یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵

۴ آبان ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۴ / سال های فاجعه

(میرزا تقی، لای دندانهای خود را پاک می کند. کبری سفره را جمع می کند.)
۲۷ مهر ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۳/ سال های فاجعه

(در را باز می کند. عزت به درون خانه می افتد.)
۱۳ مهر ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۲/سال های فاجعه

(ننه نساء ، سه یا چهار تا پیرهن گشاد روی هم به تن کرده و چند روسری بلند هم روی سرش کشیده است، ساک بزرگی پر از خرت و پرت را به سختی می کشد و به درون خانه می آورد.)
۶ مهر ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۱/ سال های فاجعه

(هوا تاریک است، مریم در ایوان نشسته و گریه .صدای ساز و دهل عروسی به گوش می رسد, میرزا از اتاق بیرون می آید)
۲۹ شهریور ۱۳۹۵

نمایشنامه ۱۰/ سال های فاجعه

عزت : به افتخار عروس و داماد لی لی لی لی ( عزت جلوی مهمان ها شیرینی می گیرد و مهمان ها دست می زنند.)
۲۳ شهریور ۱۳۹۵

نمایشنامه ۹/ سال های فاجعه

باجی خانم رنگ پریده و افسرده به همراه ننه نساء آهسته به سوی زیر زمین حرکت می کند.
۱۶ شهریور ۱۳۹۵

نمایشنامه ۸/ سال های فاجعه

( عزت خود را آراسته است، آهسته به سوی در خانه می رود. مریم او را غافلگیر می کند.)
۹ شهریور ۱۳۹۵

نمایشنامه ۷/ سال های فاجعه

(میرزا تقی تلو تلو خوران در حالی که مردی جوان او را می کشد، به درون خانه می آید، عزت بر لبه ایوان نشسته و همچنان در بهت و اندوه بسر می برد.)
۲ شهریور ۱۳۹۵

نمایشنامه ۶/ سال های فاجعه

(جلوی در خانه، علی ایستاده و مریم در را باز می کند و بیرون می آید.)
۲۶ مرداد ۱۳۹۵

نمایشنامه ۵/ سال های فاجعه

(همان صحنه ننه نساء فریاد کنان وارد می شود. و باجی خانم با یک لنگه کفش به دنبال او می دود.)
۱۸ مرداد ۱۳۹۵

نمایشنامه ۴/ سال های فاجعه

(مریم در ایوان خانه نشسته ، مشغول جمع و جور کردن کاغذهای دور و بر خودش است. یک باره یکی از آنها توجه اش را جلب می کند. آن را باز می کند و می خواند.)
۱۲ مرداد ۱۳۹۵

نمایشنامه ۳/ سال های فاجعه

 (عزت مقابل آینه نشسته است و خود را می آراید.خانم باجی از پشت پنجره به او می نگرد.خانم باجی طوری قرار می گیرد که درست در مقابل عزت است.میرزا تقی غذایش را تمام می کند و به قلیان کشیدن مشغول می شود.)
کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد