آرشیو دسته بندی

شعر

تا شهر را دوباره پر از آمدن کند

داستان خرمشهر مثنوی بلند بالایی است که باید شنید و خواند تا فهمید این شهر داغدار فرزندانی غیور است، داغی که تا به امروز آرام نگشته است، به بهانه روزی که به نام خرمشهر قهرمان است، با واژه‌های شعر فریبا یوسفی همراه می‌شویم تا بشنویم و بخوانیم…
بیشتر بخوانید...

ز در درآ و شبستان ما منور کن

ما همچنان منتظریم تا شاید این میلاد روز باز شدن دلها و قرار عاشقانی باشد که برای دیدنت روز می شمارند. به بهانه میلادت سری به مهدیه نغمه مستشار نظامی می زنیم و برایت می خوانیم تا بدانی که ما هر میلاد در انتظار آمدنت هستیم.
بیشتر بخوانید...

می‌توان با این خدا پرواز کرد

روزهای نخستین اردیبهشت، یاد و خاطره شاعری را زنده می‌کند که نه‌تنها از میلادش طبیعت جشن گرفت بلکه از مرگش دنیای شعر و شاعری در عزا و ماتمی همیشگی فرورفت. قیصر امین پور شاعر اردیبهشتی ادبیات معاصر، بزرگ شاعری بود که از دل سرود و از دل نوشت.
بیشتر بخوانید...

عشق سعدی نه حدیثی است که پنهان ماند

فکرش را بکن، بهار باشد، روزهایی که هوا پر شده از عطر گل ها و بوی علف های تازه، حس شاعرانگی هم آمده باشد بخاطر روز سعدی، طبع شاعرانه آدمی در این فضا فقط یک مسمط دل‌نشین از بهار ادبیات معاصر ایران محمدتقی بهار را کم دارد که در رثای…
بیشتر بخوانید...

عطر لبخند خدا پیچید در دنیای من

برخی روزها آمدنشان نویدبخش است و خبر از آمدن‌های دیگر می‌دهند، خبر از آمدن روزهایی که آسمان سرود می‌خواند و شکوفه‌های گیلاس بهاری، رقص‌کنان روی زمین می‌ریزند، نخستین روز ماه رجب روز تولد خورشیدی است که با آمدنش نوید روزهای خوش دیگر را…
بیشتر بخوانید...