جمعه ۱ بهمن ۱۳۹۵

۱۵ دی ۱۳۹۵

داستانک / عاشقانه ترین و غم انگیزترین پیام دنیا

مادرها وقتی اس ام اس می دهند، جوری می نویسند انگار که از درون یک زندان در فرصتی کوتاه با هزار بدبختی فرستاده اند. توی خیابان راه می رفتم. مادر من فقط یک بار اس ام اس داد به من وفقط یک کلمه:" آدامس"... فقط همین.
۲ آذر ۱۳۹۵

داستانک/ زنی پشت پنجره

پرستار وارد اتاق می شود و می پرسد: همراهتون نیومد؟ زن که رو به پنجره ایستاده بود برمی گردد. نگاهِ خسته و بی رمق اش را به چهره ی پرستار می دوزد...
۹ آبان ۱۳۹۵

داستانک / فقیر کیست؟

روزی یک مرد ثروتمند، پسر بچه کوچکش را به ده برد تا به او نشان دهد مردمی که در آنجا زندگی می کنند، چقدر فقیر هستند.
۲ آبان ۱۳۹۵

داستانک/ زمانه

او را در پتوی کوچکی پیچیده بود تا از هجوم قطرات باران در امان بماند. وارد درمانگاه شد و کنار باجه ی پذیرش ایستاد.
۲۵ مهر ۱۳۹۵

داستانک / همان چند جمله ی کوتاه

آن روز انگار حرارت تنور و گرمای کلافه کننده ی مرداد، با بی حوصلگی و اعصاب نا آرام من، نسبت نزدیکی پیدا کرده بودند! اما به هر صورت باید تحمل می کردم تا نوبتم شود و با نان به آن خانه ی جهنمی برگردم...
۱۱ مهر ۱۳۹۵

داستانک/ نیش زندگی

هوا گرم و سوزان بود ، پاهای برهنه ام گویا روی آتش قدم می گذاشت . خسته و تشنه بودم و نیاز به اندکی استراحت داشتم .
۴ مهر ۱۳۹۵

داستانک/ کنکور

پیرزن مغموم و افسرده گوشه ی دیوار تکیه زده بود عصایش در دستانش می لرزید و هر از چند گاهی به مرد نگهبان می گفت : خب چی می شه اجازه بدین آسمون که به زمین نمیاد .
۲۸ شهریور ۱۳۹۵

داستانک/ جنس چادر

 مریم ابراهیمی شهرآباد/ یک ایستگاه بعد از من سوار شد […]
۲۱ شهریور ۱۳۹۵

داستانک/جلب توجه

تعدادی دختر دانشجو در ایستگاه اتوبوس ایستاده بودند اما هر اتومبیلی که می رسید برای او بوق می زد.
۷ شهریور ۱۳۹۵

داستانک/آخرین تصویر

دو دستم را روی صورتم گذاشتم روی دو زانو نشستم و فریاد کشیدم ، حس می کردم دو میله ی آهنی داخل چشمانم فرو کرده اند. تمام بدنم می سوخت گر گرفته بود داشتم آتش می گرفتم از سر تا به پایم داغ شده بود ؛ صورتم ، گردنم و پایین و پایین تر ...
۳۱ مرداد ۱۳۹۵

داستانک/ نقاشی

زهرا محو تماشای نقاشیش بود و دل توی دلش نبود تا زودتر آن را به معلمش نشان دهد.
۲۷ مرداد ۱۳۹۵

داستانک/ چت خانگی

نورصفحه گوشی در فضای تاریک اتاق چشمم را می زند، در تختخوابم چرخی می زنم و به آنلاین بودن آبجی لیلا نگاه می کنم.
کلیه حقوق متعلق به مجتمع رسانه ای اطلس می باشد