاپ چهارم 1363.ش، ص 333 و 335

انوشه میرمرعشی/ انتهای متن/



[1] -کتاب «آندلس» -تاریخ حکومت مسلمین در اروپا-، نوشته دکتر محمدابراهیم آیتی، انتشارات دانشگاه تهران، چاپ چهارم، 1376.ش، ص 198 و199