یکشنبه ۶ فروردین ۱۳۹۶

۲۴ اسفند ۱۳۹۵

یتیم عبدالله در کوه و دشت

بعد از آن که زنان بسیار آمدند برای شیر دادن به محمد و او حاضر به شیر خوردن نشد. عاقبت افتخار شیر دادن به محمد نصیب حلیمه شد از قبیله بنی سعد، وقتی این افتخار به او رسید که ناامید شده بود از پیدا کردن کودکی برای شیر دادن.
۱۷ اسفند ۱۳۹۵

طلوع یک خورشید

آمنه به کودکی باردار است از عبدالله، همسر محبوبش که خیلی زود او را تنها گذاشت با این کودک. اما گویی نه تنها آمنه که در کل عالم و درمیان همه مردمان، نشانه های آمدن "محمد" مشهود شده است. و با این نشانه ها بود که محمد قدم به دنیا گذارد.
۱۰ اسفند ۱۳۹۵

میلاد نزدیک است

سپاه عظیم «ابرهه» که برای در هم کوبیدن کعبه راهی مکه اند، با هجوم انبوه پرندگان با چنگال های حامل. سنگ های کوچک، تارومار می شود.
۳ اسفند ۱۳۹۵

ابرهه سوار بر فیل می آید

عروس جوان عبدالله هنوز رد خضاب عروسی را بر دست دارد که سیاه پوش سوگ عبدالله شد. اینک او روزهایش با آه و حسرت و اشک و غم قرین است و تنها مونس او کودکی است که در بطن اوست.
۲۶ بهمن ۱۳۹۵

سفر بی بازگشت عبدالله

آمنه عروس عبدالله پا به خانه او گذاشت و خیلی زود نوری که در صورت و پیشانی عبدالله موج می زد و نظر بسیاری از زنان مکه را جلب کرده بود، به آمنه منتقل شد. حالا آمنه باردار بود و در خواب دید که فرزندش سرور همه عالمیان خواهد شد.
۱۹ بهمن ۱۳۹۵

عروسی

نذر قربانی شدن عبدالله به قربانی شدن 100 شتر تبدیل می شود و عبدالله حیاتی دوباره می یابد وآنگاه برای او از قبیله بنی زهره و از خاندان وهب، زیباترین و عفیف ترین دختر خواستگاری می شود:آمنه ...
۶ بهمن ۱۳۹۵

“همه دختران من”،حرف مهم و اجرای ضعیف

در روز اول دوره سي و پنجم جشنواره تئاتر فجر، نمايش همه دختران من به كارگرداني جواد روستايي و نويسندگي جواد روستايي و محمد قاسمي در سالن سايه تئاتر شهر به روي صحنه رفت.
۴ آبان ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۴ / سال های فاجعه

(میرزا تقی، لای دندانهای خود را پاک می کند. کبری سفره را جمع می کند.)
۲۷ مهر ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۳/ سال های فاجعه

(در را باز می کند. عزت به درون خانه می افتد.)
۱۳ مهر ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۲/سال های فاجعه

(ننه نساء ، سه یا چهار تا پیرهن گشاد روی هم به تن کرده و چند روسری بلند هم روی سرش کشیده است، ساک بزرگی پر از خرت و پرت را به سختی می کشد و به درون خانه می آورد.)
۶ مهر ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۱/ سال های فاجعه

(هوا تاریک است، مریم در ایوان نشسته و گریه .صدای ساز و دهل عروسی به گوش می رسد, میرزا از اتاق بیرون می آید)
۲۹ شهریور ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۰/ سال های فاجعه

عزت : به افتخار عروس و داماد لی لی لی لی ( عزت جلوی مهمان ها شیرینی می گیرد و مهمان ها دست می زنند.)
کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد