آرشیو دسته بندی

مذهبی

اینک خدیجه در کنار ” آسیه” و “مریم” است

روز دهم ماه رمضان پس از آن که پیامبر خدیجه را در ردایی بهشتی نهاد و به خاک سپرد، برای بی تابی ها فاطمه جبرئیل فرود آمد و گفت:« پروردگارت فرمان مي‌دهد که سلام ما را به "فاطمه" برسان و به او بگو مادرش،" خديجه"، اينک در بهشت زيبا و پر طراوت…

اقامتگاه مروارید گون بانو در بهشت آماده می شود

دوران شعب ابی طالب تمام شد اما خیلی سخت و حالا جسم بانو تحليل ‌رفته بود و روحش کمال يافته بود و آماده رفتن بود؛ رفتنی که برای پیامبر و دخترش و برای مسلمین بسیار گران بود مخصوصا که با رفتن ابوطالب فاصله کمی داشت این رفتن.

از گریه خدیجه فرشتگان به گریه افتاده‌اند

... و جبرئيل فرود آمد و گفت: "خديجه "نگران حال تو است. از گريه او فرشتگان به گريه افتاده‌اند. او را به سوي خود بخوان و سلام مرا به او برسان و بگو خدا ترا سلام مي‌رساند و به او مژده بده که او در بهشت خانه‌اي از مرواريد دارد که به نور زينت…

پیغمبر برگزیده را به من نشان دهید

قریش برای فشار به رسول خدا آزار و اذیت را بیشتر کردند. حالا ترفند جدیدی یافته اند ، طلاق دختران پیامبر که با پسران ابولهب ازدواج کرده اند؛ ازدواجی که به امید توقف این آزارها صورت گرفت اما...

بانو دختری آورده است!

تولد "فاطمه" که در شهر مکه پيچيد، حسودان طعنه‌ها را شروع کردند که محمد ابتر است اما در برابر جاهلان و فرومايگان. سکوت بهترين راه بود وقتی که خدا پاسخ شان را داد که: ما کوثر را به تو عطا کرديم.

گل خوشبوی آفرینش رویید

چون زنان قریش دست رد به سینه بانو زدند برای یاریش در تولد کودکش، ناگاه خدیجه چهار بانوی نورانی را در برابر خویش دید که از بهشت آمده بودند برای کمک به او در تولد ریحانه آفرینش، زهرای پاک.

راز نهفته‌ی این چهل شب چیست؟

قرار شد که پیامبر چهل روز دور از خانه باشد و دور از خدیجه. چهل روز دوري، چهل شب جدايي، چهل روز پيامبر خدا(ص) روزه گرفته بود، چهل شب نماز خوانده بود. قلب بانو در تب و تاب بود… چه امر مهمي روي داده که مي‌بايد براي آن چهل شب تزکيه کرد؟

شاید این ازدواج از فشار مشرکان کم کند.

"عتبه" و "عتيبه" فرزندان "ابولهب"و"ام جميل"به خواستگاري دو دختر خدیجه "رقيه"و "ام‌کلثوم" آمده بودند و بانو تشويش داشت که این دو پسر همانند پدرشان تند مزاج و آتشين‌خو بود، عصباني و گردنکش باشند.

به خدیجه طعنه می زنند که پسری ندارد

فرزندان پیامبر که پسر بودند یکی پس از دیگری بعد از مدتی در خردسالی از دنیا می رفتند و این دل بانو را سخت غصه دار می کرد. با ان که از محمد(ص) نشنیده بود که خواهان دختر است يا پسر، اما با طعن بدخواهان چه باید می کرد؟

با صدای بلند باید مردم را به اسلام دعوت کنم

از چهل نفر بزرگان قریش که دعوت شدند برای این که پیام محمد(ص) را بشنوند، تنها خود او ماند و خدیجه و علی، همه رفتند و بعد از آن باید ابلاغ پيام اسلام به صدای بلند و علنی صورت می گرفت.

بانو در التهاب بود و مراقب

همه آنان که بيزار بودند از بت‌پرستي، دلبسته به آئيني بر مبناي فطرت، تشنه‌ي عدالت و تشنه‌ي سخنان محمد(ص) از سرچشمه‌ي وحي الهي، به او ایمان می آوردند: بينوايان و ضعفاي مکه، زنان و کنيزان و جواناني که در دين آباء و اجدادي‌شان، بت‌پرستي، شک…