یکشنبه ۳ بهمن ۱۳۹۵

۳۰ دی ۱۳۹۵

همه‌ی عشق در این معرکه تنها مانده ست

امروز دیگر غزه نامی فرای جغرافیای مکانی خود دارد، برای خودش تاریخی دارد که اثبات می‌کند نسل ستمگران تاریخ ادامه دارد و ادامه دارد؛ به بهانه بیست و نهمین روز از اولین ماه زمستان، شعری را برای شهر کوچک استقامت از علیرضا نیک نژاد می‌خوانیم.
۲۳ دی ۱۳۹۵

هنوز بید، پریشیده سر فکنده به زیر

روزهای پایانی دی‌ماه یاد بزرگ‌مردی را زنده می‌کند که به جان کوشید تا سرفرازی میهنش را تضمین کند؛ امیرکیبر بزرگ امیری که بزرگی‌اش حاکمان جور را بی‌تاب کرد و ما به بهانه روزهایی که او را یادآور می‌شوند، زیبا شعری از فریدون مشیری را می‌خوانیم.
۱۶ دی ۱۳۹۵

فضای آبی شعرم نثار مقدمتان

ربیع ثانی اگر بهار شد به بهانه خلقت و تولد پدری است که والا فرزندش منجی تمامی آدم‌های دنیاست، سهم ما از شادباش این میلاد بزرگ، شعری معطر از محمد بیابانی است.
۹ دی ۱۳۹۵

بم به خال لب یک دوست گرفتار شده است

هفته ای که گذشت یاد روزی تلخی را با خود داشت؛ پنج و ده که جفت می شوند داغ حداقل پنجاه هزار خانوار تازه می شود. با سروده ای از حامد عسگری یاد خفتگان در خاک بم، سرزمین نخل، هل و نارنج را گرامی می داریم.
۲ دی ۱۳۹۵

یلدا شب بلند غزلهای مشرقی ست

پاییز نفس‌های آخرش را می‌کشد ، فصلی پر از شاعرانه‌های شورانگیز و بازی جذاب رنگ‌ها در آسمان و زمین ، وقتی پاییز نفس‌هایش به شماره می‌افتد ، یعنی از پس یک یلدای باشکوه تو سپیدی و پاکی زمستان را خواهی دید، یلدا یعنی از پس میهمانی رنگ‌ها تو، به بزم عاشقانه پاکی و سپیدی دعوت می‌شوی و در انتظار سبزی می‌نشینی؛ یلدا می‌گوید که اگر در پس رنگ‌های زندگی‌مان، درونمان پاک و سفید و روشن باشد ، سبزی بهاران را تجربه می‌کنیم .
۲۵ آذر ۱۳۹۵

تو از جوانه زدن در شبی بهاره بگویی

میلاد پیامبر اعظم باران پرصلابتی است که لطافت و تازگی‌اش طبع موزون شاعران را بیدار می‌کند و شاعران رقص‌کنان در زیر این باران رحمت الهی کلام را معنای دیگر می‌بخشند با شاعرانه‌ای بارانی از قاسم صرافان، طراوت بهاری میلاد پیامبرمان را جشن می‌گیریم.
۱۸ آذر ۱۳۹۵

آری ربیع موسم باران رحـمت است

حلول ماه ربیع‌الاول، بهار نبوی، می تواند بهانه‌ای خوب برای زمزمه کردن شعری از مصطفی معارف باشد در بشارت رفتن ماه صفر و رسیدن این ماه.
۲۷ آبان ۱۳۹۵

شکوه تو زمین را با قیامت آشنا کرد

چهل شب است که بر نیزه شدن آفتاب را سر بر شانه‌های آسمان می‌گرییم. «اى چرخ! غافلى که چه بیداد کرده‌ای». در آستانه ی چهلمین روز از بزرگ واقعه ی عاشورا، سوگواره‌ای از سید حمیدرضا برقعی را عاشقانه و با سوز دل نجوا می‌کنیم:
۲۰ آبان ۱۳۹۵

ترا من چشم در راهم

هر پاییز نام عاشقان بسیاری را در خود دارد و نیما یوشیج عاشقی پاییزی است که صدای شعرهایش در موسیقی بادهای فصل خزان، جان را طراوت می‌بخشد. به بهانه ی روزی که با یاد و نام او در تقویم شناخته شده، شاعرانه‌ای دل‌نشین و معروف از او را می‌خوانیم.
۱۳ آبان ۱۳۹۵

سیلیم ما ، اگر دیوار بسیار است

وطن، ردیف همه ی شعرهایی است که برای اعتلای سرزمینی سفید ، سرخ و سبز سروده شده است. در این روزها که خاطرات جنبشی عظیم و مردمی یعنی 13 آبان بازهم زنده شده است، مشتاقانه، وطن واره ای از میلاد عرفان‌پور را می‌خوانیم
۶ آبان ۱۳۹۵

و ز باران کمی بیاموزیم

وبه بهانه نخستین قطره‌های باران پاین روزها یادی می کنیم از شاعر دل‌خسته ای که سال‌هاست باران را ندیده است با شاعرانه‌ای نمدار از مجتبی کاشانی..
۲۹ مهر ۱۳۹۵

باز پاییز آمد و…

تو هستی، پاییز، خیابان، برگ‌ریزان و نیمکتی که تو را می‌خواند تا ترانه‌هایت را در گوش او زمزمه کنی؛ و این بار به بهانه این فصل زرد و نارنجی، پاییزانه ای از علی‌اصغر اقتداری را می‌خوانیم و ریزش برگ‌ها را نظاره می‌کنیم.
کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد