سه شنبه ۳ اسفند ۱۳۹۵

۱ اسفند ۱۳۹۵

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۶

ریحانه در اعتراض و گله ازعلی اکبربا هیجان همه حرف های نگفته اش را به علی اکبر می گوید و در حال صحبت از فرط هیجان، بارها با دست زخمی اش را به سینه او می کوبد، طوری که بخیه های دستش باز می شود و علی اکبر او را به بیمارستان می برد و در بازگشت به خانه زهرا خانم که تمام حرف های ریحانه را شنیده، می خواهد از آنها سؤالاتی بپرسد.
۲۷ بهمن ۱۳۹۵

داستان / خودت را معرفی کن!

سیده مرضیه قاضی مرعشی متولد 1375 و اکنون دانشجوی رشته ی علوم تربیتی است. دوره ی داستان نویسی را نزد استاد محمدرضا سرشار طی کرده و در حال حاضر در زمینه ی فیلم نامه نویسی انیمیشن کارمی کند.
۲۴ بهمن ۱۳۹۵

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۵

ریحانه که از علی اکبر دلخور است، برای جلب توجه و در واقع انتقامجویی سر سفره کنار سجاد - برادر شوهر بزرگش- می نشیند و...شب هم در خانه مادرشوهرش و در تاریکی سجاد را به جای علی اکبر اشتباه می گیرد و دستش را روی شانه اش می گذارد. علی اکبر این صحنه را می بیند و ...
۲۰ بهمن ۱۳۹۵

داستان / رفت و برگشت

سمیه سلطانپور به صورت حرفه ای، نوشتن را از سال 1390 با کلاس های داستان نویسی دفتر تبلیغات قم آغاز کرد. داستان دو قسمتی به نام "یک تجربه" از او پیش از این در سایت به دخت منتشر شده است.
۱۷ بهمن ۱۳۹۵

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۴

ریحانه که دستش به شدت مجروح شده و بخیه خورده، چند روزی در خانه استراحت می کند. اما برای آنکه کمی دلش باز شود، خانواده شوهرش او را به پارک می برند. در پارک ریحانه و فاطمه از خلوت بودن زمین بازی استفاده می کنند و سوار تاب می شوند. علی اکبر از صدای خنده هایشان غیرتی می شود، به زور ریحانه را پیاده می کند و ریحانه...
۱۳ بهمن ۱۳۹۵

داستان کوتاه/ روز فراموش نشدنی

داستان این هفته از پروانه بابک[۱] است؛ داستان نویسی که صاحب مجموعه داستان­های “یک سار پرید” و “هم بازی شطرنج” .
۱۰ بهمن ۱۳۹۵

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۳

علی اکبر ریحانه را از ترک موتور پیاده می کند. ریحانه عصبانی پیاده می شود و شروع می کند به دویدن. در حال گریه در کوچه ای خلوت دزدی کیفش را به زور از او می گیرد و دست ریحانه را با چاقویش زخمی می کند. ریحانه بر می گردد و درست سر کوچه خانه علی اکبر از حال می رود. علی اکبر او را می بیند...
۶ بهمن ۱۳۹۵

داستان کوتاه/ بله را بگویم یا نه؟

لیلا صادق محمدی[1] شاعر و نویسنده کودک و نوجوان است. در شعر کتاب "راز سبز زندگی" مجموعه شعر بزرگسال در قالب های دوبیتی، شعر نو و غزل از او چاپ شده است و در داستان کودک و نوجوان به کتاب­های "گرگ ناقلا" و "سنجاب باهوش"، "عاقبت شکمو"، "قول مردونه" و "زیباترین جشن تکلیف" از او به چاپ رسیده است. در حال حاضر با نشریات متعددی چون کیهان بچه­ها، پوپک، سلام بچه­ها، جدید، باران و ... همکاری می­کند.
۳ بهمن ۱۳۹۵

داستان بلند/ مدافع عشق۱۲

ریحانه شب در خانه علی اکبر می ماند. صبح هم به دنبال علی اکبر می رود تا پشت ترک موتورش سوار شود. اما ...
۲۹ دی ۱۳۹۵

داستان/ عکس

شیما جوادی در 1359 چشم به جهان گشود و فارغ التحصیل رشته ی حقوق قضایی است. دوره های داستان نویسی را با استاد تجار سپری کرده است.
۲۶ دی ۱۳۹۵

داستان بلند/ مدافع عشق ۱۱

دو هفته است که از عقد ریحانه و علی اکبر می گذرد. ریحانه هر کاری می کند تا علی اکبر را جذب کند، موفق نمی شود. او حتی شب را در خانه علی اکبر می ماند و در اتاق او می خوابد اما...
۲۲ دی ۱۳۹۵

داستان کوتاه/ تاوان یک آه

مهناز یعقوبی آبکناری[۱] که در رشته ی زبان و ادبیات فارسی تحصیل کرده است، از هنرمندان جوان عرصه داستان نویسی است. داستان کوتاه “پای مصنوعی” او برگزیده مسابقات بسیج دانشجویی است.
کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد